دو سنگ آذرین,گابرو و بازالت
|
بازالت بازالت عبارت از سنگ آتشفشانی تمام بلورین ، نیمه بلورین و گاهی شیشهای است که دارای بافت آفانیتی است و گاهی نیز بصورت تودههای تموذی کم عمق ظاهر میشود مهمترین کانیهایی که در این سنگها دیده میشوند عبارتند از پلاژیوکلاز (لابرادوریت) 40 تا 60 درصد ، کانیهای فرومنیزین (پیوکسنهای منوکلینیک و الیوین) 35 تا 55 درصد. ترکیب متوسط پلاژیوکلازهای یک سنگ باید لابرادوریت یا بازیک تر از آن باشد تا بتوان آنرا جزو دسته بازالتها قرار داد. |
معمولا تغییرات زیادی در ترکیب پلاژیوکلازها دیده میشود. بلورهای درشت ممکن است آنورتیت ، بیتونیت و یا در اکثر حالات لابرادوریت باشد و این پلاژیوکلازها خیلی وقت ها زونه هستند. بلورهای درشت هر چه اندازه شان کوچکتر باشد اسیدی ترند و پلاژیوکلاز خمیره از آنها هم اسیدی تر است. بلورهی درشت پلاژیوکلاز از نوعی است که در درجه حرارت زیاد تشکیل شده است. انکلوزیونهای شیشهای و الیوین در آنها دیده میشود. ماکلهای آلبیت ، پریکلین و کارسباد بخوبی در خیلی از بلورها مشهود است.
| |
کانیهای فرومنیزین بازالتها
در بازالتهای دانه درشت بلورهای بزرگتر پیروکسن از نوع اوژیت و دیوپسیدیک است، در صورتی که بلورهای کوچک از نوع پیژونیت میباشد. در بازالتهای دانه ریز یک نوع پیروکسن نیمه پایدار باهم اوژیت ساب کلسیک دیده میشود. هیپرستن نیز ممکن است در بازالتها دیده شود. ولی خیلی کمتر از اوژیت که اکثرا در بازلتها وجود دارد. الیوین در سنگها دیده میشود و ممکن است ترکیب آن در یک سنگ تغییر کند بطوری که دانههای ریزتر دارای آهن بیشتری باشد.کانیهای فرعی بازالتها
کوارتز بصورت کانی فرعی ممکن است دیده شود ولی مقدار آن در حدود 10 درصد باشد سنگ را به اسم کوارتز بازالت مینامیم. کریستوبالیت نیز در خمیره بعضی از بازالتها زیاد دیده میشود. اورتوز در صورتی که وجود داشته باشد. مقدارش ناچیز است ولی در برخی انواع بازالتها ممکن است کانی اصلی باشد.کانیهای فرعی دیگر عبارتند از آپاتیت ، منیتیت ، ایلمنیت و گاهی زیرکن. فلدسپاتوئیدها در انواع قلیایی بازالتها به مقدار کم ممکن است وجود داشته باشد. شیشه ممکن است یکی از اجزای اصلی یا فرعی بازالتها باشد بادامکهای بازالتها از کانیهای معمولی این سنگها بااضافه زئولیتها ، کلسیت و کوارتز ممکن است پر شده باشد.
دگرسانی بازالتها
پیروکسنها دگرسان شده به کلریت ، سرپانتین و کربنات تبدیل میشود، الیوینها به ایدینگزیت و سرپانتین یا ناترونیت تبدیل میشوند. فلدسپاتها معمولا دگرسان نشدهاند ولی ممکن است کائولینیزه یا کلریتیزه شده باشد.انواع مختلف بازالتها
- کوارتز بازالت
- الیوین بازالت
- هیپرستن بازالت
- هورنبلند بازالت
- ملافیر : نام منسوخی است که برای انواعی از بازالت که در دوران اول تشکیل شده اند نیز بکار میرفته است.
- تولئیت : عبارت از بازالتی است که اگر ترکیب آن را به روش CIPW محاسبه کنیم دارای هیپرستن خواهد بود.
- پیکریت : نامی است که برای بازالتهایی که دارای مقدار زیادی الیوین است بکار رفته است. گرچه به نوعی از پریدوتیتها نیز پیکریت گفته میشود.
- اسپیلیتها : بازالتهای هستند که لابرادوریت آنها آلبیتیزه شده و اوژیت آنها در نتیجه دگرسانی به آکتینوت ، کلریت ، اپیدوت و الیوین سرپانتینیزه تبدیل شده است.
| |
ساخت و بافت بازالتها
بازالتها دارای ساخت و بافتهای خیلی مختلفی هستند و از انواع تمام بلورین تا شیشهای تغییر میکنند. مهمترین انواع آنها بدین قرار است.- بافت شیشهای : اکثرا شیشه قهوهای روشن با کریستالیتها و میکرولیتهای کم
- بافت نیمه بلورین : خمیره شیشهای که قسمت عمده سنگ را تشکیل داده و دارای تعداد کمی بلورهای درشت است این بافت را بافت ویتروفیر میگوییم و سنگ مربوط بازالت و تیروفیر نیز نامیده میشود.
- بافت واریولیتیک : گاهی مقادیر مختلفی اسفرولیت های گرد یا نامنظم پلاژیوکلاز که بطور شعاعی در یک خمیره که ممکن است دارای مقادیر مختلفی شیشه باشد قرار گرفته است این نوع بافت را واریولیتیک و سنگ مربوط را واریولیت گویند.
- بافت انترسرتال : خمیره بیشتر دارای بلورهای میکروسکوپی ذرات شیشهای است که در جهتهای مختلف بین بلورهای فلدسپاتها قرار گرفته است. این بافت را گاهی بافت انترسرتال نیز مینامند.
- بافت هیالوپلیتیک : اگر خمیره بیشتر از بلورهای میکروسکوپی فلدسپاتها (پلاژیوکلازها) تشکیل شده و اوژیت در میان آنها دیده شود و مقدار شیشه ناچیز باشد. این بافت را هیالوپیلتیک گویند.
- بافت پیلوتاکسیتیک : خمیره از میکرولیت های فلدسپاتها تشکیل میشود.
- بافت گرانولیتیک : خمیره بیشتر از پیروکسنها و به مقدار کم از پلاژیوکلازهای تشکیل شده است که بین سایر بلورها قرار گرفته است.
- بافت افیتیک : خمیره از میکرولیتهای پلاژیوکلازها تشکیل که بوسیله بلورهای بیشکل پیروکسن احاطه شده است.
| |
محل تشکیل بازالتها
بازالتها فراوانترین سنگهای آذرین خروجی هستند و اکثر بصورت جریانهای گدازهای و همچنین سنگهای آذر آواری دیده میشود. سه دسته مهم بازالت از نظر زمین شناسی وجود دارد.- بازالتهای جلگهای : که همراه با کوارتز دیابازها ظاهر میشوند و با ضخامتهای زیاد وسعت خیلی زیاد را میپوشاند.
- بازالتهای الیویندار : در ناحیه اقیانوسها و معمولا همراه با مقدار کمی تراکیت و فنولیت دیده میشود.
- بازالتهایی که همراه با آندزیت ، داسیت و ریولیت دیده میشود و اکثرا در نواحی چین خورده ظاهر میشود.
گابرو
گابرو عبارت از سنگ نفوذی تمام بلورین است که دارای بافت فانریتی بوده و کانیهای زیر در آن دیده میشود. کانیهای فرومنیزین (اوژیت ، هیپرستن یا اولیوین و گاهی هورنبلند) 25 تا 50 درصد ، پلاژیوکلازها (لابرادوریت یا بیتونیت) 45 تا 70 درصد.
اگر لاژیوکلازها اسیدی تر از لابرادوریت باشد سنگ جز دسته دیوریتها است. عدهای از سنگ شناسان بعضی از سنگهای کم سیلیس سیاه رنگ را که دارای الیوین است و پلاژیوکلازهای آن جز آندزینها میباشد، از این دسته به شمار میآورند.
مهمترین سنگهای که جز دسته گابروها قرار میگیرند.
- گابرو : اوژیت و پلاژیوکلازهای کلسیک
- اولیوین گابرو : اوژیت ، اولیوین و پلاژیوکلازهای کلسیک
- تروکتولیت : الیوین و پلاژیوکلازهای کلسیک
- نوریت : هیپرستن و پلاژیوکلازهای کلسیک
- آنورتوزیت : پلاژیوکلازهای متوسط تا کلسیک
- هیپریت : عبارت از سنگی است بین گابرونوریت که هم دارای پیروکسنهای ارتورومبیک و هم پیروکسنهای منو کلینیک است انواع دیگر مثل الیوین نوریت و الیوین هیپریت و هورنبلند گابرو و هورنبلند نوریت نیز وجد دارد.
| |
کانی شناسی گابرو
کوارتز گابرو و کوارتزیت سنگهای اطلاق می شود که به عنوان کانی فرعی تا 10 درصد کوارتز دارند. پلاژیوکلاز این سنگها معمولا لابرادوریت یا بیتونیت است ولی آنورتیت نیز زیاد دیده میشود. در گابرو بطور کلی آنهایی که دارای الیوین است دارای پلاژیوکلازهای بازیکتری نیز میباشد و آنهایی که دارای پیروکسنهای منوکلینیک است پلاژیوکلاز آنها اسیدی تر است و بالاخره سدیکترین پلاژیوکلازها با نوریتها و هیپریتها دیده میشود.
این پلاژیوکلازها که خیلی کمتر زونه هستند معمولا دارای ماکل آلبیت و همچنین ماکل آلبیت و کارلسبارد تواما در آنها دیده میشود. ما کل پرکلیین نیز در این پلاژیوکلازها ظاهر میشود.
کانیهای فرومنیزین گابروها
پیروکسنهای گابروی معمولی اوژیت و دیو پسیدیک می باشد. انکلوزیونهای ایلمنیت و سایر اکسیدهای آهن در پیروکسنها ممکن است تولید ساخت شالیدن بنماید. در نوریتها و هیپریتهای هیپرتین مهمترین کانی تیره رنگ میباشد و ممکن است دارای پلئوکروشیم باشد، انستاتیت نیز گاهی دیده میشود. الیوین این سنگها معمولا از نوع متوسط است ولی در بعضی گابروها که دارای آهن زیاد میباشند از نوع فایالیت میباشد.
سنگهای الیوین گابرو و تروکتولیت کمیاب تر از گابروهای پیروکسندار است و به همین ترتیب الیوین نوریتها از نوریتهای دیگر کمیابتر است. گابروهایی که دارای هورنبلند بصورت کافی اولیه باشد فقط در نواحی محدودی یافت میشود ولی هورنبلند ثانویه که در نتیجه جانشینی پیروکسنها بوجود آمده باشد زیاد دیده میشود. رنگ هونبلندهای اولیه قهوهای در گاهی سبز رنگ است در صورتی که رنگ هورنبلندهای ثانویه سبز یا سبز روشن میباشد.
کانیهای فرعی
بیوتیت به عنوان کانی فرعی در بعضی انواع گابروها دیده میشود و در برخ نوریتها و گابروها به حدی زیاد است که میتوان آنرا جز کانیهای عادی سنگ دانست. کوارتز نیز ممکن است به مقدار خیلی کم در این سنگها ظاهر شود مخصوصا در نوریتها و هورنبلند گابروها. در برخی گابروها که به نام کوارتز گابرو نامیده میشود. کوارتز مقدارش به حدی است که میتوان به آن کانی شاخص اطلاق کرد.
مهمترین کانیهای فرعی این سنگها عبارتند از آپاتیت ، منیتیت ، ایلمنت و اسپنیل و به مقدار کمتری پیریت ، پیروتین ، گروناها ، اسفن و اثری از فلدسپاتوئیدها نیز در انواع قلیایی این سنگها دیده میشود.
کرومیت به عنوان کانی فرعی در انواع تروکتولیتها ریز میشود. بعضی از نوریتها دارای سیلیملنیت ، آندالوزیت ، کوردیریت و گرونا است که بیشتر ممکن است از سنگهای همبر سنگ اضافه شده باشد.
| |
دگرسانی گابروها
پلاژیوکلازها دگرسان شده تبدیل به آلبیت و زوئیزیت و یا سایر کانیهای دسته اپیدوت میشود. پیروکسنها که ممکن است آمفیبول جانشین آنها شده باشد دگرسان شده به کلریت ، تالک و سرپانتین تبدیل میشوند. الیوین در اثر دگرسانی به سرپانتین و مانیتیت تبدیل میگردد.
ساخت و بافت گابروها
گابروها معمولا دارای بافت دانهای با دانههای متوسط تا درشت و نیم شکلدار هستند. بافت پگماتیتی خیلی بندرت در این سنگها دیده میشود. بافت پورفیری کمیاب است ولی بافت گنیسی و نوار ممکن است دیده شود. هم پلاژیوکلازها و هم الیوینهای این سنگها ممکن است کم و بیش بصورت موازی باهم قرار گرفته باشند. یکی دیگر از بافتهای معمولی این سنگها بافت افی تیک است که در آن تعدادی بلور نسبتا ریز پلاژیوکلاز در داخل بلور درشت پیروکسن دیده می شود و معرف تبلور همزمان این دو کانی در سنگ است.
در این سنگها بافت اربیکولار نیز گاهی دیده شده است. در برخی از تودههای نفوذی گابرو بافت و درشتی دانهها و ترکیب سنگ ممکن است از یک نقطه به نقطه دیگر تغییر فاحشی داشته باشد. در گابروها معمولا آلبیت منیتیت شکلدار و پیروکسن و الیوین و پلاژیوکلازها نیمه شکلدار میباشد و اگر کوارتز وارتوز وجود داشته باشد فضای باقیمانده بین سایر دانهها را پر میکند. ساخت کرونا یا تاجی یا نوارهای حاصله در نتیجه فعل و انفعال شیمیایی ماگمایی باقی مانده روی بلور در این دسته از سنگها بخصوص دور الیوینها و منیتیتها و پیروکسنها مخصوصا وقتی در همبری پلاژیوکلازها قرار گرفته باشد خیلی زیاد دیده میشود.
محل تشکیل گابروها
گابرو ونوریت معمولا در حاشیه باتولیتها و بصورت تودههای نفوذی که در اولین مراحل باتولیتهای مرکب بوجود میآید و همچنین بصورت تودههای نفوذی مستقل که ممکن است مطبق نیز باشد. همچنین ممکن است به صورت طبقاتی در بین تودههای مطبق پریدوتیتی دیده شوند.
تروکتولیتها همراه با پریدوتیتها ظاهر میشوند. انورتوزیتها نیز ممکن است بصورت تودههای نفوذی بزرگ که اکثرا در پرکامبرین تشکیل شده است و پلاژیوکلاز آنها لابرادوریت یا آندزین است. و یا بصورت تودههایی در لوپولیتهای پریدوتیتی که پلاژیوکلاز آنها از نوع بیتونیت است و به صورت تودههای محدودی که در اثر عمل سگوگالیون در سنگهای گابرویی بوجود میآیند.
کوارتز و کلسیت
کلسیت
ریشه لغوی
نام کلسیت از کلمه لاتین کالکس (Calx) به معنی آهک سوزان گرفته شده است.سیستم تبلور
کلسیت در سیستم تریگونال ، رده اسکالنوئدریک متبلور میشود. دارای بلورهای درشت و مشخص و یا بصورت تودههای دانهای میباشد. فرمهای رومبوئدر و اسکالنوئدر کلسیت فراوانتر است. دارای ماکلهای گوناگون و متنوع نیز میباشد.ساختار کلسیت
ساختار کلسیت به صورت رومبوئدر است و در آن یونهای کلسیم و بنیان (CO3)2- بطور یک در میان قرار دارند. در بنیان CO3 هر کربن بوسیله سه اکسیژن ، به صورت مثلث احاطه شده است و مثلثها در صفحههای عمود بر محور C قرار دارند. این ساختار را میتوان با شبکه تبلوری نمک طعام مقایسه نمود که در آن یونهای کلسیم در موقعیت یونهای سدیم و مثلثهای CO3 در موقعیت مکانی یونهای کلر قرار دارند.مشخصات ماکروسکوپی کلسیت
- کلیواژ : دارای کلیواژ کامل موازی با سطوح رومبوئدری (1011) است و زاویه بین سطوح کیلواژ 74 درجه میباشد. در اثر کلیواژ کلسیت به آسانی به صورت متوازیالسطوح لوزی میشکند.
- سختی : سختی کلسیت در سطح کلیواژ 3 میباشد و در سطوح دیگر 2.5 است. که به آسانی توسط چاقو خط برمیدارد، ولی توسط ناخن خط برنمیدارد.
- رنگ : رنگ آن سفید یا بیرنگ است، اما در اثر وجود بعضی ناخالصیها میتواند به رنگهای سبز ، زرد ، آبی و حتی قهوهای تا سیاه نیز دیده شود، رنگ خاکه آن نیز بیرنگ است.
- ماکل : ماکل در بلورهای کلسیت به صورت فراوان دیده میشود. فراوانترین آنها با سطح ماکل (0001) است که در این صورت شبیه به دیتری گونال پایرامیدال میباشد. همچنین ماکل پلی سنتتیک ، ماکل قلبی شکل و پروانهای نیز در آن دیده میشود.
- فرم : کلسیت علاوه بر فرمهای بلوری ، به صورت دانهای ، ساقهمانند ، رشتهای ، استالاکتیتی و تودهای نیز تشکیل میشود.
- خاصیت مشخصه کلسیت : کلسیت در اسیدها ، حتی در حالت سرد ، با ایجاد گاز CO2 ، به آسانی حل میشود. اگر کمی اسید کلریدریک رقیق و سرد روی کلسیت بریزیم با آن واکنش داده و میجوشد.
مشخصات میکروسکوپی کلسیت
- نور طبیعی
کلسیت در نور طبیعی بیرنگ است، اما بعضی اوقات به صورت مهآلود دیده میشود. گاهی به صورت االیتی یا اسفرولیتی دیده میشود. کلیواژ کامل آن به موازات سطح (1011) به صورت دو سری متقاطع با زاویه ́55 , ˚74 دیده میشود. گاهی دارای جدایش به موازات سطح (0112) میباشد، که به خاطر ماکل است. برجستگی بلور از جهات گوناگون ، متفاوت است. از اینرو ، برجستگی ضعیف تا متوسط ، منفی یا مثبت دارد. مقاطع موازی با سطح (0001) برجستگی ثابت دارد.
- نور قطبیده
بیرفرژانس فوقالعاده قوی دارد و رنگهای تداخلی آن رنگهای سفید سریهای فوقانی میباشد. خاموشی نسبت به اثر کلیواژ متقارن است. ماکل پلیسنتتیک زیاد دیده میشود. تیغههای ماکل به ویژه در کلیستهای تولید شده در اثر دگرگونی بطور معمول موازی با قطر بزرگ لوزی است، اما گاهی نسبت به آن مایل دیده میشود. این تیغهها اغلب خیلی ظریف هستند و تیغههای ماکل به علت نازکی زیاد از خود رنگ تداخلی سری اول را نشان میدهند.
- نور متقارب : یک محوری منفی است و اغلب دوایر رنگین دارد. گاهی به صورت دو محوری دیده میشود.
نحوه و محل پیدایش کلسیت
کلسیت یکی از کانیهای فراوان سنگهای رسوبی و دگرگونی است. سنگ آهک ، تراورتن و مرمر فقط از کلسیت ساخته شدهاند. حدود 50 درصد ترکیب مارنها ، کلسیت است. بخش اعظم ماسهسنگهای آهکی را کلسیت میسازد. کلسیت در سنگهای آذرین بیرونی بطور ثانوی تشکیل میشود. اسکلت آهکی موجودات زنده ، ممکن است کلسیتی باشد.گل سفید یک نوع آهک متخلخل و نرم و خاکی است که از پوسته آهکی روزنداران تولید شده است. مرمر اونیکس یک نوع آهک است که از رشتههای ظریف کلسیت ساخته شده است. تراورتن نیز کلسیت است که در محل چشمههای آهکی تشکیل میشود. در ایران سنگهای آهکی که از کلسیت همراه با ناخالصی تشکیل شدهاند، بسیار فراوان هستند و تقریبا در همه استانها وجود دارند.
کاربرد کلسیت
کلسیت به صورت سنگ آهک در صنایع سیمان و کارخانجات آهکپزی بهمقدار زیاد مصرف دارد. در صنایع شیمیایی مانند کارخانه قند ، برای تصفیه و جداسازی ترکیبات فسفاتی و اسیدهای آلی ، در صنایع نفت برای خنثی کردن ترکیبات آلی ، سولفیدها و بی اثر ساختن گاز انیدرید سولفوره و تهیه گریس ویژه بکار میرود. در کارخانههای ذوب فلزات ، به عنوان کمک ذوب ، در صنایع رنگ به عنوان پرکننده و نیز در صنایع چرم ، برای جدا کردن مو و پشم استفاده میشود. همچنین به صورت پودر مل در نقاشی و نیز در خمیردندان ، لاک شیمیایی ، عطر و لاستیک سازی مصرف میشود. در صنایع ساختمانی به عنوان سنگ نما به نام مرمریت یا تراورتن ، سنگ چینی ، مرمر و نیز در بتن به صورت سنگدانه مصرف میشود. انواع شفاف آن به نام اسپات دیسلند قبلا در ساخت وسایل نوری ، از جمله نیکل ، برای تولید نور پلاریزه به کار میرفت. اما امروزه به جای آن از صفحات پلاروید استفاده میشود.
کوارتز
|
کوارتز (Quartz) | |
|
سیلیکن SiO2 | |
| سیستم تبلور | هگزاگونال تا دمای 573 درجه |
| رده بندی | اکسید |
| رخ | ناقص - مطابق با سطح (1011) |
| جلا | شیشه ای - چرب |
| شکستگی | صدفی - تراشه ای خشن |
| شفافیت | شفاف - نیمه شفاف- غیرشفاف |
| اشکال ظاهری | بلوری - آگرگات دانه ای - توده ای |
| ژیزمان | فراوان ; یافت شده در سنگهای ماگمایی اسیدی و پگماتیت های برزیل و روسیه |
| خواص شیمیایی | محلول در HNO3 مقدار و Mg تحت تاثیر اسیدها کم می شود |
| رنگ کانی | سیاه - خاکستری - قهوه ای - بنفش تیره - سبز- صورتی |
| رنگ اثر خط | سیاه |
| تفاوت با کانی های مشابه | سختی - چگالی - رخ پذیری - انحلال در اسیدها - واکنش های شیمیایی - اشعه ایکس |
| تشابه کانی شناسی | آپاتیت - پولوسیت - بریل - توپاز - فناکیت |
| پاراژنز | فلدسپات ها - میکاها - آمفیبول ها - پیروکسن ها |
| منشا تشکیل | ماگمایی- پگماتیتی - هیدروترمال دگرگونی - رگه های تیپ آلپی دگرسانی ها- رسوبی |
| شکل بلورها | منشوری - بی پیرامیدال - پسودوکوبیک |
| سایر مشخصات | لومینسانس سبز کامل و کرم و نارنجی تا قرمز نشان می دهد |
قزل آلا و کوسه
قزل آلا
مقدمه
ماهیها ردهای از پستانداران هستند که خود به دو زیر رده ماهیهای غضروفی و استخوانی تقسیم میشوند. برخی از ماهیها ساکن آبهای شیرین و برخی ساکن آبهای شور هستند. ماهیهای ساکن آبهای شیرین دارای راستههای متعدد هستند. یکی از راستهها ، راسته آزاد ماهی شکلان (Salmoni formes) است و تیره آزاد ماهیان که قزلآلا جزء آن است، یکی از تیرههای این راسته است.خصوصیات تیره آزاد ماهیان Salmonidae
ماهیان ماده این تیره فاقد مجرای تخمبر هستند و تخم پس از رسیدگی در حفره شکمی افتاده و سپس از مجرای تناسلی به خارج هدایت میشود. از اینرو میتوان با کشیدن دست در زیر شکم ماهی مولد رسیده، تخمها را به آسانی از بدن آن خارج نمود. ماهیان این خانواده در آبهای سرد با اکسیژن فراوان زندگی میکنند و در پاییز و زمستان تخم ریزی میکنند.در میان آنها ، نژادهای مختلف بر حسب شرایط محلی ایجاد شدهاند که از نظر شکل بدن و نحوه زندگی باهم متفاوت هستند و به همین جهت شناسایی آنها به دلیل تنوع زیادشان مشکل است. ماهیان این خانواده یعنی قزل آلا و ماهی آزاد از نظر اقتصادی بسیار باارزش و دارای گوشتی لذیذ هستند.
مشخصات قزل آلا
ماهی قزل آلا دارای بدنی فشرده و باله دمی آن نسبت به ماهی آزاد بزرگتر است. ساقه دمی آن مرتفع ، سر کند و قسمت خارجی باله دمی تقریبا صاف است. تعداد فلس بین باله چربی و خط جانبی 19 - 14 عدد و بطور متوسط حدود 16 عدد میباشد. تعداد خارهای اولین کمان آبشش بین 5 - 2 عدد است که به شکل شمشیر بوده و در پایین به شکل دکمه درآمدهاند. حداکثر طول بدن ماهی قزل آلا 140 سانتیمتر و وزن آن تقریبا به 5 کیلوگرم میرسد.نحوه زندگی
ماهیان قزل آلا به هنگام ورود به رودخانه جهت جفتگیری و تخم ریزی لباس عروسی زیبایی به تن میکنند. تخم ریزی آنها بین ماههای بهمن و اسفند است. تعداد تخمها حدود 10 هزار عدد است که تقریبا برای هر کیلوگرم و وزن بدن ماهی ماده 1500 عدد تخم برآورد میشود. بیشتر ماهیان بالغ نر و ماده بعد از تخم ریزی زنده مانده و در سال بعد برای تخم ریزی مجددا وارد آب رودخانه میشوند.لارو این ماهی بوسیله نوارهای تیره رنگ با نقطههای قرمز زیاد مشخص میشوند. بچه ماهیان 5 - 1 سال در آب شیرین زندگی میکنند که در شمال اروپا این مدت به 5 سال میرسد. هنگامی که طول آنها به 25 - 15 سانتیمتر رسید وارد آب شده و بیشتر در ساحل دریا بسر میبرند.
قزل آلا رنگین کمان
این ماهی دارای یک نوار پهن به صورت رنگین کمان در هر طرف بدن است. دوره تخم ریزی از ماههای آخر زمستان تا اواخر بهار و تعداد تخمها بین 5 - 1 هزار عدد است. امروزه ماهی قزل آلای رنگین کمان به صورت ماهی شماره یک اکثر کارگاههای تکثیر و پرورش ماهیان سرد آبی در بیشتر نقاط جهان درآمده است. از خصوصیاتی که این ماهی را مورد توجه قرار داده، سازش آن با شرایط پرورش متراکم است. از طرف دیگر این ماهی در انتخاب غذا زیاد سختگیر نیست و از سرعت رشد خوبی نیز برخوردار است.ماهی قزل آلای دریاچه خزر
رنگ بدن این ماهی نقرهای است و در پهلوها ، لکههای ستارهای شکل دیده میشوند. تعداد فلس بین باله چربی و خط جانبی 19 - 11 عدد است. قد متوسط 77 سانتیمتر و وزن 5 کیلوگرم است این ماهی که در قسمتهای کرانه شمالی ایران زندگی میکند در اواخر پاییز و اوایل زمستان ، جهت تخم ریزی وارد رودخانههای ورودی به دریاچه خزر میشود.مواد غذایی این ماهی را در سنین پایین لارو حشرات و بچه ماهیان و در سنین بالا انواع ماهیان تشکیل میدهند. این ماهی از ماهیان باارزش این دریاچه است. صید بیرویه ، مسدود شدن راههای مهاجرت به سبب ساختن پلها ، در نظر نگرفتن راه مهاجرت ماهی و آلودگی آبها عواملی هستند که نسل ماهیان را به خطر انداختهاند.
قزل آلای دریاچه شمالی
دو گونه از این ماهیها وجود دارد که هر کدام روش زندگی خاص خود را دارد نوع شمالیتر آن ، گونه مهاجران میباشد. آنها از آبهای شیرین مهاجرت کرده تا در آبهای آزاد تغذیه کنند و ادامه زندگی بدهند اما برای تولید مثل به رودخانه محل تولد خود باز میگردند. انواع جنوبیتر آن از گونه مهاجر خود کوچکتر بوده و تمام عمر خود را در دریاچهای کوهستانی میگذرانند.قزل آلای پوزهدار
نوعی ماهی کشیده و لاغر با بالههای براق است که در مناطقی ساحلی که کف شنی دارند زندگی میکند. گونههای مختلف همگی دارای پوزههای گوشهداری هستند که از آنها برای حفاری ماسه و قرار گرفتن در آن استفاده میکنند. این ماهی هم به این خاطر به این اسم نامگذاری شده است. طول این ماهیها به 60 سانتیمتر میرسد. این ماهی یک نوع ماهی شب خیز است که شبها از بی مهرگان تغذیه میکند و در طول روز در سوراخی در میان گل و ماسه بسر میبرد. قزل آلای پوزهدار در بعضی مناطق به صورت تجاری صید میشوند.
کوسه
مقدمه
کوسه ماهیها (sharks) ، سفره ماهیها یا چارگوش ماهیها (Rays) و شیمرا (Chimaera) متعلق به رده ماهیهای غضروفی هستند. پستترین مهرهداران زندهای هستند که مهرههای کامل و جداگانه ، آروارههای متحرک و ضمایم جفت دارند، همه آنها شکاری هستند و بطور کلی در اقیانوسها بسر میبرند. این گروه در دوره سیلورین بوجود آمدهاند و نشانه آنها بقایای سنگواره بسیاری بویژه دندانها ، خارهای بالهای و پولک میباشد. کوسه ماهی به علت ویژگیهای اساسی کالبدشناسی ، از نظر زیست شناسی بسیار جالب است.
ویژگیهای خارجی کوسه ماهی
سر بطور واضح نوک تیز است تنه به شکل دوک میباشد. نزدیک باله سینهای از همه جا بزرگتر است و در عقب باریک میشود. دو باله پشتی میانی و مجزا دارد. باله دمی دارای دو قسمت نامساوی میباشد. در سطح شکمی سر دو کیسه بویایی و دهان عرضی پهن وجود دارد. چشمها جانبی بوده و پلک ندارند. پنج شکاف آبششی تخم مرغی شکل در جلوی هر باله سینهای باز میشود و یک
سنگ گرانیت
آشنایی
سنگهای گرانیتی معمولیترین سنگهای پلوتونیک در نواحی قارهای هستند و بزرگترین باتولیتهای جهان را نیز همین سنگها تشکیل میدهند. اغلب این سنگها فلسیک هستند. اغلب گرانیتوییدها به صورت مذابهای پوستهای تشکیل شدهاند. بهعلاوه ، گرانیتوییدها قسمت «آذرینی» اغلب کمپلکسهای میگماتیتی را تشکیل میدهند.کانی شناسی و نامگذاری
حداقل 20 درصد مقدار کانیهای فلسیک در تمام سنگهای گرانیتی ، کوارتز است. اغلب سنگهای گرانیتی ، ساب سولووس هستند. بنابراین فلدسپات غنی از پتاسیم (ارتوکلاز یا میکروکلین) و پلاژیوکلاز ، به صورت بلورهای جداگانه و مجزا تظاهر میکنند. گارنیتوییدهای هیپرسولروس فقط در فشارهای پایین یا فشارهای بالا تحت شرایط بسیار خشک تشکیل میشوند و به جای اینکه دارای پلاژیوکلاز و فلدسپات پتاسیک بطور مجزا باشند، دارای مزوپرتیت هستند.در شرایط فشار پایین ، معمولا همرشدیهای گرانوفیری گسترش مییابند و سنگ را گرانوفیر مینامند. معمولا بههمراه کانیهای فلسیک ، هورنبلند ، بیوتیت و موسکویت نیز وجود دارد. همچنین پیروکسن و یا فایالیت و نیز کردیریت و گارنت یافت میشوند. کانیهای فرعی موجود در این سنگها مشتملاند بر آپاتیت ، زیرکن ، تیتانیت ، آلانیت ، مونازیت ، تورمالین ، توپاز و اکسیدهای اپاک آهن - تیتانیم.
تقسیمبندی گرانیتوییدها بر اساس مواد تشکیلدهنده
- گرانیتوییدهای نوع I :
این سنگها از ذوب سنگهای آذرین زیر پوسته یا رسوبات نابالغ حاصل از سنگهای آذرین حاصل میشوند و دارای نسبت K/Na پایین ، Ca بالا و حالت اکسیداسیونی قوی میباشند. کانی شناسی آنها شامل هورنبلند ، پیوتیت قرمز یا قهوهای و یا سبز ، تیتانیت ، احتمالا آلانیت و مانتیت و گاهی اوقات همراه با ایلمنیت است.
- گراینیتوییدهای نوع S :
از مواد رسوبی که در آنها نسبت K/Na بالا ، کلسیم و سدیم پایین ، آلومینیوم بالا و حالت اکسیداسیونی ضعیف است، حاصل شدهاند. از این رو این سنگها حاوی بیوتیت قرمز - قهوهای ، مونازیت به جای آلانیت و تیتانیت ، موسکویت ، احتمالا کردیریت و گارنت و ایلمنیت هستند و در عوض هورنبلند و ماتیتیت ندارند. ویژگیهای پر آلومین بودن این سنگها حکم میکند که سیلیمانیت یا آندالوزیت وجود داشتهباشد و احتمالا گزنولیتهای پلیتی و توپاز و تورمالین نیز یافت میشوند.
- گرانیتوییدهای نوع A :
سنگهایی هستند که از Zr ، F ، Na+K غنیاند و در عوض از لحاظ Al و Ca فقیرند و همچنین نسبت بالایی از Fe/Mg دارند. از نظر کانی شناسی وجود میکاهای غنی از آهن ، آمفیبولها ، پیروکسنها و در انواع پرآلکالن ، آمفیبولهای آلکالن مشخصه آنهاست. از دیگر مشخصات عمومی این سنگها میتوان به همرشدی گرانوفیری ، وجود فلوئوریت و نیز فراوانی کانیهای زیرکونیمدار اشاره کرد.
نحوه تشکیل این سنگها را به ذوب سرزمینهای گرانولیتی که قبلا تحت تاثیر ذوب بخشی قرار گرفتهاند و یا به تفریق اولیه ماگمای بازالتی آلکالن نسبت میدهند. در یقین منشا گرانیتوییدهای نوع -A ، منشا فلوئور موضوع بسیار مهمی است.
- گرانیتوییدهای نوع M :
زیرگروهی از گرانیتوییدهای نوع -I محسوب میشوند و فقط در جزایر قوسی اقیانوسی یافت میشوند. این نوع سنگها از گوشته و احتمالا از پوسته اقیانوسی فرورانده شده حاصل شدهاند و توسط کانیهایی همچون هورنبلند ، بیوتیت ، پیروکسن ، گزنولیتهای آذرین بازیک ، نیز فلدسپات پتاسیک مشخص میشوند.
ساختها و بافتهای مشخص
گرانیتوییدها نسبت به تغییر شکل بسیار حساسند و در اغلب گرانیتوییدهای کنیسی ، نوارهایی از کوارتز مشاهده میشود که در اطراف فنوکریستهای خرد شده فلدسپات ، حالت خمیدگی پیدا کردهاند. فرآیندهای جریانی اولیه یا استرین ثانویه باعث ردیف شدن فلرسپاتها میگردد. لایهبندی آذرینی فازها نسبتا نادر است ولی در کمپلکسهای میگماتیت ، چنین لایهبندی را میتوان در گرانیتوییدها دید.یکی از مشخصات گرانیتوییدهای نوع S ، وجود گزنولیتهای متاپلیتی است و احتمالا زیرکنهای گرد شده بقایای دیرگداز رسوبات مادر هستند. انواع M و I نیز با مواد گزنولیتی آذرین مشخص میشوند. گرانیتوییدهای نوع S را گرایزن و پگماتیتهای غنی از توپاز ، تورمالین ، میکای غنی از لیتیم و کانیهای قلع و تنگستن همراهی میکنند. کلریتیزاسیون بیوتیت و هورنبلند و سریسیتیزاسیون و دگرسانی فلسپاتها به کانی رسی باعث دگرسان شدن گرانیتوییدهای میشود.
گلابی
ریشه گلابی عمیق است برگهای آن صاف و دندانه دارمی باشدگلهای گلابی سفید رنگ مایل به صورتی و بصورت خوشه ای است . میوه درخت گلابی مخروطی شکل ، گوشتدار ، شیرین و یا ترش و شیرین و برد است از تمام قسمتهای گلابی مانند برگهای جوان ،پوست وساقه میوه آن استفاده طبی بعمل می آید .
ترکیبات شیمیایی:
برگهای جوان درخت گلابی دارای موادی مانند تانن ، گلوکزید و هیداروکسنون می باشد . برگهای خشک درخت گلابی دارای اسید اورسولیک است دانه گلابی دارای ماده ای بنام آمیگدالین و مقداری روغن می باشد .
در یک صد گرم گلابی مواد زیر موجود است:
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
خواص داروئی:
خواص میوه گلابی :
- گلابی از نظر طب قدیم ایران گرم و تر است .
- گلابی سنگ مجاری ادرار را دفع می کند .
- آرام بخش و تب بر است .
- در رفع عفونت مجرای ادرار موثر است .
- مقوی بدن است .
- تشنگی را برطرف می کند .
- سوزش مثانه و مجرای ادرار را رفع می کند .
- چون قند گلابی (گلکوز ) است بنبراین آنهایی که مبتلا به مرض قند هستند می توانند از آن استفاده کنند و برای آنها مضر نیست .
- برای دفع سموم بدن بسیار موثر است .
- برای پائین آوردن فشار خون باید مدت چند روز فقط گلابی مصرف کنید و غذای دیگر نخورید . البته این رژیم باید تحت نظر دکتر انجام گیرد و با اجازه پزشک متخصص باشد .
خواص دیگر قسمت های درخت گلابی:
- برگ وشکوفه درخت گلابی از نظر طب قدیم ایران سرد و خشک است .
- شکوفه درخت گلابی مقوی معده است و خونریزی و اسهال را بند می آورد.
- در مورد ورم چشم از ضماد شکوفه گلابی استفاده کنید .
- تخم گلابی ضد کرم معده و روده است .
- دم کرده برگ گلابی برای رفع اسهال مفید است.
- برای دفع سنگ کلیه 50 گرم برگ گلابی را با 50 گرم پوست سیب در یک لیتر آب جوش ریخته و بمدت 20 دقیقه دم کنید و آنرا بتدریج بنوشید .
- برای شستشوی زخم ها 50 گرم پوست ساقه درخت گلابی را در یک لیتر آب ریخته و بگذاری چند دقیقه بجوشد و سپس آنرا کم کم بنوشید.
مضرات : اسراف در خوردن گلابی برای سرد مزاجان و اشخاصی که معده ضعیف دارند موجب نفخ معده می شود و اینگونه اشخاص باید آنرا با مربای زنجبیل بخورند .
انقلاب مشروطه
- وقایع پیش از انقلاب مشروطه
- چگونگی آغاز انقلاب مشروطه
- نحوه پیروزی اولیه و شکست نهایی انقلاب مشروطه
- زمینهها و علل آغاز نهضت مشروطه
- نیروهای درگیر در انقلاب مشروطه
- عوامل شکست مشروطه و پیامدهای آن
وقایع پیش از انقلاب مشروطه
در سالهای پایانی حکومت ناصرالدین شاه قاجار اوضاع ایران به تدریج رو به وخامت نهاد و با مرگ شاه اوضاع آشفتهتر شد. مظفرالدین شاه که پس از کشتهشدن پدر به سلطنت رسید فردی بیمار و ملایم بود و دست کم مدتی برای پذیرش افکار اصلاحطلبانه آمادگی داشت. وی امینالسلطان را که مورد تنفر عامه بود برکنار و امینالدوله را به جای او منصوب کرد او برای پرداخت حقوق حرمسرای پدر، برآوردن خواستهای مالی مکرر درباریان تازه وارد که سالها متنظر چنین فرصتی بودند و سفر «درمانی» به چشمههای آب معدنی اروپا به پول فراوان نیاز داشت. ولی صدراعظم نتوانست وام جدیدی از انگلیس دریافت کند. بدین سبب شاه امینالدوله را برکنار و بار دیگر امینالسلطان را به صدراعظمی انتخاب کرد.

امینالسلطان، دو وام بزرگ از روسها گرفت. در وام نخست، ایران تعهد کرد تمام بدهی خود را به انگلستان بپردازد و از این پس، بدون جلب رضایت روسها، از کسی وام نگیرد. در برابر وام دوم، امینالسلطان روسها را از امتیازات اقتصادی عمدهای بهرهمند ساخت. افزون بر این، روسها بر امضای یک معاهدة گمرکی پای میفشردند. براساس این معاهده که سرانجام در 1902م به امضا رسید بر اقلام وارداتی روس تعرفهای کمتر از 5% ارزش کالا که مرسوم زمان بود، گمرک بسته می شد. روسها برای تضمین وامها فردی بلژیکی به نام نوز را که به آنها تمایل داشت به عنوان رئیس گمرک ایران تحمیل کرده بودند با تسلط بلژیکیها بر گمرک ایران به دلیل تبعیضی که آنها در مورد بازرگانان ایرانی در مقابل تجاوز روس روا میداشتند شکایات فراوانی از بازرگانی ایرانی میرسید. این دو وام و درآمد ناشی از گمرک بیشتر در سه سفر شاه به اروپا در سالهای 1907-1900م هزینه گردید و شرایط اقتصادی بیش از پیش رو به وخامت نهاد.
در این موقعیت ناخشنودی از سلطه بیگانگان بر گمرک، افزایش نفوذ روسها، بیعدالتی و فقر و ناامنی و وجود مشکل نان در کشور، دولت را زیر فشار قرار داد. اولین مرحله از اعتراضها به بهانه نان شروع شد. عصیانها در هر شهر از سوی چند روحانی با نفوذ رهبری و پشتیبانی میشد. حمایت روحانیان بزرگ شهرها از این اعتراضها، حمایت علمای نجف را نیز جلب کرد به تدریج فشار مخالفان فزونی یافت و سرانجام در سال 1903م به استعفای امینالسلطان که اکنون به بالاترین لقب یعنی اتابک دست یافته بود، انجامید شاه عینالدوله را به عنوان صدراعظم انتخاب کرد. اما نارضایتیها پایان نیافت. همزمان با تشکیل انجمنهای مخفی مخالفان خصوصاً در تهران و تبریز پخش شبنامهها به زبان فارسی در خارج از کشور به چاپ میرسید گسترش یافت. در این زمان شکست روسیه از ژاپن و وقوع تحولات انقلابی در روسیه به مردم جسارت و روحیه بخشید. ایرانیان میدانستند که روسها برای حفظ منافعشان از حکومت قاجار حمایت میکنند ولی مشاهده پیروزی یک کشور کوچک آسیایی دارای قانون اساسی بر یک قدرت غول پیکر اروپایی بدون قانون اساسی و وقوع تحولات انقلابی در روسیه ترس آنها را از مقابله با روسها فرو ریخت.
چگونگی آغاز انقلاب مشروطه
استعفای امینالسلطان و صدراعظمی عینالدوله و مشکلات گمرک، شکست روسیه از ژاپن و برخی عوامل دیگر سبب آغاز این نهضت شد.مهمترین حوادث، دو واقعه که در بر افروختن آتش خشم مردم مؤثر بود عبارتند از:
1-کردار توهین آمیز نوز در پوشیدن لباس روحانی که سبب بسته شدن بازار و تجمع مردم در حضور روحانیان شد.
2-چوب و فلک کردن دو بازرگان به جرم گران فروختن شکر البته دو بازرگان اصرار داشتند که افزایش بهای شکر وارداتی به دلیل جنگ روسیه و ژاپن سبب بالا رفتن قیمت شکر شده است. مردم به رهبری علما در برابر این حوادث لب به اعتراض گشودند. لجاجت عینالدوله در مقابل اعتراضها، به مهاجرت علما به حرم حضرت عبدالعظیم انجامید. (مهاجرت صغری) در آنجا برای اولین بار حکومت آشکارا مورد انتقاد قرار گرفت و سخنرانان دربارة ستمکارگزاران حکومت و تیره روزی مردم سخن گفتند.
مردم دولت را برای بازگرداندن سریع علما زیر فشار قراردادند. روحانیان تأسیس عدالتخانه برکناری نوز بلژیکی رئیس گمرک و عینالدوله را شرط بازگشت خویش شمردند با پافشاری مردم، دولت ناگزیر خواست علما را پذیرفت. به دنبال آن خشونت کارگزاران دولتی علیه مردم و عدم پایبندی حکومت به تعهداتش سبب گسترش اعتراضهای مردم و روحانیان شد.
بدین ترتیب، تجمع اعتراض آمیز مردم تهران در مسجد جامع با حمله سربازان به خاک و خون کشیده شد. علما در واکنش به این مساله به قم مهاجرت کردند. گروهی از مردم نیز که بر جان خویش بیمناک بودند به سفارت انگلیس پناه بردند. این تحصن یک ماهه در سفارت بیگانه از نقاط مذموم و تاریک انقلاب مشروطه است. متحصنان نخست از شرع احمدی و سنت محمدی سخن میراندند ولی بتدریج این خواستهها دگرگون شد و مضامین فرهنگ غربی در درخواستها وارد شد. تحصن در سفارت انگلیس فرصت مناسبی برای هدایت نهضت توسط انگلیسیها فراهم نمود. لفظ مشروطه در همین سفارت ورد زبانها شد. قبل از آن خواستهها محدود به عدالتخانه بود. در این زمان تعداد بسیار اندکی معنای مشروطه و تبعات آنرا میدانستند و از میان 10 هزار نفری که به سفارت انگلیس رفتند فقط 10 نفر بودند که واقعاً مشروطه خواه بودند و میدانستند چه میخواهند. این مهاجرت به مهاجرت کبری مشهور است.

نحوه پیروزی اولیه و شکست نهایی انقلاب مشروطه
با ادامه اعتراضات مردم با دو مهاجرت و نیز خواسته مردم مبنی بر عزل عینالدوله و همچنین اندیشه تأسیس مجلس شورای ملی در افکار مردم شاه مجبور به برکناری عینالدوله شد و با تأسیس مجلس موافقت کرد.
پس از تهیه نظامنامه انتخابات و امضای آن بوسیلة شاه انتخابات مجلس در شهریور 1285 هـ .ش برگزار شد و نخستین مجلس مشروطه در مهر ماه همان سال گشایش یافت این مجلس نوشتن قانون اساسی رابه کمیتهای منتخب واگذار کرد. این کمیته به سرعت با بهرهگیری از قوانین اساسی بلژیک و فرانسه قانون فراهم آورد و به امضای شاه رساند. شاه بیمار اندکی بعد از امضای قانون اساسی درگذشت ومحمد علی شاه به سلطنت رسید.
در این زمان، اهداف و ماهیت جناحهای مختلف آشکار میشد. بعضی از روزنامههای نوظهور مقدسات مذهبی مردم را مورد حمله قرار میدادند گروهی از روحانیون تهران به رهبری شیخفضلا… نوری به منظور رویارویی با این تحرکات، مشروطه خواهان را به باد انتقاد گرفتند و با تجمع در حرم حضرت عبدالعظیم خواستار مشروطة مشروعه شدند.
در زمان محمد علی شاه متمم قانون اساسی تدوین شد و به امضای شاه رسید. این متمم که در آن حق نظارت پنج مجتهد بر قوانین در نظر گرفته شده بود. به اصرار روحانیانی مانند شیخ فضلا… شکل گرفت.
محمد علی شاه برای رویارویی با مشروطه خواهان در پی بهانه بود و دولت روسیه نیز به عنوان حامی در کنار او قرارداشت. حمله به کالسکة شاه که برخی از مورخان آن را نقشه دربار شمردهاند بهانهای مناسب در اختیار شاه نهاد. او در دوم تیر ماه 1287 هـ .ش به پیشنهاد لیاخوف فرمانده روسی قزاقها فرمان حمله به مجلس را صادر کرد. هر چند در ظاهر همه چیز به سود شاه تمام شد ولی سرانجام مقاومت علمای نجف که در فتوای خود به دفاع از نهضت و سرزنش محمد علی شاه پرداختند تلاش ستارخان و باقرخان به فتح تهران و برکناری محمد علی شاه و به قدرت رسیدن فرزند دوازده سالهاش انجامید.
پس از آن، افول مشروطه آغاز شد حضور روسها در شمال و انگلیسیها در جنوب کشور و مداخلات بیاندازة آنها که موجب ضعف قدرت مرکزی میشد. اعتماد به مخالفان مشروطه مانند عینالدوله، قدرت یافتن مجدد فرصتطلبان، خانها و اشراف قدیمی، آغاز جنگ جهانی اول، قحطیهای وسیع، عدم موفقیت دولت در تأمین امنیت و معیشت مردم و ناخشنودی فراگیر ملت، زمینه را برای ظهور دوبارة استبداد فراهم ساخت.

زمینهها و علل آغاز نهضت مشروطه
به طور کلی زمینهها و علل وقوع انقلاب مشروطه در سه بعد فکری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی قابل بررسی است.1-زمینهها و علل فکری و فرهنگی: در این زمان آگاهی سیاسی در جامعه ایران به دلیل تلاشهای فکری روحانیان و روشنفکران و افزایش ارتباطات فرهنگی با جهان خارج و انتشار روزنامهها که روز به روز بر تعدادشان افزوده میشد و همچنین انتشار غیر رسمی ولی گسترده آثار سیاسی انتقادی رشد چشمگیری یافته بود و مردم با مفاهیم مجلس، مشروطیت و آزادی آشنا شده بودند و همچنین مراجع نجف از جمله میرزای نائینی با استناد به متون مذهبی به مخالفت با نفوذ بیگانه، استبداد و ظلم و ستم قاجاری برخاستند و توده مردم را علیه دولت برانگیختند. مهاجرت ایرانیان به کشورهای همسایه برای کار نیز در بالابردن آگاهی سیاسی مردم مؤثر بود.
2-زمینهها و علل سیاسی: نارضایتی مردم از دولت قاجار، بیکفایتی شاهان و مدیران قاجاری، فساد حاکم بر دربار، ساخت سیاسی کشور، نفوذ بیگانگان در ساختار سیاسی و ضعف و تسلیم دولت در برابر آنان که با حضور روز افزون اتباع خارجی همراه شد. اکثریت مردم مذهبی و علما را نسبت به حکومت بدبین میکرد و نفرت عمومی علیه قاجار رادامن میزد. از سوی دیگر عقد قراردادهای استعماری مانند گلستان، ترکمانچای، امتیازات اقتصادی و تحمیل کاپیتولاسیون، بذر نفرت را در میان ایرانیان آگاه بارور میساخت و همچنین ظلم و تعدی حاکمان مردم را به ستوه آورده بود. حاکمان مناصب را خریداری میکردند و هیچ کس پاسخگو نبود. گاهی مردم از ترس مأموران مالیاتی خانه و کاشانه خود را رها می کردند. تشدید این ظلمها در کنار آگاهی مردم و حرکت موفقیت آمیز جنبش تنباکو و شکست روسیه از ژاپن را میتوان از علل سیاسی آن نام برد.
3-زمینهها و علل اقتصادی: از علل اقتصادی میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
-آغاز بحران اقتصادی دولت قاجار بعد از شکست در جنگهای ایران و روس
-از دست رفتن مناطق حاصلخیز با عهدنامههای ترکمانچای و گلستان
-اعطای امتیازات تجاری خاص به بیگانگان که سبب انحطاط سریع اقتصادی داخلی گردید.
-واردات بیرویه کالاها که سبب از بین رفتن صنایع کوچک داخلی میگردید مثل صنعت نساجی که با ورود پارچههای انگلیسی از بین رفت.
-عدم حمایت دولت از صنایع داخلی
-عدم رونق کشاورزی بدلیل فقدان راههای مطمئن، سختی مبادله اقتصادی و کاهش قیمت محصولات کشاورزی
-ترغیب انگلیسیها به کاشت تریاک به جای محصولات کشاورزی
-قحطیهای متعدد که هر چند سال یکبار تعدادی از مردم را به کشتن میداد. سختترین دوره قحطی سال 1871م بود که صدها هزار نفر را به کام مرگ کشید.
-مشکل نان در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه و دوران سلطنت مظفرالدین شاه
-کاهش ارزش پول ایران به دلیل ضعف دولت و کاهش ارزش جهانی نقره
-کاهش بهای مواد خام صادراتی ایران
با توجه به مشکلات اقتصادی یاد شده دولت برای تأمین هزینههای خود به افزایش مالیات، فروش مناسب و مقامات دولتی، اعطای امتیازات و استقراض از بانکهای خارجی روی آورد که نارضایتیهای بیشتری در پی داشت. در مقابل تشریفات دربار و سفرهای پر هزینه شاه خشم مردم را برانگیخت.
نیروهای درگیر در انقلاب مشروطه
نیروهای اصلی درگیر در انقلاب مشروطه را میتوان به دو نیروی اصلی روحانیت و روشنفکران دستهبندی نمود:روحانیت به لحاظ پیوند عمیق جامعه ایران با دین از دیر باز در این کشور از اقتدار و نفوذ زیادی برخوردار بوده است. در دوره صفویه با گسترش مذهب شیعه در ایران روحانیت به عنوان عالیترین نهاد مردمی و تنها نهاد قدرتمند غیر دولتی مطرح شد. نهاد مرجعیت در شیعه هر فرد معتقدی را به روحانیت پیوند میداد. حتی شاه که مشروعیت خود را از مسلمان بودن خود میگرفت به لحاظ مذهبی فقط یکی از مقلدان پر شمار مراجع بزرگ محسوب میشد و شرعاً حق تخطی از فتوای مراجع را نداشت. ظهور سیاسی علما در تاریخ معاصر ایران اوایل قرن 19 میلادی باز میگردد (جنگ ایران و روس و قتل گریبایدوف)
روحانیت تنها پناهگاه مردم در برابر ظلم و ستم حاکمان به شمار میرفتند و مهمترین عامل قدرت سیاسی روحانیت پایگاه وسیع مردمی آنان بود. روحانیت همیشه با مردم مرتبط بود. افزایش علمای بزرگ و رشد سریع مدارس و حوزههای دینی نیز به گسترش کمیت و کیفیت نهاد روحانیت انجامید. در حمایت از مشروطه میتوان از میرزای نائینی نام برد همچنین پس از پیروزی روسیه و آشکار شدن اهداف برخی از سران مشروطه خواه، گروهی از علما از مشروطه فاصله گرفتند که شیخ فضلا… نوری برجستهترین آنهاست. وی را به هنگام فتح تهران دستگیر و در یک دادگاه فرمایشی محکوم به اعدام کردند. چندی بعد ترور آیتا… بهبهانی نیز ضربه دیگری به روحانیت وارد نمود و بدین ترتیب هدایت مشروطه به دست غرب زدگان افتاد.

:
جریان روشنفکران از ابتدا قرن 19 میلادی در ایران شکل گرفت. ایرانیانی که نتوانستند شناخت دقیق و بنیادین از مبانی نظری توسعه و رشد تمدن غربی داشته باشند مجذوب آن شده و ظواهر آنرا تقلید مینمودند. در عصر ناصری تعداد تحصیل کردههای فرهنگ دیده و روشنفکران آشنا به غرب افزایش یافت. راهحلهایی که آنان ارائه میدادند. حاصل انتقال بدون تعمق اندیشهها و تجربیات دیگران به شمار میرفت. برخی آنها عبارتند از:
آخوندزاده
از اولین روشنفکران ایرانی که به انتقاد از جامعه ایرانی عصر خود پرداخت و مفاهیم جدیدی را مطرح کرد و برای توسعه ایران پیشنهادهایی ارائه داد. او از تبعه روس به شمار میرفت و با صراحت به مذهب و اعتقادات مردم میتاخت. جنبههای ضد دینی باعث شد که کمتر خوانندهای در ایران داشته باشد. میرزا ملک خان ناظمالدوله از دیگر روشنفکران دوره ناصری بود که پینشهاداتی در مورد اصلاح سیستم سیاسی و نظام اقتصادی ایران به ناصرالدین شاه ارائه کرد. وی وزیر مختار ایران در لندن و واسطه امتیاز رویتر شد امتیاز لاتاری (بخت آزمایی) را گرفت و باتوجه به فتوای علما مبنی بر تحریم لاتاری آنرا به یک انگلیسی فروخت و به جرم کلاهبرداری محاکمه و از مقامش عزل گردید وی روزنامه قانون را منتشر کرد و اصطلاحات قانون مشروطیت علوم جدید آزادی و نفی استبداد را مطرح میکرد و توسعه ایران را روی کار آوردن مستشاران و کمپانیهای خارجی میدانست. او بعد از عزلش به انتقاد از دولت پرداخت و در این زمان به حق السکوت رضایت داد.
سپهسالار
دولتمرد و روشنفکر دیگر عصر ناصری که مدتها به عنوان نماینده سیاسی ایران در خارج از کشور به خصوص عثمانی فعالیت می کرد. وی در بحران قحطی خشکسالی شکور به نخستوزیری ناصرالدین شاه منصوب شد و امتیاز رویتر را در همان زمان به انگلیسیها داد. مهمترین ضعف او اعتماد به انگلیسیها بود.
روشنفکران با توجه به استفاده از الگوهای غربی، بیاعتنایی به سنتها و مذاهب جامعه، فقدان پایگاه مردمی عدم اعتقاد به مسائل دینی و بیسوادی اکثریت مردم (95%)، آنان را از هر گونه اقدام سیاسی منتقل باز میداشت و آنها را به سمت اتحاد با دو نیروی سیاسی دیگر یعنی دربار یا روحانیت هدایت میکرد.
عوامل شکست مشروطه و پیامدهای آن
عوامل شکست مشروطه را میتوان به دو دسته خارجی و داخلی تقسیم کرد:اتحاد دولتهای روسیه و انگلیس در مقابل خطر آلمان و تقسیم ایران در قرارداد 1907م و اشغال ایران در جنگ اول به دست قدرتهای درگیر از عوامل خارجی دارای نقش در شکست مشروطهاند به توپ بستن مجلس توسط نیروهای روس، اشغال و جرم و جنایت توسط نیروهای نظامی روسها در شمال و انگلیسیها در جنوب، آغاز جنگ جهانی اول، افزایش قحطی، گرسنگی و بیماری و مرگ و میر نیز مردم را از فکر مشروطه بیرون میکرد و حتی برخی همه این بلاها را بلای مشروطه میدانستند.
از جملة عوامل داخلی شکست مشروطه، میتوان به ماهیت کاملاً متفاوت نیروهای مشروطه خواه اشاره کرد. مشروطه انقلابی نبودکه برخواست و اندیشة یک طبقه یا نیروی اجتماعی خاص استوار باشد. گروهها و نیروهای اجتماعی متعددی مشروطه را ایجاد کردند. آنها به جای گفتگو با هم به درگیریهای فیزیکی، تهمت و افترا، ترور و خشونت دست میزدند زیرا هنوز استبداد حاکم بر جامعه بود. سالهای پر آشوب جنگ جهانی اول، عدم توجه و بیاهمیتی دولت روس و انگلیس به مشروطه، ناامنی کشور، گرسنگی و بیماری از جمله عوامل داخلی شکست مشروطه بود در جریان مشروطه روحانیت خسته از درگیری و دلسرد از سیاستمداران از صحنه سیاست کناره گرفته و میدان را به سود مستبدان و حامیان آنها خالی گذاردند.
پیامدهای مشروطه: انقلاب مشروطه با همه مشکلات و ناکامیهایش آثار عمدهای از خود بر جای نهاد برخی از این آثار عبارتند از:
1-مفاهیمی مانند قانون اساسی، مجلس آزادی، انتخابات، تفکیک قوا با این انقلاب مطرح شد و به رسمیت یافت. هر چند که بزودی مجلس مورد هجوم قرار گرفت ولی اصل وجود قانون اساسی در سختترین دورهها برقرار ماند و در مقاطع خاصی تعدادی از نمایندگان مخالف دولت به آن راه یافت که با آثار سیاسی مهمی همراه بود.
2-تجربیات ارزشمند انقلاب مشروطه در زمان وقوع انقلاب اسلامی مورد توجه واقع شد. از یک سو نابودی نظام سلطنتی و قطع کامل سلطه بیگانگان در کشور و توجه به فرهنگ و ارزشهای خودی مورد توجه قرار گرفت و از سوی دیگر رخنة عناصر بیگانه و فرصتطلب در مشروطه هوشیاری انقلابیون مذهبی را برای جلوگیری از تکرار این امر در انقلاب اسلامی بر انگیخت. در نهایت این تجربیات لزوم حفظ وحدت میان نیروهای انقلاب را گوشزد کرد.
انتقال گرما
دید کلی
برای اینکه یک جسم ، دیگری را گرم کند تماس واقعی بینشان ضروری نیست. مثلا خورشید از فاصله دور همه چیز را گرم میکند. گرما به روشهای مختلف ، که هر کدام تحت شرایط مختلفی قابل انجام است، انقال مییابد. تنها وجه مشترک این راههای انتقال ، آزمایشهای مربوط به گرما و تعریف بنیادی گرماست. به عبارتی در هر کدام از روشهای انتقال آزمایشهای مربوط به گرما ، انتقال انرژی از جسم گرمتر به جسم سردتر صورت میگیرد.انتقال رسانشی آزمایشهای مربوط به گرما
اگر یک انتهای سیخی را به مدت زیادی داخل اجاقی گرم نماییم، انتهای دیگر آن نیز گرم میشود. آزمایشهای مربوط به گرما از طریق بدنه سیخ ، از انتهای داغ به انتهای سرد منتقل میشود. این روش انتقال آزمایشهای مربوط به گرما ، یا شارش انرژی از طریق ماده را رسانش گرمایی میگویند. فلزات ، بویژه نقره ، مس و آلومینیوم رساناهای خوب آزمایشهای مربوط به گرما و بیشتر غیر فلزات رساناهای ضعیف آزمایشهای مربوط به گرما هستند. ته مسی ماهیتابه آزمایشهای مربوط به گرما را در تمام جهات و بطور یکنواخت در ته ماهیتابه پخش میکند. دسته ماهیتابه از جنس چوب یا پلاستیک است که رساناهای ضعیفی هستند. وقتی از این مواد برای جلوگیری از رسانش آزمایشهای مربوط به گرما استفاده میشود، عایق حرارتی نامیده میشوند.| عکس پیدا نشد عکس پیدا نشد |
انتقال همرفت آزمایشهای مربوط به گرما
آب رسانای بسیار ضعیف گرماست. اگر یک ظرف آب را زیر شعله اجاق گاز قرار دهید، ممکن است سطح آب به جوش آید، در حالی که ته آب هنوز سرد باشد. برای اینکه آب بطور یکنواخت گرم شود باید آنرا روی شعله اجاق گاز گذاشت. در این حالت ، آب در ته ظرف گرم و منبسط میشود و چگالی آن کاهش مییابد. در نتیجه آب گرم از ته ظرف بالا میآید و آب سرد پایین رفته و به شعله نزدیکتر میشود. این فرآیند را که انتقال همرفت مینامند، آنقدر ادامه مییابد تا تمامی حجم آب داخل ظرف به نقطه جوش برسد.انتقال آزمایشهای مربوط به گرما از طریق همرفت فقط تحت شرایط معینی اتفاق میافتد. اولین شرط این است که ماده شاره باشد (مایع یا گاز) تا بخش گرم کننده آن بتواند از میان بخش سردتر بالا برود. همچنین شاره باید از پایین گرم یا از بالا سرد شود. در خانه بخاری نزدیک کف اتاق قرار دارد در حالیکه قسمت سردکن یخچال در بالای آن واقع است. وسایل زیادی برای جلوگیری از انتقال آزمایشهای مربوط به گرما از طریق رسانش وجود دارد.
این وسایل با جلوگیری از جریان هوا مانع انتقال آزمایشهای مربوط به گرما میشوند. برای همین ، فضاهای میان دیوارهای خانه را با اسفنج پر میکنیم، خودمان را با لایههای پشمی میپوشانیم و کولمنهای مسافرتی را از اسفنج میسازیم. آزمایشها نشان میدهد هوا رسانای ضعیفی است و اگر ما بتوانیم آنرا گیر بیاندازیم، میتوانیم از انتقال همرفتی گرما هم جلوگیری کنیم.
|
انتقال آزمایشهای مربوط به گرما از طریق تابش
آزمایشهای مربوط به گرما از خورشید از طریق یک فضای وسیع خلا و تهی به زمین میرسد و این مسیر را بصورت اشعه ، مانند نور ولی نامرئی طی میکند. هر جسم گرم ، حتی انسان از خود اشعههایی گسیل میکند. اجسام سرد این آزمایشهای مربوط به گرما را جذب میکنند ، بنابراین مثل همیشه انتقال خالص آزمایشهای مربوط به گرما از جسم گرم به جسم سرد صورت میگیرد. از اینرو ، آزمایشهای مربوط به گرما همانند نور از طریق تابش و به خط مستقیم منتقل میشود. برای همین ، وقتی در آزمایشهای مربوط به هوا باز مقابل آتش مینشینیم، صورت ما از آزمایشهای مربوط به گرما سرخ میشود و پشت ما سردتر میشود.کارایی یک جسم در تابش یا جذب آزمایشهای مربوط به گرما به رنگ سطح آن بستگی دارد. جسم سیاه هر تابشی را به سرعت و با کارایی زیاد جذب میکند. توانایی تابش انرژی گرمایی از سطح بستگی نزدیکی به توانایی جذب انرژی تابشی توسط آن سطح دارد. جسم سیاه هنگامی که گرم است، یک تابنده عالی است. به همین دلیل پردههای خنک کننده موتورها را همواره رنگ سیاه میزنند. اما جسم سفید نه جذب کننده خوبی است و نه تابشگر خوب است. به عنوان مثال سطح نقره مانند اغلب فلزات همانند جسم سفید عمل میکنند. برای عایق بندی اتاقکهای زیر شیروانی از یک لایه ورق آلومینیوم نیز استفاده میشود. ورق آلومینیوم از تابش گرمای داخل به خارج در زمستان و از تابش گرمای خارج به داخل در تابستان جلوگیری میکند.
فلز
| فلز مادهای است که میتوان آن را صیقل داده و براق کرد، یا به طرحهای گوناگون در آورد و از آن مفتولهای سیمی ظریف تهیه کرد. فلز جسمی است که آزمایشهای مربوط به گرما و مهمتر از همه جریان الکتریکی را به خوبی هدایت میکند. فلزات با یکدیگر فرق زیادی دارند، از جمله در رنگ و سختی و نرمی ، تعدادی از آنها ممکن است به آسانی خم شده و یا خیلی محکم و مقاوم باشند. |
دید کلی
امروزه ، بازتاب اثرات فلزات در زندگی انسان ، بقدری محسوس است که هر گاه از فلز نام میبریم ، ساختمانهای بدیع و آسمان خراشهای عظیم در برابر چشم مجسم میشود، همچنین هواپیماها و موشکهای غول پیکری به خاطر میآید که در دل آسمان و کهکشانها راه میپویند و با پرواز خود فاصله و زمان مسافرت را کوتاهتر ساخته ، انسان را در رسیدن به کرات دیگر یاری میکنند.راستی اگر فلز نبود، زندگی و تمدن بشری به چنین مرحلهای میرسید؟
گروهی از عناصر هستند که خواص مشترک معینی دارند. این مواد ، گرما و الکتریسیته را به خوبی هدایت میکنند، و به همین دلیل ظروف آشپزی و سیمهای برق از فلز ساخته می شود. فلزها همچنین محکماند و بآسانی میتوان آنها را شکل داد؛ به همین دلیل است که از آنها برای ساختن سازه هایی از قبیل پلها استفاده می شود. اگر چه شباهتهای زیادی بین فلزها وجود دارد، تفاوتهایی نیز دارند که مشخص میکند یک فلز تا چه حد برای یک کاربرد خاص مناسب است.
از 109 عنصری که امروزه شناخته شده است، 87 عنصر فلز است. از فلزها بندرت به شکل خالص استفاده میشود؛ معمولا با مخلوط کردن یک فلز با فلزهای دیگر یا غیر فلزها آلیاژی از آن را تشکیل میدهند.
شکل واقعی فلزات
شکل واقعی فلزات به اندازه یون و تعداد الکترونهایی که هر یون در حوزه اشتراکی دارد و انرژی یونها و الکترونها بستگی دارد. هر قدر فلز گرمتر شود این انرژی زیادتر خواهد شد. پس فلزات گوناگون ممکن است طرحهای گوناگونی به خود بگیرند. یک فلز ممکن است در حرارتهای مختلف ، طرحهای متنوعی را اختیار کند، اما در بیشتر آرایشها ، یونها کاملا پهلوی هم قرار دارند، و معمولا تراکم در فلزات زیادتر از دیگر مواد است.اختلافات عمده فلزات و دیگر جامدات و مایعات
- فلزات هادی خوب برق هستند. چون الکترونهای آنها برای حرکت مانعی ندارند. همه فلزات جامد و مایع گروهی الکترون آزاد دارند، طبعا همه فلزات هادیهای خوب الکتریسیته میباشند. به این سبب فلزات از دیگر گروههای عناصر ، کاملا متفاوت دارد.
- اختلاف عمده فلزات و دیگر جامدات و مایعات ، در توانایی هدایت گرما و الکتریسیته است. هادی خوب آزمایشهای مربوط به گرما جسمی است که ذرات آن طوری تنظیم شوند که بتوانند آزادانه نوسان یافته و به ذرات مجاور خود نیز امکان نوسان آزاد را بدهند. "گرم شدن" همان نوسانات سریع یونها و الکترونها است. در فلزات چون گروه الکترونها ، غبار مانند یونها را احاطه میکنند، طبعا هادیهای خوبی برای حرارت هستند «رسانش گرمایی فلزات).
مقاومت فلز
مقصود آن مقدار باری است که فلز میتواند تحمل کرده ، نشکند. بسیاری از فلزات ، وقتی گرم هستند، اگر تحت فشار قرار گیرند، شکل خود را زیادتر از موقعی که سرد هستند، تغییر میدهند. بسیاری از فلزات در زیر فشار متغییر مانند نوسانات ، آسانتر از موقعی که سنگین باری را تحمل میکنند، میشکنند.چرا فلزات ظاهر درخشنده یا براق دارند؟
دلیل اول آن است که با طرح ریزی و براق کردن صحیح میتوان فلزات را به شکل خیلی صاف تهیه کرد. گر چه آنها نیز تصاویر را خوب منعکس میکنند، ولی ظاهر سفید و درخشان بیشتر قطعات فلزی صیقلی شده را ندارند. بطور کلی جلا و درخشندگی فلز بستگی دارد به گروه الکترونهای آن دارد.الکترونها میتوانند هر نوع انرژی را که به روی فلزات میافتد جذب کنند؛ زیرا در حرکت آزاد هستند. بیشتر انرژی الکترونها از تابش نوری است که به آنها میافتد، خواه نور آفتاب باشد یا نور برق. اکثر فلزات همه انرژی جذب شده را پس میدهند، به همین دلیل ، نه تنها درخشان بلکه سفید به نظر میآیند.
چرا فلزات تغییر شکل میدهند؟
بسیاری از فلزات در حرارت ویژهای ، آرایش یونهای خود را تغییر میدهند. با تغییر ترتیب آرایش یونهای بسیاری از خصوصیات دیگر فلز نیز دگرگون میشود و ممکن است فلز کم و بیش شکننده ، قردار ، بادوام و قابل انحنا شود یا اینکه انجام کار با آن آسان گردد. بسیاری از فلزات در هنگام سرد بودن ، به سختی تغییر شکل میپذیرند. بیشتر فلزات جامد را به زحمت میتوان در اثر کوبیدن به صورت ورقه و مفتولهای سیم در آورده ، ولی اگر فلز گرم شود، انجام هر دو آسان است.بوی بد دهان
| هالیتوز از واژه halitus به معنای بازدم ریشه گرفته است و عبارت از نفس بدبو ، زننده یا ناپسندی است که از حفره دهان یا بینی خارج میشود و به آن fetor oris یا fetor ex ore نیز میگویند. به عبارتی به هر بوی بدی که از حفره دهان یا بینی بیرون آید صرف نظر از آنکه منشا آن در همین حفره باشد یا از سایر نقاط بدن منشا گیرد، هالیتوز گفته میشود. به علت عدم وجود معادل فارسی که تعریف هالیتوز را به صورت بدبویی غیر طبیعی دهان و بینی در یک کلمه بگنجاند از همان کلمه استفاده شده است. |
مقدمه
هالیتوز یا بدبویی دهان یک شکایت شایع در بین بیماران مراجعه کننده به مطب متخصصین داخلی و گوش و حلق و بینی ، دندانپزشکان و پزشکان عمومی میباشد. اکثر بیماران بدون گرفتن نتیجه خاصی ، از مراکز درمانی خارج میشوند و گاه این پدیده باعث بروز مسایل جدی در خود و خانواده آنها میگردد. هالیتوز مشکلی شایع است و گفته میشود که میتواند بطور متناوب اکثر افراد بالغ را دچار کند.اهمیت بررسی هالیتوز
- با آزار دیگران به صورت یک مانع در برخوردهای اجتماعی عمل میکند و باعث کاهش کارایی فرد میشود.
- فردی که از بوی بد دهان خود آگاه است ممکن است بگونهای نسبت به پاکی دهان دچار وسواس شود که با کارایی وی مداخله کند.
- هالیتوز نشانهای از یک وضعیت غیر طبیعی است که نیاز به تشخیص و درمان دارد.
عوامل موثر در ایجاد هالیتوز
همیشه نمیتوان علتی برای هالیتوز یافت و معمولا نیز چنین است. این امر به علت تنوع علل آن و اندک بودن بررسیهای انجام شده است. هنگام برخورد با بیمار شاکی از هالیتوز باید سه گروه اتیولوژیک را در نظر داشت : گروه غیر پاتولوژیک ، گروه پاتولوژیک و گروه با منشا روانی. اینها عمدهترین دلایل بروز هالیتوز هستند.بررسی آزمایشگاهی هالیتوز
با وجود چنین شیوع و اهمیتی بررسیهای انجام شده روی آن اندک است. اندک بودن بررسیهای انجام شده عمدتا به علت مشکل اندازه گیری علمی هالیتوز است. از سوی دیگر شرکتهای بزرگ سازنده وسایل بهداشت دهان که قاعدتا باید چنین تحقیقاتی را پشتیبانی مالی کنند، غالبا فقط مایل به پشتیبانی از تحقیقاتی هستند که محصولات آنها را بررسی کرده و فروش تجاری داشته باشد. در یک بررسی که در ژاپن به روی دانشجویان زن بهداشت دندان انجام شده ، نیمی از آنان معتقد بودهاند که گاهی اوقات هالیتوز دارند.اندازه گیری بوی بد دهان را عواملی چون پیچیدگی انواع مولکولهای گازی ، مشکلات نمونه گیری ، تغییرات بوی بد دهان با زمان و عدم توافق درباره استانداردهای مرجع ، مشکل کرده است. از آنجا که هالیتوز یک محرک بویایی است، شاید منطقی ترین روش اندازه گیری ، استفاده از داوری انسان به کمک حس بویایی به نظر آید. اما چنین اندازه گیری معیار با ارزشی نیست. اغلب نتیجه اندازه گیری هالیتوز با بینی انسان ، بطور قابل توجهی بین افراد مختلف و حتی در یک فرد در چند سنجش ، متفاوت از آب در میآید. چنین نقایصی منجر به تکوین چند روش کمی بر مبنای اندازه گیری VSC شده است.
نخستین بار تونزتیک و همکاران بوسیله کروماتوگرافی با گاز ارتباط VSC با هالیتوز را نشان دادند. بوسیله کروماتوگرافی با گاز میتوان با حساسیت بسیار بالایی و بگونهای تفکیک کننده ، ترکیبات فرار سولفور را اندازه گیری کرد. اگر چه احتمالا برای نمونه گیری سریع در جمعیتهای بزرگتر پایشگرهای قابل حمل سولفور مناسبتر هستند. اگر میکروب هلیکوباکترپیلوری به عنوان عامل بد بویی دهان باشد، برای تشخیص از بررسی بافت شناسی نمونه رنگ آمیزی شده ، کشت ، تست اورهآز ، آزمون RUT و یا بررسی سرم شناسی میتوان استفاده کرد.
ارزیابی هالیتوز
در برخورد با بوی بد دهان اولین کار تعیین این نکته است که آیا بوی بد فقط توسط بیمار احساس میشود یا آنکه توسط پزشک یا دیگران نیز قابل تشخیص است. چنانچه وجود بو توسط پزشک یا فرد دیگری غیر از بیمار تایید نشود، مشکل روانی در کــــــــار است و میتواند حتی دلالت بر بیماریهای روانی جدی چون اسکیزوفرنی نماید. اما در این نتیجه گیری که بویی وجود نداد نباید شتاب کرد، زیرا هالیتوز ممکن است منقطع باشد.بطور نمونهای بسیاری از بیماران به علت پدیده انطباق از بوی بد دهان خود بیخبرند و توسط یک عضو خانواده یا دوست از آن آگاه میشوند. اگر بو برای پزشک آشکار نباشد به چند روش میتوان احتمال آگاهی از آن را افزایش داد. یک روش آنست که پزشک در کنار بیمار بایستد و با برگهای جریان هوای بازدم بیمار را به سمت خود منحرف سازد. دیگر آنکه اگر پزشک در معاینه منشا بالقوهای بیابد، با آپلیکاتور پنبهدار نمونهای از آن منطقه تهیه نماید و خود یا یکی از اعضای خانواده بیمار آن را بو کنند. این کار نه تنها در تایید وجود هالیتوز بلکه در تعیین علت آن نیز میتواند مفید باشد.
باید از بیمار خواست که ابتدا با بینی بسته از راه دهان و سپس با دهان بسته از راه بینی تنفس کند اگر فقط بازدم دهانی بدبو بود، باید بیشتر به علل دهانی اندیشید و در غیر اینصورت باید به فکر علل ناشی از بینی یا یه یا علل سیستمیک بود. پس از تایید وجود هالیتوز ، باید شرح حالی دقیق بویژه درباره حفرههای دهان ، بینی و سینوسها ، دستگاه گوارش و ریه گرفت. مروری بر رژیم غذایی ، سیگار و مصرف دارو میتواند مفید باشد. به علت آنکه مری معمولا کولاپس است، برخی از بیماریهای مری و معده بطور پیوسته بو تولید نمیکنند و بو با آروغ ایجاد میشود. وجود چنین شرح حالی و تایید آن از طرف اعضای خانواده میتواند به تشخیص کمک کند. معاینه دقیق دهان ، دندانها بینی و حلق لازم است، زیرا اینها شایعترین محلهای هالیتوز هستند. معمولا وضعیت پاتولوژیک جزیی نیست و براحتی یافت میشود.
در معاینه باید توجه ویژهای به بافت پری ادنتال ، پرکردگی های نامناسب دندان ، منافذ لوزهای ، پاپیلاهای هیپرتروفه زبان ، ضایعات زخمی حلق یا مخاطها و جسم خارجی در بینی نمود. به نشانههای ناشی از خشکی دهان باید توجه کرد. این نشانهها ممکن است منقطع باشند و احتمال دیدن آنها در اوایل روز بیشتر است. یافتههای فیزیکی ناشی از پنومونی ، آبسه ریوی یا آمپیم معمولا واضح است. در شرح حال و معاینه بالینی باید به فکر بیماریهای سیستمیک مثل کتواسیدوز دیابتی یا اورمی هم بود.
بررسی رادیولوژیک استفاده محدودی دارد ولی در صورت نیاز میتوان از رادیوگرافی سینوسهای پارانازال یا رادیوگرافی سینه استفاده کرد. بررسی آندوسکوپیک یا رادیولوژیک قسمتهای فوقانی دستگاه گوارش میتواند در صورت شک بوجود بیماریهای این نواحی ، مورد استفاده قرار گیرد. بررسی آزمایشگاهی خون یا ادرار ممکن است در جستجوی بیماریهای سیستمیک بکار آید.
درمان
غالبا توجه به بهداشت دهان و رسیدگی به پاتولوژی دندانی مشکل را برطرف میکند. مسواک زدن ساده ، بخصوص اگر همراه با مسواک زدن سطح زبان باشد، برای نفس صبحگاهی کافی است. شستشوی دهان با یک محلول دهانشویه آنتی سپتیک نیز مفید است. نفس گرسنگی پس از خوردن غذا یا حتی آب کشیدن دهان برطرف میشود. هالیتوز ناشی از خشکی دهان به هر علت که باشد با مرطوب کردن دهان بهبود مییابد. این کار میتواند به کمک جرعه های مکرر آب ، جویدن آدامسهای بدون قند ، ترکیبات حاوی کربوکسی متیل سلولز سدیم درصد یا داروهای محرک ترشح بزاق مثل بتانکل یا پیلوکارپین انجام شود.پریودنتیت ، ژنژیویت ، دندانهای مصنوعی یا پرشده نامناسب یا سایر علل دندانی باید بطور مناسب درمان شوند. ضایعات ویژه دهان ، بینی ، سینوسها ، حلق ، معده ، ریهها و بیماریهای سیستمیک باید تشخیص داده و درمان شوند. طفره رفتن از بررسی بیمار و اکتفا کردن به توصیه استفاده از دهانشویه فقط تشخیص را عقب میاندازد . استفاده از مسهل ها در درمان هالیتوز نقشی ندارد و نباید تحت فشار بیمارانی که معتقدند یبوست سبب بوی بد دهان آنها شده ، تجویز شود. در صورت وجود بیماریهای روانی باید بطور مناسب درمان شود. غالبا افسردگی نیز وجود دارد و توجه به آن مفید است.
اثر رژیمهای درمانی مختلف در از بین بردن عفونت هلیکوباکترپیلوری ثابت شده است و پیشنهاد میشود در بیمارانی که علتی برای هالیتوز در آنها یافت نمیشود یک دوره درمانی تجویز گردد. ممکن است استفاده از دهــانشویهها بطور موقت باعث کاهش هالیتوز گردد بویژه دهانشویههای حاوی کلرهگزیدین مفید گزارش شدهاند. استفاده از محصولات محتوی کلرفیل بیحاصل است. محصولات حاوی روی یا اسید آسکوربیک بوی دهــــــان را کم میکنند ولی بصورت تجارتی موجود نیستند.
آلومینیوم
| |||||||||||||||||||
| عمومی | |||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| نام , علامت اختصاری , شماره | Aluminium , Al , 13 | ||||||||||||||||||
| گروه , تناوب , بلوک | 13 IIIA , 3 , بلوک p | ||||||||||||||||||
| جرم حجمی , سختی | 2700 kg/m3 , 2.75 | ||||||||||||||||||
| رنگ | نقره ای![]() | ||||||||||||||||||
| خواص اتمی | |||||||||||||||||||
| وزن اتمی | 26.981538 amu | ||||||||||||||||||
| شعاع اتمی (calc.) | 125 (118) pm | ||||||||||||||||||
| شعاع کووالانسی | 118 pm | ||||||||||||||||||
| شعاع وندروالس | اطلاعات موجود نیست | ||||||||||||||||||
| ساختار الکترونی | Ne]3 s2 3p1] | ||||||||||||||||||
| -e بازای هر سطح انرژی | 2, 8, 3 | ||||||||||||||||||
| درجه اکسیداسیون اکسید | 3 (آمفوتریک) | ||||||||||||||||||
| ساختار کریستالی | مکعبی face centered | ||||||||||||||||||
| خواص فیزیکی | |||||||||||||||||||
| حالت ماده | جامد | ||||||||||||||||||
| نقطه ذوب | 933.47 K (1220.58 °F) | ||||||||||||||||||
| نقطه جوش | 2792 K (4566 °F) | ||||||||||||||||||
| حجم مولی | 10.00 ש»10-6 ««متر مکعب بر مول | ||||||||||||||||||
| گرمای تبخیر | 293.4 kJ/mol | ||||||||||||||||||
| گرمای هم جوشی | 10.79 kJ/mol | ||||||||||||||||||
| فشار بخار | 2.42 E-06 Pa at __ K | ||||||||||||||||||
| سرعت صوت | 5100 m/s at 933 K | ||||||||||||||||||
| متفرقه | |||||||||||||||||||
| الکترونگاتیوته | 1.61 درجه پائولینگ | ||||||||||||||||||
| ظرفیت گرمایی ویژه | 900 J/kg*K | ||||||||||||||||||
| رسانائی الکتریکی | 37.7 106/m اهم | ||||||||||||||||||
| رسانائی گرمایی | 237 W/m*K | ||||||||||||||||||
| 1st پتانسیل یونیزاسیون | 577.5 kJ/mol | ||||||||||||||||||
| 2nd پتانسیل یونیزاسیون | 1816.7 kJ/mol | ||||||||||||||||||
| 3rd پتانسیل یونیزاسیون | 2744.8 kJ/mol | ||||||||||||||||||
| 4th پتانسیل یونیزاسیون | 11577 kJ/mol | ||||||||||||||||||
| 5th پتانسیل یونیزاسیون | 14842 kJ/mol | ||||||||||||||||||
| 6th پتانسیل یونیزاسیون | 18379 kJ/mol | ||||||||||||||||||
| 7th پتانسیل یونیزاسیون | 23326 kJ/mol | ||||||||||||||||||
| 8th پتانسیل یونیزاسیون | 27465 kJ/mol | ||||||||||||||||||
| 9th پتانسیل یونیزاسیون | 31853 kJ/mol | ||||||||||||||||||
| 10th پتانسیل یونیزاسیون | 38473 kJ/mol | ||||||||||||||||||
| پایدارترین ایزوتوپها | |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
تاریخچه کشف آلومینیوم
"فردریک وهلر" بطور کلی به آلومینیوم خالص اعتقاد داشت .(لاتین :alum alumen). اما این فلز دو سال پیشتر بوسیله "هانس کریستین ارستد" شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی بدست آمد. در روم و یونان باستان این فلز را بعنوان ثابت کننده رنگ در رنگرزی و نیز بعنوان بند آورنده خون در زخمها بکار میبردند و هنوز هم بعنوان داروی بند آورنده خون مورد استفاده است. در سال 1761 ، "گویتون دموروو" پیشنهاد کرد تا alum را آلومین (alumin) بنامند.پیدایش و منابع
اگر چه Al ، یک عنصر فراوان در پوسته زمین است(18%) ، این عنصر در حالت آزاد خود بسیار نادر است و زمانی یک فلز گرانبها و ارزشمندتر از طلا به حساب میآمد. بنابراین ، بعنوان فلزی صنعتی اخیرأ مورد توجه قرار گرفته و در مقیاسهای تجاری تنها بیش از 100 سال است که مورد استفاده است. در ابتدا که این فلز کشف شد، جدا کردن آن از سنگها بسیار مشکل بود و چون کل آلومینیوم زمین بصورت ترکیب بود، مشکلترین فلز از نظر تهیه به شمار میآمد.آلومینیوم برای مدتی از طلا با ارزشتر بود، اما بعد از ابداع یک روش آسان برای استخراج آن در سال 1889 ، قیمت آن رو به کاهش گذاشت و سقوط کرد. تهیه مجدد این فلز از قطعات اسقاط (از طریق بازیافت) تبدیل به بخش مهمی از صنعت آلومینیوم شد. بازیافت آلومینیوم موضوع تازه ای نیست، بلکه از قرن نوزدهم یک روش رایج برای این کار وجود داشت. با اینهمه تا اواخر دهه 60 این یک کار کم منفعتی بود تا زمانیکه بازیافت قوطیهای آلومینیومی آشامیدنیها بالاخره بازیافـت این فلز را مورد توجه قرار داد. منابع بازیافت آلومینیوم عبارتند از: اتومبیلها ، پنجره ها ، درها ، لوازم منزل ، کانتینرها و سایر محصولات ... .
معرفی
آلومینیوم ، عنصر شیمیایی است که در جدول تناوبی دارای علامت Al و عدد اتمی 13 میباشد. آلومینیوم که عنصری نقرهای و انعطافپذیر است، عمدتأ به صورت سنگ معدن بوکسیت یافت میشود و از نظر مقاومتی که در برابر اکسیداسیون دارد، همچنین وزن و قدرت آن ، قابل توجه است. آلومینیوم در صنعت برای تولید میلیونها محصول مختلف بکار میرود و در جهان اقتصاد ، عنصر بسیار مهمی است.اجزای سازههایی که از آلومینیوم ساخته میشوند، در صنعت هوانوردی و سایر مراحل حمل و نقل بسیار مهم هستند. همچنین در سازههایی که در آنها وزن پایداری و مقاومت لازم هستند، وجود این عنصر اهمیت زیادی دارد.
ویژگیهای قابل توجه
آلومینیوم ، فلزی نرم و سبک ، اما قوی است، با ظاهری نقرهای - خاکستری مات و لایه نازک اکسیداسیون که در اثر برخورد با هوا در سطح آن تشکیل میشود، از زنگ خوردگی بیشتر جلوگیری میکند. وزن آلومینیوم تقریبأ یک سوم فولاد یا مس است.ِ چکش خوار ، انعطاف پذیر و به راحتی خم میشود. همچنین بسیار بادَوام و مقاوم در برابر زنگ خوردگی است. بعلاوه ، این عنصر غیر مغناطیسی ، بدون جرقه ، دومین فلز چکش خوار و ششمین فلز انعطافپذیر است.کاربردها
چه از نظر کیفیت و چه از نظر ارزش ، آلومینیوم کاربردیترین فلز بعد از آهن است و تقریبأ در تمامی بخشهای صنعت دارای اهمیت میباشد. آلومینیوم خالص ، نرم و ضعیف است، اما میتواند آلیاژهایی را با مقادیر کمی از مس ، منیزیوم ، منگنز ، سیلیکون و دیگر عناصر بوجود آورد که این آلیاژها ویژگیهای مفید گوناگونی دارند. این آلیاژها اجزای مهم هواپیماها و راکتها را میسازند.وقتی آلومینیوم را در خلاء تبخیر کنند، پوششی تشکیل میدهد که هم نور مرئی و هم گرمای تابشی را منعکس میکند. این پوششها لایه نازک اکسید آلومینیوم محافظ را بوجود میآورند که همانند پوششهای نقره خاصیت خود را از دست نمیدهند. یکی دیگر از موارد استفاده از این فلز در لایه آینههای تلسکوپهای نجومی است.
برخی از کاربردهای فراوان آلومینیوم عبارتند از:
- حمل و نقل ( اتومبیلها ، هواپیماها ، کامیونها ، کشتیها ، ناوگانهای دریایی ، راه آهن و ... )
- بستهبندی ( قوطیها ، فویل و... )
- ساختمان ( درب ، پنجره ، دیوار پوشها و ... )
- کالاهای با دوام مصرف کننده ( وسایل برقی خانگی ، وسایل آشپزخانه ، ... )
- خطوط انتقال الکتریکی ( بهعلت وزن سبک اگرچه هدایت الکترِکی آن تنها 60% هدایت الکتریکی مس میباشد )
- ماشین آلات
استخراج آلومینیوم
آلومینیوم یک فلز واکنشگر است و نمیتواند از سنگ معدن خود بوکسیت (Al2O ) بوسیله کاهش با کربن جدا شود. در عوض روش جداسازی این فلز از طریق الکترولیز است. (این فلز در محلول اکسیده شده ، سپس بصورت فلز خالص جدا میشود.) لذا جهت این کار ، سنگ معدن باید درون یک مایع قرار بگیرد. اما بوکسیت دارای نقطه ذوب بالایی است (2000 درجه سانتیگراد) که تامین این مقدار انرﮊی از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست.برای سالهای زیادی بوکسیت را در فلورید سدیم و آلومینیوم مذاب قرار میدادند و نقطه ذوب آن تا 900درجه سانتیگراد کاهش مییافت. اما امروزه مخلوط مصنوعی ازآلومینیوم ، سدیم و فلوئورید کلسیم ، جایگزین فلورید سدیم و آلومینیوم شده است. این فرایند هنوز مستلزم انرژی بسیار زیاد است و کارخانجات آلومینیوم دارای ایستگاههای برق مخصوص خود در اطراف این کارخانهها هستند.
الکترودهایی که در الکترولیز بوکسیت بکار میروند، هر دو کربن هستند. وقتی سنگ معدن در حالت مذاب است، یونهای آن آزادانه حرکت میکنند. واکنش در کاتد منفی اینگونه است:
در اینجا یون آلومینیوم در حالت کاهش است(الکترونها اضافه میشوند). سپس فلز آلومینیوم به سمت پایین فرو میرود و خارج میشود.
آند مثبت ، اکسیژن بوکسیت را اکسیده میکند که بعد از آن با الکترود کربنی واکنش کرده تا تولید دیاکسید کربن نماید.
این کاتد باید عوض شود، چون اغلب تبدیل به دیاکسید کربن میشود. بر خلاف هزینه الکترولیز ، آلومینیوم فلزی ، ارزان با کاربرد وسیع است. امروزه آلومینیوم را میتوان از خاکه معدنی (clay) استخراج کرد، اما این فرایند ، اقتصادی نیست.
ایزوتوپها
آلومینیوم ، دارای 9 ایزوتوپ است که عمدهترین آنها بین 23 تا 30 مرتب شدهاند. تنها Al-27 ( ایزوتوپ پایدار ) و AL-26 (ایزوتوپ رادیو اکتیو) بطور طبیعی وجود دارند. AL-26 از پراشیدن ذرات اتم آرگون در اتمسفر که در نتیجه پروتونهای اشعه کیهانی رخ میدهد، تولید میشود. ایزوتوپهای آلومینیوم ، کاربردهای عملی در تعیین قدمت رسوبات دریایی ، خاستگاه منگنز ، یخهای دوران یخبندان ، کوارتز در صخرهها و شهاب سنگها دارد.AL-26 اولین بار در مطالعات ماه و شهابسنگها بکار رفت. اجزاء شهابسنگها بعد از جدا شدن از پیکره مادر در مدت سفر خود در فضا در معرض شدید بمباران اشعه کیهانی هستند که باعث تولید آلومینیوم 27 پایدار میشود. بعد از سقوط روی زمین ، حفاظ اتمسفر مانع از تولید AL-26 بیشتر از قطعات شهابسنگها میشود و واپاشی آن در تعیین عمر زمینی آنها موثر است. تحقیقات روی شهابسنگها ثابت کرده است که AL-26 در زمان شکلگیری سیاره ما نسبتا به مقدار فراوان وجود داشته است. احتمالا انرژی آزاد شده در نتیجه واپاشی AL-26 ، ذوب شدن مجدد و جدایی سیارکها بعد از شکل گیری آنها را 2-4 میلیارد سال پیش در پی داشته است.
هشدارها
آلومینیوم یکی از معدود عناصر فراوانی است که ظاهرا هیچ فعالیت موثری در سلولهای زنده ندارد. اما درصد کمی از مردم به آن حساسیت دارند. آنها تجربه کردهاند تماس هر نوع از آن موجب التهاب پوستی میشود. مصرف داروهای بند آورنده خون و مواد ضد عرق باعث ایجاد جوشهای خارش آور و سوء هاضمه میگردد. عدم جذب مواد غذایی مفید از غذاهای پخته شده در ظروف آلومینیومی همچنین تهوع و سایر علائم مسمومیت در نتیجه خوردن اینگونه محصولات مانند Maalox ، Amphojel ، Kaopectate .در سایر افراد آلومینیوم مانند فلزات سنگین ، سمی نیست، اما در صورت مصرف زیاد علائمی از مسمومیت دیده شده است. اگرچه استفاده از ظروف غذای آلومینیومی به خاطر مقاومت در برابر زنگزدگی و خاصیت هدایت گرمایی بالای آنها بسیار رایج است، در کل ، هیچگونه علامتی در مورد ایجاد مسمومیت آنها دیده نشده است. مصرف زیاد داروهای ضد اسید و مواد ضد عرق که حاوی ترکیبات آلومینیومی هستند، احتمال مسمومیت بیشتری دارند. بعلاوه احتمال ارتباط آلومینیوم با بیماری آلزایمر مطرح شده است، گرچه اخیرا این فرضیه رد شده است.
املا
املاء رسمی این عنصر ، IUPAK) Aluminium) است، گرچه عموما آمریکاییها و کاناداییها آنرا بصورت Aluminum نوشته و تلفظ میکنند. "همفری دیوی" در سال1807 Aluminum را برای عنصر کشف شده در آن زمان ارائه کرد، اما بعدا تصمیم گرفت تا این نام را به Aluminium تغییر دهد که با وجود ium در نام بیشتر عناصر تطبیق کند. بعدها املا Aluminium در بریتانیا و آمریکا متداول شد، اما بعد بتدریج آمریکاییها برای اهداف غیرتخصصی این نام را به Aluminum برگرداندند. نام رسمی این عنصر در آمریکا و در رشته شیمی تا سال 1926 بصورت Aluminium بکار رفت. از این تاریخ به بعد انجمن شیمی آمریکا تصمیم به استفاده از املاء Aluminum در نشرِات خود گرفت.گیاهان و مهندسی ژنتیک
| مهندسی ژنتیک ، شامل تکنیکهایی مانند جدا سازی ، خالص سازی ، وارد کردن و تظاهر یک ژن خاص در میزبان برای بروز صفت خاص یا تولید محصول مورد نظر است. گیاهانی که تحت تاثیر مهندسی ژنتیک قرار گرفتهاند و ژنهای اضافی وارد ژنوم آنها شده، ترانس ژن نام دارند. |
اطلاعات اولیه
گیاهان نه تنها اهمیت بسزایی در کشاورزی دارند، بلکه بعضی از گیاهان زینتی و دارویی ارزش اقتصادی بالایی دارند. امروزه از کدئین ، کیتین و دیگوکسین گیاهانی برای ضد درد ، ضد مالاریا و ضد التهاب قلب استفاده میشود. با توجه به گسترش علم تکثیر مریستم در جوانه ، نوک ریشه ، گرهک در زمینه تولید پروتئینهای جانوری مانند زنجیره سبک ایمونوگلوبینها ، انسولین ، آلبومین سرم انسانی و ... گامهایی برداشته شده است.برای جدا کردن ژنها و انتقال آنها به گیاهان وجود یک بانک ژن ضروری است. بدین منظور امروزه بسیاری از ژنهای گونههای مطلوب کشاورزی در بانکهای ژن به صورت کلون شده ، نگهداری میشود و سپس در مواقع مورد نیاز ژنها به داخل گیاهان تزریق شده و گیاهان ترانس ژن تولید میشود. تاکنون بیش از هزاران گونه گیاهی ترانس ژن تولید شده است. در کشورهای اروپایی استفاده از گیاهانی ترانس ژن به دلیل مخالفت نسلهای جدید و تعداد بالای طرفداران محیط زیست فوقالعاده محدود است.
تاریخچه
استفاده از گیاهان ترانس ژن از سال 1984 گسترش قابل ملاحظهای یافته است. در این سال گروه تحقیقاتی در دانشگاه بلژیک زیر نظر پروفسور مونتاگو و در آلمان زیر نظر پروفسور شل موفق به انتقال ژن به سلولهای گیاهی با استفاده از پلاسمیدهای یک گونه باکتری به نام آگروباکتریوم گردیدند.تولید گیاه از طریق کشت سلولی
تولید گیاه از طریق کشت سلولی از نظر مهندسی ژنتیک اهمیت زیادی دارد. وقتی گیاه زخمی شود، تکهای از بافت نرم اطراف آن را فرا میگیرد که به آن کالوس میگویند. اگر قطعهای از این بافت نرم را در محیط کشت همراه با مواد غذایی و هورمونهای گیاهی قرار دهیم، سلولها تقسیم میشوند و یک توده سازمان نیافتهای از سلولهای تمایز نیافته به نام کالوس ، ایجاد میکنند که به این روش کشت کلونی گفته میشود.سلولی از این کشت را میتوان انتخاب کرد و به محیط کشت جدید انتقال داد. سلولهای موجود در کالوس قادر به دریافت DNA نمیباشند، چون دیواره آنها حاوی سلولز است. ولی اگر با آنزیم سلولاز دیواره را از بین ببریم، پروتوپلاست بدست میآید. پروتوپلاست قادر به جذب DNA نوترکیب میباشد و در ضمن قادر به رشد در محیط مناسب و تبدیل به گیاه کامل نیز میباشد.
ساختن گیاهان دو رگه با استفاده از ادغام پروتوپلاستی
برای ایجاد تغییرات ژنتیکی مطلوب در گیاهان بطور کلی دو روش غیر از آمیزش جنسی گیاهان وجود دارد. روش اول انتقال مستقیم DNA به درون پروتوپلاست است. این روش سادهتر است و برای خود محاسن و معایبی دارد. به عنوان مثال در بعضی گیاهان به ویژه تک لپهایها بکار گیری حاملهای بیان ژن ، نتایج رضایت بخشی ارائه نمیدهد.در روش دوم ، هنگامی که پرتوپلاستهای دو سلول دیپلوئید باهم ترکیب میشوند، یک سلول تتراپلوئید بدست میآید، در حالی که در بعضی از گیاهان میتوان از دانه گروه آنها سلول هاپلوئید تولید کرد و با الحاق چنین پروتوپلاستهای هاپلوئیدی امکان تولید گیاه دیپلوئیدی وجود دارد. شاید بدین طریق بتوان گیاهانی را که از نظر ناسازگاری جنسی دو رگه نمیشوند، از طریق الحاق پروتوپلاستی گیاه دو رگه بارور ایجاد کرد.
نقش آگروباکتر و پلاسمید Ti در ایجاد تومور تاجی
از میان گروهی از باکتریهای خاک که به عنوان آگروباکتریوم شناخته شدهاند، چندین گونه وجود دارد که میتوانند گیاهان را عفونی کنند و سبب ایجاد تاول تاجی در گیاهان شوند. در این حالت یک توده یا کالوس از بافت توموری که در یک حالت غیر تمایزی در محل عفونت رشد میکند، ظاهر میشود.هنگامی که سلولهای تاول تاجی درون محیط کشت قرار گیرند، آنها جهت تشکیل یک کشت کالوسی حتی عاری از هورمونهای گیاهی ، رشد میکنند. هنگامی که سلولهای تاول تاجی بوسیله آگروباکترویوم به صورت تومور در آمده باشند، حتی اگر تمام آگروباکترویوم را توسط مواد ضد میکروب از سطح گیاه حذف کنیم، سلولهای گیاهی به صورت تومور باقی میمانند. القاء تومور تاجی در گیاه توسط پلاسمید باکتری آگروباکتریوم صورت میگیرد که به داخل گیاه منتقل میگردد.
پلاسمید Ti در آگروباکتریوم
پلاسمید Ti مولکولهای حلقوی هستند که دارای بخشهای مختلفی میباشند. قسمتی از آن به نام T-DNA وارد گیاه میشود، وظیفه T-DNA در داخل گیاه تولید هورمونهای اکسین و سیتوکینین است که باعث رشد تومور مانند قسمت زخم خورده گیاه میشوند. همچنین T-DNA یک اسید آمینه غیر ضروری برای گیاه به نام اوپین میسازد که این ماده به عنوان منبع ازت ، مورد استفاده خود آگروباکتریوم قرار میگیرد.موتانهای پلاسمید Ti
با توجه به اینکه کروموزم باکتری نیز در ارتباط با برقراری رابطه میان آگروباکتریوم و گیاه نقش دارد، ولی از طریق هیبریداسیون و موتانهای فاقد پلاسمید Ti نشان داده شده است که قدرت ایجاد تومور تاجی وابسته به پلاسمید Ti است. آگروباکتریومی که فاقد پلاسمید Ti باشد، بیماری تاول تاجی ایجاد نمیکند. اگر توسط ترانسپوزونها در توالی T-DNA تغییر بوجود آید، یا اوپینها سنتز نمیشوند، اما گال بوجود میآید و یا تومور القا نمیشود، این مطلب نمایانگر آن است که توالی T-DNA در ایجاد تومور موثر است.انتقال DNA به گیاه از طریق شوک الکتریکی
با توجه به اینکه آگروباکتریوم فقط سلولهای دو لپهای را آلوده میکند، در سلولهایی مانند گندم ، برنج و ذرت از طریق شوک الکتریکی برای انتقال DNA به درون سلول استفاده میشود. برای استفاده از الکتروپوریشن به سلول گیاهی احتیاج به پروتوپلاست است، ولی تولید گیاه کامل از پروتوپلاست تک لپهای مشکل است و در واقع اگر DNA مستقیما به سلول تزریق شود بهتر است، علاوه بر این از طریق تزریق DNA توسط تفنگ ذرهای میتوان DNA را وارد سلولهای حاوی دیواره نمود.کاربردهای انتقال ژن به گیاهان
از مهمترین اهداف انتقال ژن به گیاهان میتوان موارد زیر را ذکر کرد.- ایجاد مقاومت در برابر حشرات
- تولید بازدارنده پروتئینازها در برابر حشرات
- تولید گونههای مقاوم به قارچها
- مقابله با ویروسها
- تولید گیاهان مقاوم به علف کشها
- تولید گیاهان مقاوم به استرس
چشم انداز
تاکنون آزمایشات متعددی برای ایجاد گیاهان ترانس ژنتیک از طریق پلاسمید Ti باکتری آگروباکتریوم و یا از طریق تفنگ ذرهای بکار بردهاند و دانشمندان در فکر تولید انترفرون در گیاهان و در کشت سلول گیاهی هستند و از طرف دیگر تولید گیاهان برتر و با محصولات بیشتر یکی دیگر از اهداف مهندسی ژنتیک گیاهی میباشد.فتوسنتز
| فتوسنتز (photosynthesis) از نظر لغوی به معنای تولید با استفاده از نور خورشید است. فتوسنتز شامل دو دسته واکنش است که هردو در کلروپلاستها صورت میگیرند. طی فتوسنتز انرژی و آب و اکسیژن تولید میشود. |
دید کلی
زندگی در روی کره زمین به انرژی حاصل از خورشید وابسته است. فتوسنتز تنها فرایند مهم بیولوژیکی است که میتواند از این انرژی استفاده کند. علاوه بر این بخش عمدهای از منابع انرژی در این سیاره ناشی از فعالیتهای فتوسنتزی انجام شده در این زمان یا در زمانهای گذشته میباشد. فعالترین بافت فتوسنتزی گیاهان عالی مزوفیل برگ است. سلولهای مزوفیل دارای تعداد زیادی کلروپلاست هستند که حاوی رنگدانههای سبز ویژهای به نام کلروفیل برای جذب نور میباشند.در فتوسنتز انرژی خورشیدی برای اکسیداسیون آب ، آزاد کردن اکسیژن و نیز احیا کردن دیاکسید کربن به ترکیبات آلی و در نهایت قند بکار میرود. این مجموعه از کارها را واکنشهای نوری فتوسنتز مینامند. محصولات نهایی واکنشهای نوری برای ساخت مواد قندی مورد استفاده قرار میگیرد که به مرحله ساخت قندها واکنشهای تاریکی فتوسنتز گفته میشود. محل انجام واکنشهای نوری و تاریکی در داخل کلروپلاست متفاوت است.
|
رنگدانههای فتوسنتزی
انرژی نور خورشید ابتدا بوسیله رنگدانههای نوری گیاهان جذب میشود. همه رنگدانههایی که در فتوسنتز فعالیت دارند در کلروپلاست یافت میشوند. کلروفیلها و باکترو کلروفیلها که در بعضی از باکتریها یافت میشوند رنگدانههای رایج موجودات فتوسنتز کننده هستند. البته همه موجودات فتوسنتز کننده دارای مخلوطی از بیش از یک رنگدانه هستند که هر کدام عمل خاصی را انجام میدهند. از دیگر رنگدانهها میتوان به کاروتنوئیدها و گرانتوفیل اشاره کرد.کلروپلاست محلی است که در آن فتوسنتز صورت میگیرد
برجستهترین خصوصیت ساختمانی کلروپلاست ، سیستم فشرده غشاهای درونی است که به تیلاکوئید معروف است. کل کلروفیل در این سیستم غشایی که محل واکنش نوری فتوسنتز است قرار گرفته است. واکنشهای احیای کربن یا واکنشهای تاریکی در استروما (ناحیهای از کلروپلاست که بیرون تیلاکوئید قرار گرفته است) صورت میگیرند. تیلاکوئیدها خیلی نزدیک به یکدیگر قرار دارند که به تیغههای گرانا موسومند.مکانیزم جذب نور در گیرندههای نوری
موجودات فتوسنتز کننده دارای دو مرکز نوری متفاوت هستند که پشت سر هم آرایش یافتهاند و سیستمهای نوری 1 و 2 نامیده میشوند. سیستمهای گیرنده در ردههای مختلف موجودات فتوسنتز کننده تفاوت قابل ملاحظهای دارند. در صورتی که مراکز واکنش حتی در موجوداتی که نسبتا اختلاف دارند یکسان است. مکانیزمی که از آن طریق انرژی تحریک کننده از کلروفیل به مرکز واکنش میرسد، اخیرا به صورت انتقال رزونانس از آن یاد شده است. در این فرایند فوتونها به سادگی از یک مولکول کلروفیل دفع و توسط مولکول دیگر جذب نمیشوند. بیشتر انرژی تحریک کننده از طریق فرایند غیر تشعشعی از یک مولکول به مولکول دیگر منتقل میشود.یک مثال مناسب برای درک فرایند انتقال رزونانس ، انتقال انرژی بین دو رشته سیم تنظیم شده (کوک) است. اگر یکی از رشتهها ضربه بخورد و درست نزدیک دیگری قرار گیرد رشته تنظیم شده دیگر مقداری انرژی از اولی دریافت نموده و شروع به ارتعاش میکند. کار آیی انتقال انرژی بین دو رشته تنظیم شده به فاصله آنها از یکدیگر ، جهتگیری نسبی آنها و نیز تواترهای ارتعاشی بستگی دارد که مشابه انتقال انرژی در ترکیبات گیرنده است.
|
واکنشهای نوری فتوسنتز
موجودات فتوسنتز کننده از طریق اکسید کردن آب به مولکول اکسیژن و احیای نیکوتین آمید آدنین دی نوکلئوتید فسفات ، الکترون را به صورت غیر چرخهای منتقل میکنند. بخشی از انرژی فوتون از طریق اختلاف PH و اختلاف پتانسیل الکتریکی در دو طرف غشای فتوسنتزی به صورت انرژی پتانسیل شیمیایی (آدنوزین تری فسفات) ذخیره میشود. این ترکیبات پر انرژی انرژی لازم برای احیای کربن در واکنشهای تاریکی فتوسنتز را تامین میکنند.واکنشهای تاریکی فتوسنتز
واکنشهایی که باعث احیای دیاکسید کربن به کربوهیدرات میشوند موجب مصرف نیکوتین آمید آدنین دی نوکلئوتید فسفات و آدنوزین تری فسفات میگردند. این واکنشها به واکنشهای تاریکی فتوسنتز معروف هستند زیرا مستقیما به نور نیاز ندارند. مکانیزم انجام این واکنشها در گروههای مختلف گیاهی متفاوت است و میزان بازده حاصل هم متفاوت خواهد بود.چشم انداز
اخیرا در مجامع بینالمللی بحثهایی راجع به اعتبار پیشگوییهای مربوط به اثر جنگ هستهای بر بیوسفر به میان آمده است. برخی مطالعات پیشگویی میکنند که جنگهای هستهای ابرهای عظیمی از گردو غبار را بوجود میآورند که قادرند ماهها جلوی تابش خورشید را بگیرند که به این پدیده زمستان هستهای گفته میشود. آنچه مسلم است در غیاب خورشید پوششهای طبیعی و گیاهان زراعی از بین خواهند رفت و از هم پاشیدگی زنجیره غذایی نتایج مصیبت باری را به دنبال خواهد داشت. این موارد بر این واقعیت تاکید دارند که فتوسنتز بدون وجود نور ممکن نیست و فرایند فتوسنتز رمز وجود حیات بر روی کره زمین است.کاهو
کاهو یکی از قدیمیترین سبزیجات دنیا است منشاء آن در هندوستان و آسیای مرکزی میباشد. کاهو شش قرن قبل از میلاد در ایران مصرف میشده است و یک قرن قبل از میلاد به روم راه یافته و غذای مهمی برای رومیان بوده است. کاهو گیاهی است یکساله که دارای برگهای پهن و دراز و سبز روش میباشد و با طعم کمی شیرین. انواع مختلف کاهو که در حال حاضر در آمریکا کشت میشود حدود 16 نوع میباشد که در تمام طول سال وجود دارد رویهمرفته دو دسته کاهو وجود دارد.
کاهوی پرورشی و اهلی که در سالاد استفاده میشود که کاهوی گرد Head Lettuce و کاهوی ایرانی Romano Lettuce از انواع مهم آن است. کاهوی وحشی یا کاهوی خودرو. کاهوی ایرانی از نظر مواد غذایی از کاهوی گرد بهتر است. از امام صادق علیهالسلام نقل شده که کاهو خون را صاف میکند کاهو میتواند به مقدار گلبولهای قرمز بیفزاید و در گونهها ، سرخی مطلوب پدید آورد و اعصاب را منظم کرده ، بینایی را تقویت کند.
ترکیب شیمیایی
کاهو ضمنا دارای مواد معدنی مانند نیکل ، کبالت ، سولفور و مس میباشد. مواد شیمیایی کاهو عبارتند از : لاکتوکاروم Lactucarum (که مادهای است مخدر ) موم ، رزین ، مالیک اسید و سوکسی نیک اسید ، لاکتوم کاروم خواب آور و مسکن است. از لاکتوم کاروم به عنوان داروی خواب آور و مسکن و نیز در چشم پزشکی برای گشاد کردن مردمک چشم استفاده میشود.از کاهو همچنین مادهای به نام تریداس Thridace گرفته میشود که مسکن و ضد درد است. برای تهیه تریداس ساقه کاهو رسیده را تکه تکه کرده و شیره آنرا با فشار خارج میسازند. این شیره را سپس حرارت داده تا در اثر حرارت مواد آلومینی آن منعقد میشود در نتیجه مایعی صاف بدست میآید. این مایع را تحت درجه حرارت کم و در خلاء حرارت داده که تریداس بدست میآید. این مایع را میتوان خشک کرد و به صورت پودر درآورد.
خواص گیاه کاهو
- کاهو تمیز کننده خون است.
- کاهو به علت داشتن آهن خونساز است.
- ضد تورم است.
- کاهو خواب آور و آرام بخش است.
- کاهو برای ضعف اعصاب مفید است.
- کاهو ملین و ادرار آور است.
- کاهو زخمهای مجاری ادرار و مثانه را درمان میکند.
- اگر کاهو را با سکنجبین و یا سرکه بخورند اشتها آور است.
- کاهو اثر ضد تشنج دارد.
- درد معده را تسکین میدهد.
- کاهو قوای جنسی را تقویت میکند.
- برای برطرف کردن درد سینه کاهو را بپزید و بخورید.
- زنان شیرده اگر میخواهند که شیرشان زیاد شود باید کاهوی پخته بخورند.
- ورم غدد لنفاوی را برطرف میکند.
خواص تخم کاهو
- تخم کاهو مخرب و خواب آور است.
- خوردن تخم کاهو زکام را برطرف میکند.
- تخم کاهو برای درد سینه مفید است.
- خوردن تخم کاهو برای دستگاه ادراری نافع است و آنهایی که قطره قطره ادرار میکنند باید تخم کاهو بخورند.
مهمترین خواص دارویی کاهو
- درمان آفتاب سوختگی: کمپرس و ضماد پخته کاهو درمان آفتاب سوختگی است.
- تقویت ریشه مو: نوشیدن مخلوطی از عصارههای کاهو ، هویچ و یونجه ، ریشه مو را تقویت میکند.
- برطرف کردن سرخی صورت: برگهای سبز کاهو را بکوبید و به مدت نیم ساعت روی قسمتهای سرخ صورت قرار بدهید سپس صورت بشویید. این کار را چند بار تکرار کنید تا مقصود حاصل شود.
مضرات
اگر در خوردن کاهو افراط نکیند این گیاه بهیچوجه مضر نیست زیاده روی در خوردن کاهو باعث کم شدن قدرت جنسی ، فراموشی و کم شدن حافظه ، ضعف دید چشم و نفخ شکم میشود. برای برطرف کردن این عوارض میتوان کاهو را با نعناع ، کرفس و زیره میل کرد.اثر مرفین بر بدن
مقدمه
سیر تورنر در سال 1805 مرفین را از تریاک بدست آورد از دورن به عنوان استخراج کننده مرفین یاد شده است مرفین ماده موثر و جز اساسی تریاک بوده و 7 تا 14 درصد آنرا تشکیل میدهد این ماده به صورت گرد سفید یا کرم و گاهی قرمز آجری و مایع بدون رنگ وجود دارد طعم آن تلخ بویی تند و زننده دارد چنانچه مرفین را در آزمایشگاههای مجهز از تریاک بدست آورند بصورت پودر سفید رنگ است این ماده را به شکل قرص یا محلول در آب مقطر و گرد در اختیار معتادان قرار میدهند مرفین به صورت تجربی و غیر آزمایشگاهی نیز توسط معتادان تهیه میشود که رنگ آن کرم یا قرمز آجری یا قهوهای روش است.از نظر خواص فارماکولوژی مرفین نیز مانند سایر ترکیبات تریاک یا ماده تضعیف کننده سیستم عصبی مرکزی میباشد و مصرف عمده آن برای اهداف پزشکی است از مرفین ، هروئین و هیدرومرفین که مسکن قویتری نسبت به خود مرفین هستند بدست میآید. تقریبا 10 تا 15 در صد از ترشحات گیاه خشخاش را مرفین تشکیل میدهند.
اثرات مرفین بر سلسله اعصاب مرکزی
مغز انسان که مرکز پیچیدهترین واکنشهاست تدریجا اکنده از تجربیاتی میگردد که وی را قادر به زیستن میکند ورود مرفین (یا هروئین) کار دستگاه اعصاب را در سطوح گوناگون تغییر میدهد و در صورتی که این تغییر تداوم یابد آن دستگاه را به بدکاری مرفین و دائمی سوق خواهد داد که نتیجه آن در زندگی فردی ، خانوادگی و اجتماعی شخص منعکس خواهد گشت، مرفین بر دستگاه عصبی اثری پیچیده گذاشته و بعضی نقاط را تحریک و عمل بعضی دیگر را متوقف میکند بطور کلی میتوان گفت مرفین اثر متوقف کننده و فرد نشاننده بر دستگاه اعصاب دارد و با تظاهراتی چون آرام بخشی ، خواب آلودگی ، تسکین درد ، پایین آمدن درجه حرارت بدن ، اثر ضد استفراغ دیرس و اثر فرونشانندگی بر دستگاه تنفس از طریق مراکز عصبی اما در عین حال مرفین اثرات تحریکی نیز بر دستگاه اعصاب مرکزی دارد چون تهوع ، استفراغ زودرس ، تنگ شدن مردمک چشم ، و انقباض عضلات رودهها...اثر ضد درد مرفین
مرفین دارای اثر ضد درد ویژهای میباشد و تمام مشتقات آن نیز اعم از مصنوع نیمه مصنوع دارای این اثر انتخابی میباشند. مثلا تصور کنیم که سوزنی را در پوست فرو بریم یا جسم داغی را روی پوست بگذاریم. شخص احساس درد میکند و همزمان چهرهاش وضعیت عاطفی خاصی به خود میگیرد که این عمل مربوط است به تحریک پوستی بوسیله انتهاهای اعصاب منتشره در پوست گرفته شده و از طریق نخاع به مغز میرود و در آنجا در نقاط بخصوصی با سایر نقاط مغز که بنحوی عواطف فرد را کنترل میکنند مرتبط میگردد.این تحریک موجب بروز حالت عاطفی خاصی میگردد. مرفین بر روی گیرنده پوستی درد تاثیر چندانی ندارد و شخصی که مرفین به او تزریق شده ناتوان از درک تحریک نیست درک این تحریک ممکن است حتی کاهش نیابد و تنها واکنشهایی که پس از احساس درد تظاهر میکنند از بین روند به این معنی که شخص اظهار میکند که درد هنوز موجود است اما او احساس راحتی میکند پس میتوان نتیجه گرفت که درک تحریکهای پوستی ، بینایی ، شنوایی و ارتعاشات با مرفین از بین نمیرود بلکه در واکنش عاطفی درک درد تغییر حاصل میشود.
مرفین به دلایل خاصل بر دردهای مبهم بیشتر از دردهای غیر مبهم حملهای موثر است. گواینکه که در مقادیر زیاد دردهای ناشی از انسداد مجاری ادرار یا گوارش را نیز تسکین میدهد برای ایجاد اثر ضد درد باید گفت که اثر بر سلسله اعصاب مرکزی است تغییری که مخدرها در آستانه درک درد ایجاد میکنند نمیتواند توجیه کننده اثر ضد درد آنها باشد. همچنین به علت آنکه در واکنش انتهای اعصاب محیطی و انتقال الکتریکی در اعصاب محیطی تغییری نمیشود از این عوامل نیز نمیتوانند علت اثر ضد درد مرفین و سایر مخدرهای باشند. آنچه امروزه مطرح است نقاطی از تالاموس و سیستم لیمبیک میباشند که گیرندههای مخدرها در آنهاست.
اثر روانی مرفین
از دیگر تاثیرات مرفین تغییر در هوشیاری و اندیشه است بدین معنا آگاهی فرد نسبت به خود و محیطش تغییر پیدا میکند چرت زدن ، ناتوانی در تمرکز فکر ، اشکال در فکر کردن ، خیره شدن ، کاهش تیز بینی و خماری در زمره علائم چنین حالتی هستند تنبلی و بیحرکتی پیامد استعمال مرفین میباشد.اثرات مرفین بر مراکز تنفسی واقع در سلسله اعصاب مرکزی
تنفس انسان با نظم معینی تحت عملکرد مراکزی که در بصل النخاع و پل دماغی واقعند صورت میگیرد از آنجا که گیرندههای مرفین از تعداد در نقاط مذکور و به نور یافت میشوند روشن است که مرفین اثر وقفه دهنده و فرونشاهنده بر مراکزی وارد که کنترل و نظم تنفس در اداره آنهاست حتی مقدار کم مرفین میتواند سبب بروز اختلالاتی در تعداد تنفس ، حجم هوای دم و بازدم و گاهی بینظمیهای خاص دیگر شود. اگر مرفین داخل رگ تزریق شود بعد از حدود هفت دقیقه اثرات فرونشاننده آن آشکار میشوند اما اگر همین مرفین عضلانی تزریق شود تقریبا سی دقیقه زمان برای ظهور اثراتش لازم خواهد بود. در صورت تزریق زیر جلدی ، حدود نود دقیقه طول خواهد کشید تا اختلالات تنفس بروز کند و البته اگر خوراکی مصرف شود باز هم مدت بیشتری لازم خواهد بود.اثر مرفین بر مراکز کنترل عفونت غدد مترشحه داخلی در سلسله اعصاب مرکزی
با تاثیر بر قسمت خلفی هیپوفیز باعث افزایش ترشح هورمون آ.اج (که از قسمت خلفی هیپوفیز ترشح میشود) و کاهش حجم ادرار را باعث میشود از نظر تاثیر بر قسمت قدامی هیپوفیز (آنتی بیوتیک) باعث مهار ترشح هورمون محرک غده فوق کلیوی و از نظر تاثیر بر غده تیروئید را کاهش میدهد. در تمامی هورمونهای محرک غده تناسلی بر اثر یک تزریق مرفین بر مراکز یا تزریقهای مداوم مهار شده و در نتیجه بینظمی در قاعدگی ، نازائی و غیره ممکن است اتفاق بیفتد.اثر مرفین بر مراکز کنترل کننده اندازه مردمک چشم
مردمک چشم تحت کنترل اعصاب مرکزی در روشنایی زیاد ، تنگ و در تاریکی گشاد میشود و به این ترتیب موجود زنده را از نقطه نظر بینایی کمک میکند معرف مرفین باعث تنگ شدن مردمک در هر نوبت استفاده از مرفین اتفاق میافتد از این پدیده تنگ شده مردمک چشم و بوجود نیامدن تحمل میتوان در جهات مختلف استفاده کرد مثلا میتوان گفت که آیا شخص که در حال ترک اعتیاد است از مخدرها استفاده گردد اشاره یا نه.اثر مرفین بر دستگاه قلب و عروق
مرفین باعث کاهش فشار خون در عروق مغز نیز باعث گشادی و افزایش فشار مایع مغزی میگردد و مرفین و مشتقاتش در بیماران قلبی ریوی باید با احتیاط کامل استفاده شوند زیرا همین تغییرات اندک موجب مرگ میشوند.اثر مرفین بر دستگاه گوارش
مرفین بر معده باعث کاهش ترشح شیره معده و کم شدن حرکات معده و تاثیر در تخلیه محتویات معده به روده میشود که ترشح لوزالمعده و صفرا به داخل روده باریک کم شود نتیجه این تاثیرات تاخیر در تخلیه روده باریک ، جذب زیاد آب ، سو هضم و جذب مواد غذایی و یبوست میباشد.اثر مرفین بر سایر دستگاهها
مرفین بر مجاری ادرار و مثانه باعث احساس تکرار ادرار از یک سو و اشکال در دفع ادرار مرفین باعث گشاد شدن پوست ، تعریق و خارش میباشد. تاثیر مرفین بر هورمونهای جنسی انسان را ممکن است بطور عقیم شدن سوق دهد.آشنایی با زندگی زنبور عسل
مقدمه
زنبور عسل از راسته نازک بالان (Hymenoptera) است. زنبور عسل قسمتهای دهانی جونده و مکنده ، هر دو را داراست. دگریسی آن کامل است و بطور دسته جمعی زندگی میکند و شامل سه دسته هستند.- ملکه (Queen) که تخم میگذارد.
- نرها (prones) کارشان فقط بارور کردن ملکههای جدید است.
- کارگرها (Worker) که ماده عقیم هستند و اغلب متعددی دارند.
زنبور عسل در قرآن
کلمه نحل به معنی زنبور عسل در آیات 68, 69 سوره نحل در جز 14 قرآن کریم آمده است. در تفسیر آیه 68 چنین آمده است؛ پروردگارت به زنبور عسل وحی فرستاد! در اینجا لحن قرآن به طرز شگفت انگیزی تغییر مییابد، در عین ادامه دادن بحثها در زمینه نعمتهای مختلف الهی و بیان اسرار آفرینش در این سوره ، سخن از زنبور عسل و سپس خود عسل به میان میآورد. اما شکل یک ماموریت الهی و الهام مرموز که نام وحی بر آن گذارده شده است. نخست میگوید: "و پروردگار تو به زنبور عسل ، وحی کرد که خانههایی از کوهها و درختان و داربستهایی که مردم میسازند ا نتخاب کن."- نخستین ماموریت زنبوران در این آیه ماموریت در این آیه ماموریت خانه سازی ذکر شده است. و این شاید به خاطر آن است که مساله مسکن مناسب نخستین شرط زندگی است و به دنبال آن فعالیتهای دیگر ، امکانپذیر است.
- در آیه 69 سوره "نحل" ، دومین ماموریت زنبورعسل شروع میشود، چنانکه قرآن میفرماید: "ما به او الهام کردیم که سپس از تمام ثمرات تناول کن و راههایی که پرودگارت برای تو تعیین کرده ، به راحتی بپیما." سرانجام ، آخرین مرحله ماموریت آنها را بصورت یک نتیجه ، این چنین بیان میکند،" از درون زنبوران عسل ، نوشیدنی مخصوص خارج میشود که رنگهای مختلفی دارد." نهفته است، جالب این که دانشمندان از طریق تجربه به این حقیقت رسیدهاند که زنبوران به هنگام ساختن عسل آن چنان ماهرانه ، عمل میکنند که خواص درمانی و دارویی گیاهان کاملا محفوظ مانده و به عسل منتقل میشود.
- و در ماجرای برنامه زندگی زنبوران عسل و ارمغانی که آنها برای جهان انسانیت میآورند، که هم غذاست و هم شفا و هم درس زندگی ، نشانه روشنی از عظمت و قدرت پروردگار است، برای جمعیتی که میاندیشند.
ساختمان مورفولوژیکی زنبور عسل
- بدن زنبور عسل بطور متراکم از موهایی پوشیده است که دارای تارهای (Barbs) جانبی کوتاهی میباشد. و به راحتی دانهها گرده را میگیرند. در چشمهای مرکب و پاها ، موهای صاف وجود دارد پاهای جلویی در حاشیه ساق (tibia) موهای راست و خشن و کوتاهی را دارد و برای تمیز کردن چشمها از گرده گل بکار میرود و برس چشمی (Eye bursh) میگویند.
- بالهای زنبور در هنگام رواز بوسیله قلابهایی بهم درگیر میشوند و یا بال به نظر میرسند. و نوک این بالها مسیر شکل را طی میکند. ممکن است 400 بار در ثانیه مرتعش شوند. آروارههای زیرین mandibles در کارگران صاف برای جمع آوری گرده و ساختن شاخهها بکار میرود. آروارههای زیرین maxillae مانند قاشقکهای طویلی بوده و برای جمع آوری گردههای گل بکار میرود.
- لب تحتانی تبدیل به خرطوم شده و ضمایم حسی - بی (Cabialplas) در اطراف آن قرار دارد. مایع شهد در اثر عمل مکنده حلق به درون چینهدان بزرگ یا معده عسل (Money Stomash) کشیده میشود. چهار لب مثلثی دریچهای را درست میکند و از ورود عسل به معده جلوگیری میکند. بجز موقعی که جهت تغذیه مورد نیاز است. روده زنبور عسل باریک و دراز است. و تقریبا به 100 لوله کوچک ، مالپیکی اتصال دارد و روده راست ، بزرگ است و به مخرج ختم میشود. در انتهای بدن سوزن وجود دارد که فقط در کارگرها و ملکهها دیده میشود. حس بویایی در زنبوران عسل بسیار قوی و تیز است و چشمها دارای تعداد فراوانی واحدهای بینایی است و دارای مغز نسبتا بزرگ است: زنبوران عسل قادر به تشخیص رنگ قرمز و سیاه از هم نمیباشند.
گونه و نژادهای زنبور عسل
- زنبور هندی (Apis Indiea)
- زنبور درشت (Apis drostata)
- زنبور ریز (Apis florae)
- زنبور عسل معمولی (Apis mellifera).
محصولات زنبور عسل و نحوه گردآوری آنها
میتوان به شهد یا عسل و گرده زنبور عسل و بره "موم" که از صمغها بوجود میآید، اشاره کرد. گرده زنبور عسل دارای انواع مواد الی و ویتامینها میباشد. گرده شامل قندهای احیا کننده میباشد که در کل 31% در گروه کربوهیدرات وجود دارد. میزان متوسط پروتئین گروه حدود 22% است و تمام اسیدهای آمینه ضروری مورد نیاز انسان در ترکیب پروتئینی دانه گروه وجود دارد. عصاره اتری گروه حاوی چربیها و روغنها ، پیگمانها ، دونینها ، ویتامینها و هورمون رشد میباشد. گروه حاوی 13 نوع اسید چرب و دو استدول عمده بنامهای 24- متیلن کلسترول "و بی سی توسترول" است. برای جمع آوری دانه گرده میتوان از تله گرده ، استفاده کرد، ولی اینکار توصیه میشود، چون جمعیت زنبورها را تضعیف میکند.بعضی از مصارف گرده زنبور عسل
دانه گرده در پزشکی اهمیت خاصی دارد. در درمان بیماریهای پروستات و آلرژی و در حال بیاشتهایی از داروهایی که از دانه گرده ساخته میشوند، استفاده میکنند. دانه گرده بعنوان مکمل غذایی بکار میرود و از آن در رفع چین و چروک و لکههای صورت استفاده میگردد. از داروهای مشهور میتوان به Prostaflor , Ofilorex اشاره کرد.نیش زنبور
از نیش زنبور عسل بعلت خاصیت قلیایی و اسیدی بودن آن در درمان بیماریها ، استفاده میکنند.تولید مثل
- در کارگرها تنها اثری دیده میشود و ولی در ملکه به خوبی توسعه یافته است. ملکه جوان 6 روز بعد از بیرون آمدن ، با یک زنبور نر جفتگیری میکند، اندامهای جفت گیری نر پاره شده و در کیسه تناسلی ماده باقی میماند و تا اینکه بعد از بازگشتن به کندو ، کارگرها آنرا از بین میبرند. اسپرماتوزوئیدهایی که بدین صورت در کیسه ذخیره اسپرم ، جای میگیرد، بکار همه تخمهای لقاح یافتهای که ملکه خواهد گذاشت، بکار میرود. تخمدانهای ملکه پر شده و شکم را پر میکند و ظرف دو روز ، شروع به تخم گذاری میکند.
- از تخمهای لقاح نیافته ، زنبورهاینر (هاپلوئید 16 کروموزوم) و از لقاح یافتهها ، زنبورهای ماده (دیپلوئید و دارای 32 کروموزوم) تولید میشود. تخمها تبدیل به لاروکرمی شکل کوچک فاقد پاها و چشم میشوند و از ژله شاهانه که توسط غدههای حلقی کارگران جوان تولید میگردد، تغذیه میکنند. ولی لاروهای ملکه بیشتر به تغذیه شاهانه میپردازند و به همین جهت با سرعت زیاد بزرگ و تمایز مییابند.
- دم لارو چندین بار ، پوست اندازی میکند روی سلول بوسیله موم پوشیده میشود. و لارو در داخل آن قرار گرفته و شفیره نام دارد و دگردیسی را کامل نموده و به کمک آروارههای زبرین ، سرپوش حجره را پاره کرده و به شکل یک نوزاد جوان بیرون میآید. بعد از عمل جفت گیری زنبوران نر ، به بیغذایی میافتند و میمیرند.
تنفس در گیاهان
| تنفس یعنی واکنشهای شیمیایی اساسی که منجر به شکسته شدن مولکولهای مواد آلی و رها شدن انرژی میشود. انرژی آزاد شده هدف فعالیتهای حیاتی مانند جنبشهای سیتوپلاسمی میگردد. |
دید کلی
گیاهان و سایر جانداران موقعی میتوانند به زندگی ادامه دهند که قدرت تجزیه مولکولهای پیچیده مواد آلی (غذا) و استفاده از انرژی اندوخته شده در آنها را دارا باشند. عمل اکسیداسیون مواد آلی که منتهی به آزاد شدن انرژی میشود، مستلزم جذب اکسیژن از راه منافذ روی برگ ، ساقه و ریشه گیاه است. بنابراین تظاهرات خارجی تنفس عبارت است از: جذب
و دفع
یعنی مبادلات گازی بین گیاه و محیط.در برابر فرایند فتوسنتز که به ساخته شدن مواد آلی منتهی میشود، فرایند تنفس قرار دارد که طی آن مولکولهای حاصل از عمل فتوسنتز شکسته شده و انرژی حاصل از آنها صرف فعالیتهای حیاتی مانند ساختن برخی مواد ، جذب و شناسایی مواد محلول ، جنبشهای سیتوپلاسمی و جنبش اندامهای گیاهی ، بوجود آمدن پتانسیل الکتریکی و بطور کلی رشد و نمو میشود.
در فرایند کاتابولیزم (Catabolism) سه فرایند جداگانه بحث میشود: تنفس (Respiration) ، تخمیر (Fermentation) و تنفس نوری (Photorespiration) که مورد آخر مخصوص گیاهان است.
تنفس
ما میتوانیم آنچه که در سلولهای جانوری و گیاهی به هنگام تنفس اتفاق میافتد، تحت فرمول کلی زیر نشان دهیم:
تنفس در سلولهایی صورت میگیرد که در شرایط هوازی قرار بگیرند. در جریان تنفس 3 گروه مواد مورد استفاده قرار میگیرند: کربوهیدراتها ، پروتئینها و چربیها. تنفس عمدتا در میتوکندریها صورت میگیرد که شامل سه مرحله است:
- مرحله اول تنفس در سیتوپلاسم سلولها صورت میگیرد. این مرحله گلیکولیز نامیده میشود که طی آن قند 6 کربنی مانند گلوکز شکسته شده و به دو مولکول 3 کربنی بنام اسید پیروویک تبدیل میشود.
- مرحله دوم واکنشها در ماتریکس میتوکندری اتفاق میافتد که با حضور اسید پیروویک است. این واکنشها به صورت چرخهای انجام میشوند که چرخه کربس نامیده میشود، در هر چرخه یک مولکول اسید پیروویک به 3 مولکول
تبدیل شده و انرژی حاصل از شکسته شدن آن در ناقلهای انرژی مانند
و
، ذخیره میشود.
- مرحله سوم واکنشهای تنفس در غشای میتوکندری انجام میشود که دارای سیستم ناقل الکترون است. بدین ترتیب که در اول زنجیره ناقلهای انرژی ، الکترون از دست داده و گیرنده نهایی این الکترونها ، اکسیژن (
) است که در این فرایند انرژی به صورت ATP (آدنوزین تری فسفات) در میآید که انرژی قابل استفاده برای تمام اعمال سلولی است.
تبادل گازها در بخشهای مختلف گیاه
در گیاهان اندامهای ویژهای جهت رساندن اکسیژن به سلولها و انتقال دیاکسید کربن حاصل از تنفس آنها به خارج وجود ندارد. تبادل گازها از راه روزنهها و عدسکها ، انجام میشود. در بین سلولهای تشکیل دهنده اندامهای گیاه وجود حفرات کوچک و بزرگ و اتاقکهای زیر روزنهای و سلولهای کروی با حفرات فراوان در زیر عدسکها موجب میشوند که تبادلات گازی در گیاه به سهولت انجام شود. گازهای حاصل از فرایند فتوسنتز و تنفس برحسب قوانین انتشار گازها در گیاه بین اندامهای گیاه و محیط خارج مبادله میگردد.در ریشهها نیز عمل تنفس با استفاده از هوای موجود بین ذرات خاک انجام میشود و چنانچه برای مدت طولانی فضاهای موجود بین ذرات خاک از آب پر شود، بسیاری از گیاهان دچار خفگی ریشه شده و آثار آن پس از مدتی در بخش هوایی ظاهر میشود. از جمله این آثار بی رنگ شدن شاخه و برگهای نورسته ، ریزش اندامهای تولید مثلی و توقف در رشد گیاه است.
در عدهای از گیاهان مردابی انشعاباتی از ریشه به خارج از آب در آمده تشکیل اندامهای تنفسی به نام شش ریشهها را میدهند که برای تبادل هوا کمک موثری به شمار میآیند.
شدت تنفس
تنفس به عنوان یک پدیده فیزیولوژیکی با تغییرات عواملی که آن را کنترل میکنند، تغییر میکند و دارای شدت است. میتوان شدت آن را به صورتهای مختلف تعریف کرد. یکی از تعریفها به صورت زیر است:مقدار اکسیژن جذب شده و یا دیاکسید کربن (
) دفع شده را در واحد زمان شدت تنفس گویند.امروزه از دستگاههای فیزیکی مانند آنالیز مادون قرمز برای اندازه گیری شدت تنفس استفاده میگردد. این دستگاه ، دستگاهی است که میتواند مقدار
را اندازه بگیرد، زیرا که مولکولهای
اشعه مادون قرمز را جذب میکنند، بنابراین با انجام تنفس ، مقدار
در هوای خروجی افزایش مییابد و دستگاه جذب بیشتری را نشان میدهد.شدت تنفس در گیاهان و در یک گیاه بر حسب اندامهای مختلف ، متفاوت است، ولی در هر حال در مقایسه با تنفس جانوران ، تنفس در گیاهان بسیار ضعیف است. در اندامهای در حال رشد و جوان و در دانههای در حال رویش ، میزان تنفس بالاست. همچنین در گلهای در حال باز شدن و به ویژه در اندامهای تولید مثلی ، تنفس شدیدتر است.
اثر عوامل درونی و برونی در تنفس
فیزیولوژیستها در پاسخ به اینکه آیا میزان تنفس گیاه در تاریکی و در روشنایی نسبت به هم متفاوت است یا خیر ، آزمایشهای متعددی انجام دادهاند، تا اینکه اخیرا مشخص شده که در بعضی از گیاهان ، روشنایی محرک افزایش تنفس است. به این پدیده ، تنفس نوری گفته میشود.- فرایند تنفس به شدت ، تحت تاثیر دمای محیط است، زیرا که در مراحل مختلف تجزیه قند ، آنزیمهایی دستاندرکارند و واکنشهای شیمیایی متعددی انجام میشود که همگی تحت تاثیر دمای محیط قرار دارند.
- افزایش اکسیژن محیط موجب افزایش شدت تنفس است.
- شدت تنفس بر حسب سن و نوع اندامهای مختلف گیاه ، متفاوت است.
- افزایش رطوبت بویژه در دانهها ، عامل بسیار مهمی در افزایش تنفس و در افزایش فعالیتهای گیاه است.
کسر تنفسی
اگر گازهای تنفسی گیاه را بطور دقیق بررسی کنیم، میبینیم که معمولا حجم دیاکسید کربن دفع شده از گیاه برابر حجم اکسیژن جذب شده نیست. نسبت بین این دو را کسر تنفسی مینامند. این کسر برحسب مراحل مختلف رویش و گل دادن گیاه متفاوت بوده و تا حدودی نوع مادهای که در واکنشهای تنفسی تجزیه میشود را مشخص میسازد. در صورت تجزیه هیدراتهای کربن این کسر برابر یک میشود. در تجزیه مواد لیپیدی و پروتئینی و اسید مالیک به ترتیب در دو مورد اول کمتر از یک و در مورد آخر بیشتر از یک خواهد بود.تنفس مقاوم به سیانید
میتوان تنفس را بوسیله بعضی از مواد شیمیایی مختل کرد. این مواد شیمیایی به دو گروه تقسیم میشوند:- سموم تنفسی مانند یون سیانید
و آزید
. افزون بر این مونوکسید کربن موجب مسمومیت تنفسی میشود. برای اینکه این ترکیبات مانع انتقال الکترون به اکسیژن میشوند و در نتیجه ATP ساخته نمیشود.
- گروه دوم مواد که در زنجیره انتقال الکترون در غشای میتوکندری تاثیر میگذارند، مانند دی نیترو فنل که در این مورد هم ATP ساخته نمیشود.
تعدادی از ارگانیزمها مانند قارچها و جلبکها و بعضی از گیاهان وقتی تحت تاثیر یون سیانید قرار میگیرند، بلافاصله از بین میروند، ولی تعدادی از گیاهان نسبت به یون سیانید مقاوم هستند. برای اینکه این گیاهان دارای یک مسیر فرعی انتقال الکترون هستند که الکترون میتواند از این مسیر به اکسیژن منتقل شود. منتها در این مسیر ATP ساخته نمیشود و انرژی آزاد شده در تنفس به صورت گرما تلف میشود و این گونه در مقابل سیانید مقاومت میکنند.
در بعضی گیاهان مطالعاتی صورت گرفته که نتیجه این بوده است که هنگام گرده افشانی این سیستم فرعی در گلها فعال است (بدون تاثیر سیانید)، مانند خانواده گل شیپوری که تحت تاثیر این تنفس ، ترکیبات معطر پراکنده میشود که این ترکیبها موجب جلب توجه حشرات گرده افشان میگردد.
اینده بحث: آیا تنفس موجب کاهش عملکرد میشود؟
تنفس میتواند مقدار قابل توجهی از کربن تثبیت شده روزانه توسط فتوسنتز را مصرف نماید و این مقدار بجز تلفات ناشی از تنفس نوری است. تغییرات متابولیزم گیاه تا چه حد عملکرد محصولات زراعی را تحت تاثیر قرار میدهد؟ تنفس شامل دو بخش است: تنفس رشد که شامل عمل آوری کربن احیا شده به منظور تامین رشد گیاه جدید است و تنفس نگهداری که جزئی از تنفس لازم برای حفظ سلولهای بالغ در وضعیت حیاتی است. این فرایند بیش از 50 درصد کل جریان تنفسی را به خود اختصاص میدهد.در راس تمام اینها ، مسیر چاره مقاوم به سیانید وجود دارد که مقادیر قابل توجهی از کربن احیا شده سلول را مصرف کرده و ظاهرا هیچ محصولی تولید نمیکند. برآوردهایی که از این مسیر در ریشههای گندم بدست آمده، نشانگر تلفاتی معادل 6 درصد عملکرد دانه نهایی از این طریق است. گرچه توان بالقوه افزایش عملکرد از طریق کاهش مقدار تنفس وجود دارد، لکن پیش از اعمال چنین تغییراتی ، درک بهتر جایگاهها و مکانیزمهای کنترل کننده تنفس لازم به نظر میرسد.
ساختمان ار ان ای
مقدمه
RNA صرف نظر از انواعی که دارای ساختمان خاصی است. برخلاف DNA که ساختمان مارپیچ دو رشتهای دارد RNA معمولا یک رشتهای و تقریبا صاف و بدون تاخوردگی و یا به صورت کلاف است. علت اصلی عدم تشکیل مارپیچ دو رشتهای RNA مزاحمت فضایی گروه OH متصل به کربن شماره 2- قند ریبوز است که مانع پیچش لازم میشود. زیرا گروه OH به طرف داخل محور مارپیچ قرار میگیرد و مانع فرم پایدار میگردد.بنابراین حتی در مقابل DNA الگو که دقیقا مکمل RNA است، RNA نمیتواند به شکل مارپیچی به آن متصل شود. همین خاصیت RNA باعث عدم پایداری آن در محیط قلیایی میشود، بطوری که در محیط قلیایی ، RNA به مونونوکلئوتیدها تجزیه میشود، در حالی که DNA در محیط قلیایی فقط به صورت تک رشتهای درمیآید ولی تجزیه نمیشود.
|
انواع RNA
mRNA
mRNA یا RNA پیک به صورت تک رشتهای است. وظیفه اصلی پروتئین سازی را به عهده دارد و حاوی کدهای ژنتیکی برای ساخت پروتئین میباشد. پایداری آن کم است بطوری که گاهی پس از دو دقیقه بوسیله RNAase تجزیه میشود و به همین دلیل استخراج mRNA مشکل میباشد. گاهی هنوز ترجمه قسمت انتهایی mRNA تمام شده است که ابتدای mRNA تجزیه میشود. ولی در یوکاریوتها با مکانیسمهای خاص پایداری mRNA افزایش یافته است بطوری که گاهی پایداری mRNA در سلولهای یوکاریوت به 10 ساعت میرسد.rRNA
rRNAها یا RNA های ریبوزومی اصلیترین اجزای تشکیل دهنده ریبوزومها میباشند و نام ریبوزوم نیز از ریبونوکلوئیک اسید (RNA) گرفته شده است. RNAهای ریبوزومی نسبت به mRNAها پایدارترند. همچنین پروتئینهای ریبوزومی نیز به آنها متصل میشوند و باعث پایداری و عدم تجزیه rRNAها در مقابل RNase ها میشوند. rRNAهای پروکاریوتی شامل 16s ، 23s و 5.8s و rRNAهای یوکاریوتی شامل 18s ، 28s ، 5s و 5.8s میباشند.tRNA
tRNAها یا RNA های ناقل مولکولهای RNA کوچک به طول 75 تا 85 نوکلوئید هستند که وظیفه آنها انتقال اسید آمینهها به داخل جایگاه خاص ریبوزوم میباشد. در واقع عمل اصلی ترجمه در پروتئین سازی را tRNA به عهده دارد، زیرا از یک طرف یک کد سه تایی روی mRNA را تشخیص میدهد و از طرف دیگر نیز اسید آمینه خاص مربوط به این کد سه تایی را حمل میکند که به زنجیره پلی پپتیدی اضافه میشود. در داخل سلولهای مختلف ، تعداد متفاوتی از tRNA یافت میشود، ولی حداقل 20 خانواده از tRNA ها وجود دارد که هر خانواده یک اسید آمینه را حمل میکند. شکل کلی tRNA به صورت برگ شبدر میباشد. اتصال اسید آمینه به tRNA بوسیله آنزیم خاصی به نام آمینو اسیل - tRNA سنتتار انجام میشود.hnRNA
این نوع RNA مخصوص سلولهای یوکاریوت میباشد که در آنها مواد ژنتیکی در داخل هسته قرار دارند در داخل هسته ، RNA در ابتدا به صورت رشتههای حاوی نواحی کد کننده و غیر کد کننده ساخته میشود. به نواحی کدکننده اگزون و به نواحی غیر کد کننده ، انترون گفته میشود. این RNA برای تبدیل شدن به mRNA باید فرآیندهای خاصی را پشت سر بگذارد و قسمتهای انترون آن حذف شود به این RNA حاوی نواحی اضافی hnRNA گفته میشود که پس از اتمام فرآیند اصلاح تبدیل به mRNA میشود.snRNA
snRNA قطعات کوچک RNA هستند که در داخل هسته وجود دارند و وظایف مختلفی را به آنها نسبت میدهند. گروهی معتقدند که این RNA ها همان پرایمرهای شروع همانند سازی RNA در سلول هستند و گروهی دیگر عمل دخالت در فرآیند اصلاح RNA را به آنها نسبت میدهند. گروهی نیز این قطعات را حاصل از اینترونها میدانند.scRNA
scRNAها قطعات کوچک RNA موجود در سیتوپلاسم سلول میباشند که مانند scRNA عمل اصلی آنها هنوز مشخص نیست، ولی گروهی از دانشمندان معتقدند که scRNAها به عنوان قسمتی از بعضی آنزیمها عمل میکنند. برای مثال در پروتئین S.R.P وجود دارند.ساختمان RNA پلی مراز
عمل نسخه برداری نیاز به آنزیم خاصی دارد. از آنجایی که سنتز RNA به صورت متصل کردن نوکلوئیدهای مختلف به یکدیگر یا به عبارتی ، پلی مریزه کردن آنها میباشد ، به این آنزیم خاص RNA پلی مراز میگویند. ساختار این آنزیم در موجودات مختلف نسبت متفاوت است، ولی اصول کلی ساختار آن ثابت میباشد. شناخته شده ترین RNA پلی مراز مطالعه شده ، RNA پلی مراز E.Coli است. این آنزیم دارای چهار زیر واحد اصلی و تعدادی زیر واحد فرعی میباشد.زیر واحدهای اصلی آن شامل دو عدد زیر واحد α ، یک زیر واحد β و یک زیر واحد β میباشد. به مجموع این چهار زیر واحد که به صورتα²ββ نشان داده میشود، قسمت تنه آنزیم گفته میشود. دو زیر واحد فرعی مربوط به RNA پلی مراز ، زیر واحد σ و زیر واحد NuSA میباشند. این زیر واحدها در مواقع خاصی به RNA پلی مراز متصل میشوند و سپس از آن جدا میشوند وزن مولکولی آنزیم RNA پلی مراز در باکتریهای مختلف متفاوت است ولی تعداد زیر واحدها و نوع آنها مشابه RNA پلی مراز E.Coli میباشد.
|
انواع RNA پلی مراز در یوکاریوتها
- RNA پلی مراز I ، وظیفه آن ساخت rRNA میباشد.
- RNA پلی مراز II ، وظیفه آن ساخت mRNA و تعداد کمی RNA های کوچک مانند SnRNA میباشد.
- RNA پلی مراز III ، وظیفه آن ساخت tRNA و rRNA های کوچک میباشد.
ساختمان دی ان ای
| DNA یا دزاکسی ریبونوکلئیک اسید یکی از ماکرومولکولهای سلولی است که حامل اطلاعات وراثتی بوده و طی همانند سازی ژنتیکی از یک نسل به نسل بعد منتقل میشود. و در داخل سلول از روی آن RNA و پروتئین ساخته میشود. |
مقدمه
کشف مادهای که بعدها DNA نام گرفت در سال 1869 بوسیله فردیک میشر انجام شد. این دانشمند هنگام مطالعه بر روی گویچههای سفید خون ، هسته سلولها را استخراج کرد و سپس بر روی آن محلول قلیایی ریخت. حاصل این آزمایش ، رسوب لزجی بود که بررسیهای شیمیایی آن نشان داد، ترکیبی از کربن ، هیدروژن ، اکسیژن ، نیتروژن و درصد بالایی از فسفر میباشد. میشر این ماده را نوکلئین نامید. زمانی که ماهیت اسیدی این ماده مشخص گردید، نام آن به اسید دزاکسی ریبونوکلئیک تغییر یافت. |
ساختمان رشتهای DNA
سرعت پیشرفت تعیین ساختمان DNA بسیار کند بوده است. در سال 1930 کاسل و لوین دریافتند که نوکلئین در واقع اسید دزوکسی ریبونوکلئیک است. برسیهای شیمیایی آن مشخص کرد که زیر واحد تکرار شونده اصلی DNA ، نوکلئوتید میباشد که از سه قسمت تشکل شده است. یک قند پنتوز (2- دزوکسی D- ریبوز) ، یک گروه 5-فسفات و از یکی چهار باز آلی نیتروژندار حلقوی آدنین (A) ، گوانین (G) ، سیتوزین (C) و تیمین (T) تشکیل شده است.از این چهار باز دو باز آدنین و گوانین از بازهای پورینی و دو باز سیتوزین و تیمین از بازهای پیریمیدینی میباشند. به مجموعه قند و باز آلی نوکلئوزید گفته میشود. گروه فسفات میتواند به کربن3 و یا5 متصل شود. به مجموع نوکلئوزید و گروه فسفات متصل به آن نوکلئوتید میگویند. با توجه به اینکه یون فسفات میتواند هم به کربن 3 و هم به کربن5 متصل شود.
پس دو نوکلئوتید از طریق یک پیوند فسفودی استر بهم متصل میشوند. به این صورت که گروه هیدروکسیل یک نوکلئوتید با گروه فسفات نوکلئوتید دیگر واکنش داده و پیوند فسفودی استر را بوجود میآورد. از آنجایی که پیوند فسفودی استر ، کربنهای3 و5 دو قند مجاور را بهم متصل میکند، این پیوند را پیوند5-3 فسفودی استر نیز مینامند. یک زنجیره در اثر اتصال پشت سر هم تعدادی2-دزوکسی ریبونوکلئوتید بوسیله پیوندهای دزوکسی ریبونوکلئوتید تشکیل میشود.
تمامی نوکلئوتیدها در یک زنجیره پلی نوکلئوتیدی دارای جهت یکسان میباشند. به این صورت که نوکلئوتید انتهایی در یک سمت زنجیره دارای یک گروه5 آزاد و نوکلئوتید انتهایی در سمت دیگر زنجیره دارای یک گروه3 آزاد میباشد. بنابراین زنجیره پلی نوکلئوتیدی دارای جهت بوده و این جهت را به صورت5--->3 نشان میدهند. بنابراین اگر در نوکلئوتید ابتدایی کربن5 در بالای حلقه پنتوز و کربن3 در زیر آن باشد، در تمامی نوکلئوتیدهای بعدی زنجیره کربن 5 در بالای حلقه پنتوز جای خواهد داشت.
نتایج حاصل تا سال 1950
- DNA یک پلیمر رشتهای متشکل از واحدهای2- دزوکسی اسید ریبونوکلئیک میباشد که بوسیله پیوندهای فسفودی استر5-3 به هم متصل شدهاند.
- DNA حاوی چهار زیر واحد dc و dG و dT و dA میباشد.
- مقادیر متوالی dT و dA با یکدیگر و dc و dG نیز با یکدیگر مساوی میباشند.
مارپیچ دو رشتهای DNA
در سال 1953 در ساختمان سه بعدی DNA ، بوسیله واتسون و کریک کشف شد. واتسون و کریک با استفاده از مطالعات تفرق اشعه ایکس ، رشتههای DNA که بوسیله فرانکلین و ویلکینز تهیه شده بود و همچنین ساختن مدلها و استنباطهای مشخصی ، مدل فضایی خود را ارائه دادند و در سال 1962 واتسون و کریک و ویلکینز به خاطر اهمیت کشف ساختمان DNA به صورت مشترک جایزه نوبل دریافت کردند.مدل پیشنهادی آنان چنین بود. DNA یک مارپیچ دو رشتهای است که رشتههای آن به دور یک محور مرکزی ، معمولا به صورت راست گرد پیچ میخورند. طبق مدل واتسون و کریک ، ستونهای قند - فسفات همانند نردههای پلکان به دو قسمت خارجی بازهای آلی پیچیده و به این ترتیب در معرض محیط آبکی داخل سلول هستند و بازهای آلی که خاصیت آبگریزی دارند، در داخل مارپیچ قرار میگیرند. هنگام تشکیل مارپیچ رشتهها به صورت موازی متقابل قرار میگیرند.
یعنی اگر جهت یک رشته3<--5 باشد، رشته دیگر 5<--3 خواهد بود. پیوندهای هیدروژنی بین آدنین از یک رشته با باز تیمین رشته مقابل و باز گوانین یک رشته با سیتوزین رشته مقابل بوجود میآیند. گر چه از نظر اندازه هر باز پورینی میتواند در مقابل یک باز پیریمیدین قرار بگیرد. ولی به دلیل وجود گروههای شیمیایی روی بازهای G و C و T و A پیوندهای هیدروژنی مناسب فقط بین C - G و T - A برقرار میشود و ایجاد پیوند بین T - G و C- A ممکن نیست.
واکنشهای توتومریزاسیون
اتم هیدروژن در بازهای آلی میتواند روی اتمهای نیتروژن و یا اکسیژن حلقه جابجا شود. این تغییر موقعیت هیدروژن روی حلقه باز را توتومریزاسیون میگویند. توتومریزاسیون در بازهای آدنین سیتوزین باعث تبدیل فرم آمینی به فرم ایمنی و در مورد بازهای تیمین و گوانین باعث تبدیل فرم کتونی به فرم انولی میشود.در شرایط فیزیولوژیکی ثابت تعادل واکنش توتومریزاسیون بیشتر به سمت اشکال آمینی و کتونی میباشد. این حالت پایدار پروتونی ، الگوی تشکل پیوندهای هیدروژنی بین بازها را تعیین مینماید، بطوری که بازهای T و A با تشکیل دو پیوند هیدروژنی و بازهای G و C با سه پیوند هیدروژنی با هم جفت میشوند. C و A و همچنین T و G نمیتوانند با هم جفت شوند.
زیرا در این بازها اتمهای هیدروژن هر دو در یک موقعیت قرار دارند و امکان ایجاد پیوند هیدروژنی وجود ندارد. به دلیل اینکه در رشتههای DNA همواره باز A مقابل T و باز G مقابل C قرار دارد، این دو رشته را مکمل مینامند. بنابراین توالی موجود در یک رشته DNA ، توالی رشته مقابل را تعیین میکند. مکمل بودن دو رشته DNA ، اساس عمل همانند سازی DNA است.
ریاضیدانان 1
ارشمیدس
مقدمه
ارشمیدس دانشمند و ریاضیدان یونانی در سال 212 قبل از میلاد در شهر سیراکوز یونان چشم به جهان گشود و در جوانی برای آموختن دانش به اسکندریه رفت. بیشتر دوران زندگیش را در زادگاهش گذرانید و با فرمانروای این شهر دوستی نزدیک داشت. در اینجا سخن از معروفترین استحمامی است که یک انسان در تاریخ بشریت انجام داده است. در داستانها چنین آمده است که بیش از 2000 سال پیش در شهر سیراکوز پایتخت ایالت یونانی سیسیل آن زمان ارشمیدس مکانیک دان و ریاضیدان و مشاور دربار پادشاه یمرون یکی از معروفترین کشفهای خود را در خزینه حمام انجام داد. |
کشفی در حمام
روزی که او در حمامی عمومی به داخل خزینه پا نهاد و در آن نشست و حین این کار بالا آمدن آب خزینه را مشاهده کرده ، ناگهان فکری به مغزش خطور کرد. او بلافاصله لنگی را به دور خود پیچید و با این شکل و شمایل به سمت خانه روان شد و مرتب فریاد میزد یافتم، یافتم. او چه چیزی را یافته بود؟ پادشاه به او مأموریت داده بود راز جواهر ساز خیانتکار دربار را کشف و او را رسوا کند. شاه هیرون بر کار جواهر ساز شک کرده بود و چنین میپنداشت که او بخشی از طلایی را که برای ساختن تاج شاهی به وی داده بود برای خود برداشته و باقی آن را با فلز نقره که بسیار ارزانتر بود مخلوط کرده و تاج را ساخته است.هر چند ارشمیدس میدانست که فلزات گوناگون وزن مخصوص متفاوت دارند، ولی او تا آن لحظه اینطور فکر میکرد که مجبور است تاج شاهی را ذوب کند، آنرا به صورت شمش طلا قالب ریزی کند تا بتواند وزن آن را با شمش طلای نابی به همان اندازه مقایسه کند. اما در این روش تاج شاهی از بین میرفت، پس او مجبور بود راه دیگری برای این کار بیابد. در آن روز که در خزینه حمام نشسته بود دید که آب خزینه بالاتر آمد و بلافاصله تشخیص داد که بدن او میزان معینی از آب را در خزینه حمام پس زده و جابجا کرده است.
آزمایش و اثبات ناخالصی تاج شاهی (کشفی از رازهای طبیعت)
او با عجله و سراسیمه به خانه بازگشت و شروع به آزمایش عملی این یافته کرد. او چنین اندیشید که اجسام هم اندازه ، مقار آب یکسانی را جابجا میکنند، ولی اگر از نظر وزنی به موضوع نگاه کنیم یک شمش نیم کیلویی طلا کوچکتر از یک شمش نقره به همان وزن است (طلا تقریبا دو برابر نقره وزن دارد)، بنابراین باید مقدار کمتری آب را جابجا کند. این فرضیه ارشمیدس بود و آزمایشهای او این فرضیه را اثبات کرد. او برای این کار نیاز به یک ظرف آب و سه وزنه با وزنهای مساوی داشت که این سه وزنه عبارت بودند از تاج شاهی ، هم وزن آن طلای ناب و دوباره هم وزن آن نقره ناب.او در آزمایش خود تشخیص داد که تاج شاهی میزان بیشتری آب را نسبت به شمش طلای هم وزنش پس میراند، ولی این میزان آب کمتر از میزان آبی است که شمش نقره هم وزن آن را جابجا میکند. به این ترتیب ثابت شد که تاج شاهی از طلای ناب و خالص ساخته نشده، بلکه جواهر ساز متقلب و خیانتکار آن را از مخلوطی از طلا و نقره ساخته است و به این ترتیب ارشمیدس یکی از چشمگیرترین رازهای طبیعت را کشف کرد. آن هم اینکه میتوان وزن اجسام سخت را با کمک مقدار آبی که جابجا میکنند اندازه گیری کرد. این قانون (وزن مخصوص) را که امروزه به آن چگالی میگویند اصل ارشمیدس مینامند. حتی امروز هم هنوز پس از 23 قرن بسیاری از دانشمندان در محاسبات خود متکی به این اصل هستند.
![]() |
|
|
فعالیت در حوزههای دیگر
ارشمیدس در رشته ریاضیات از ظرفیتهای هوشی بسیار والا و چشمگیری برخوردار بود. او منجنیقهای شگفت آوری برای دفاع از سرزمینهای خود اختراع کرد که بسیار سودمند افتاد. او توانست سطح و حجم جسمهایی مانند کره ، استوانه و مخروط را حساب کند و روش نوینی برای اندازه گیری در دانش ریاضی پدید آورد. همچنین بدست آوردن عدد نیز از کارهای گرانقدر وی است. او کتابهایی درباره خصوصیات و روشهای اندازه گیری اشکال و احجام هندسی از قبیل مخروط ، منحنی حلزونی و خط مارپیچ ، سهمی ، سطح کره «ماده غذایی» و استوانه نوشته ، علاوه بر آن او قوانینی درباره سطح شیب دار، پیچ ، اهرم و مرکز ثقل کشف کرد.یکی از روشهای نوین ارشمیدس در ریاضیات بدست آوردن عدد بود، وی برای محاسبه عدد پی ، یعنی نسبت محیط دایره به قطر آن روشی بدست داد و ثابت کرد که عدد محصور مابین 7/1 3 و 71/10 3 است، گذشته از آن روشهای مختلف برای تعیین جذر تقریبی اعداد به دست داد و از مطالعه آنها معلوم میشود که وی قبل از ریاضیدانان هندی با کسرهای متصل یا مداوم متناوب آشنایی داشته است. در حساب روش غیر عملی و چند عملی یونانیان را که برای نمایش اعداد از علائم متفاوت استفاده میکردند، به کنار گذاشت و پیش خود دستگاه شمارشی اختراع کرد که به کمک آن ممکن بود هر عدد بزرگی را بنویسیم و بخوانیم.
دانش تعادل مایعات بوسیله ارشمیدس کشف شد و وی توانست قوانین آنرا برای تعیین وضع تعادل اجسام غوطه ور بکار برد. همچنین برای اولین بار برخی از اصول مکانیک را به وضوح و دقت بیان کرد و قوانین اهرم را کشف کرد.
ارشمیدس و دیگر دانشمندان دوران خود
ارشمیدس در مورد خودش گفتهای دارد که با وجود گذشت قرنها جاودان مانده و آن این است: «نقطه اتکایی به من بدهید، من زمین را از جا بلند خواهم کرد». عین همین اظهار به صورت دیگری در متون ادبی زبان یونانی از قول ارشمیدس نقل شده است، اما مفهوم در هر دو صورت یکی است. ارشمیدس هم چون عقاب گوشه گیر و منزوی بود، در جوانی به مصر مسافرت کرد و مدتی در شهر اسکندریه به تحصیل پرداخت و در این شهر دو دوست قدیمی یافت، یکی کونون (این شخص ریاضیدان قابلی بود که ارشمیدس چه از لحاظ فکری و چه از نظر شخصی برای وی احترام بسیار داشت) و دیگری اراتوستن که گر چه ریاضیدان لایقی بود، اما مردی سطحی به شمار میرفت که برای خویش احترام خارق العادهای قائل بود.ارشمیدس با کونون ارتباط و مکاتبه دائمی داشت و قسمت مهم و زیبایی از آثار خویش را در این نامهها با او در میان گذاشت و بعدها که کونون در گذشت، ارشمیدس با دوستی که از شارگردان کونون بود مکاتبه میکرد. در سال 1906 ج.ل. هایبرگ مورخ دانشمند و متخصص تاریخ ریاضیات یونانی در شهر قسطنطنیه موفق به کشف مدرک با ارزشی شد.
این مدرک کتابی است به نام قضایای مکانیک و روش آنها که ارشمیدس برای دوست خود اراتوستن فرستاده بود. موضوع این کتاب مقایسه حجم یا سطح نامعلوم شکلی با احجام و سطوح معلوم اشکال دیگر است که بوسیله آن ارشمیدس موفق به تعیین نتیجه مطلوب میشد. این روش یکی از عناوین افتخار ارشمیدس است که ما را مجاز میدارد که وی را به مفهوم صاحب فکر جدید و امروزی بدانیم، زیرا وی همه چیز و هر چیزی را که استفاده از آن به نحوی ممکن بود بکار میبرد تا بتواند به مسائلی که ذهن او را مشغول میداشتند حمله ور گردد.
دومین نکتهای که ما را مجاز میدارد که عنوان متجدد به ارشمیدس بدهیم روشهای محاسبه اوست. وی دو هزار سال قبل از اسحاق نیوتن و لایب نیتس موفق به اختراع حساب انتگرال شد و حتی در حل یکی از مسائل خویش نکتهای را بکار برد که میتوان او را از پیش قدمان فکر ایجاد حساب دیفرانسیل دانست.
وداع با دنیا
زندگی ارشمیدس با آرامش کامل میگذشت، همچون زندگی هر ریاضیدان دیگری که تأمین کامل داشته باشد و بتواند همه ممکنات هوش و نبوغ خود را به مرحله اجرا در آورد. زمانی که رومیان در سال 212 قبل از میلاد شهر سیراکوز را به تصرف خود در آوردند، سردار رومی مارسلوس دستور داد که هیچ یک از سپاهیانش حق اذیت و آزار و توهین و ضرب و جرح این دانشمند و متفکر مشهور و بزرگ را ندارند، با این وجود ارشمیدس قربانی غلبه رومیان بر شهر سیراکوز شد. او بوسیله یک سرباز مست رومی به قتل رسید و این در حالی بود که در میدان بازار شهر در حال اندیشیدن به یک مسئله ریاضی بود، میگویند آخرین کلمات او این بود: دایرههای مرا خراب نکن. به این ترتیب بود که زندگی ارشمیدس بزرگترین دانشمند تمام دورانها خاتمه پذیرفت، این ریاضیدان بی دفاع 75 ساله در 278 قبل از میلاد به جهان دیگر رفت.
ارسطو
|
ارسطو در سال 384 ق. م، در استاگیرا واقع در شمال یونان چشم به جهان گشود. پدرش نیکو ماخوس، پزشک دربار پادشاه مقدونیه بود.
ارسطو هنگامی که حدود هفده سال داشت به قصد تحصیل به آتن رفت و در سال 368 ق.م، عضو آکادمی افلاطون شد. در اینجا به مدت بیست سال، یعنی تا هنگام مرگ افلاطون در 348 ق. م باقی ماند. وی بزرگترین و مبرزترین شاگرد افلاطون بود.
پس از مرگ استاد، آتن را ترک کرد و شعبه از آکادمی در شهر آسوس در ناحیه ترود تاسیس کرد.
در این جا با هرمیاس، حاکم یکی از آن مناطق آشنا شد و پس از مدتی با خواهرزاده او ازدواج کرد.
در سال 343 ق.م، فیلیپ مقدونی ارسطو را دعوت کرد تا تعلیم و تربیت پسرش اسکندر را که در آ ن موقع سیزده سال داشت، به عهده بگیرد.
ارسطو این پیشنهاد را پذیرفت و به تربیت علمی و اخلاقی وی همت گماشت. ارسطو با قبول این کار، نقشی مهم در تاریخ ایفا کرد؛ چرا که پس از چند سال، در سال 336ق.م، اسکندر بر تخت نشست و به جهان گشایی پرداخت.
در این هنگام، ارسطو مقدونیه را ترک کرد و به آتن بازگشت.
در آن جا وی به آکادمی افلاطون باز نگشت، بلکه دانشگاه جدیدی به سبک آکادمی استادش بنا نهاد که به نام ناحیه ای که در آن قرار داشت، لوکیوم نام گرفت.
لوکیوم دانشگاهی بود علمی، مجهز به کتابخانه و معلم که در آن دروس به طور منظم تدریس می شد. در لوکیوم، متفکران و محققان به نحو پیشرفته ای به مطالعات خود می پرداختند.
خود ارسطو در این مدرسه به تدریس و ارائه نظریات خود می پرداخت. بیشتر آثاری که از ارسطو باقی مانده است، یادداشت هایی است که شاگردانش از مطالب او بر می داشتند.
او عادت داشت که در وقت تدریس قدم بزند و به همین دلیل، فلسفه وی به فلسفه مشاء، یعنی فلسفه بسیار راه رونده، شهرت یافت.
اسکندر در سال 323 ق.م در گذشت و به دلیل بدبینی زیادی که علیه اسکندر در یونان و مخصوصا آتن وجود داشت، ارسطو متهم شد که اقدامات و جنگ افروزی های شاگردش موافق بوده و او را تحت نفوذ خود قرار داده است.
به همین دلیل، ارسطو آتن را ترک کرد و به خالکیس، واقع در اوبوئیا رفت و در آن جا در ملک مادری خود اقامت گزید.
او مدت کوتاهی بعد از آن، در سال 322ق.م در اثر یک بیماری در گذشت.
ارسطو از بزرگترین فلاسفه جهان است که درباره تمام مسائل مهم و موضوعات اصلی فکری و فلسفی، نظریات گسترده و بی مانندی ارائه کرده است. از فیزیک ومنطق گرفته تا اخلاق و سیاست و تراژدی و نجوم.
نظریات او مخصوصا مابعدالطبیعه و منطقش،در سراسر قرون وسطی حاکم بر مکاتب فکری اروپا و کلیساها بود و پس از آن نیز افکارش زمینه ای شد برای رنسانس علمی و فرهنگی.
در فلسفه اسلامی نیز نقش او بیش از دیگر فلاسفه یونان است.
بیشتر فلاسفه اسلامی مانند فارابی و ابن سینا پیرو او بودند و به همین خاطر، به مکتب مشاء تعلق دارند. آن ها عمدتا به شرح و تفصیل آراء منطقی و فلسفی او پرداختند.
پوانکاره
هانری پوانکاره ریاضی دان معروف فرانسوی است که در سال 1854 در خانواده ای به نام و سرشناس در شهر نانسی فرانسه به جهان قدم گذارد. از دوران کودکی فکرش سریعتر از کلمات کار می کرد در پنج سالگی به دیفتری مبتلا شد و در طی نه ماه حنجره اش از کار افتاد و همین مساله باعث گوشه گیری او شد به طوری که در بازیها نمی توانست شرکت کند. همین موضوع باعث شد که افکارش را متمرکز کند. او از حافظه بسیار خوبی برخوردار بود از شانزده سالگی شوق ریاضیات در پوانکاره بوجود آمد. او کارهای ریاضی را در ذهنش انجام میداد بدون اینکه آنها را یادداشت کند. پوانکاره مهمترین چهره در نظریه معادلات دیفرانسیل و ریاضیدانی است که بعد از اسحاق نیوتن مهمترین کار را در مکانیک آسمانی انجام داد در سال 1873 در راس هم دوره ایهای خود وارد مدرسه پلی تکینک شد استادش در نانسی به وی به عنوان غول ریاضی اشاره کرده است. پس از فارغ التحصیل شدن دوره های مهندسی را در مدرسه معادن ادامه داد و مدتی کوتاه به عنوان مهندس کار کرد واین کار مقارن زمانی بود که مشغول تهیه پایان نامه دکتری در ریاضیات بود این درجه را در سال 1879 گرفت. طولی نکشید که به تدریس در دانشگاه کان مشغول شد و در 1881 استاد دانشگاه پاریس شد و در آنجا تا زمان مرگ تدریس نمود در اوایل 33 سالگی به عضویت فرهنگستان علوم و در 1908 به عضویت فرهنگستان فرانسه انتخاب شد نیز به دریافت تمجیدها و افتخارهایی از فرانسه و کشورهای دیگر نایل آمد.
در سال 1880 در سن 26 سالگی درخشانترین اکتشافات را کرد و شهرت جهانی یافت و آن به سبب کشف دوران ساز تابع های خود ریخت از یک متغیر مختلط بود(خود وی آنها را تابع های فوکسی و کلاینی نیز نامید) و نظریه عمومی توابع را به هم ریخت دارای یک متغیر مختلط یکی از معدود شاخه های ریاضی است که وی تقریباٌ کاری برای پسینیان خود نگذاست اما نظریه توابع فوکس فقط یکی از خدمات متعددی است که او به نظریه توابع تحلیلی کرده است در مقاله کوتاهی که در سال 1883 تنظیم کرد اولین کسی بود که به پژوهش در پیوندهای میان نوعی تابع کامل( که بوسیله خواص تجزیه وایر شتراسی خود به عاملهای اول معین می شود) و ضرایب گسترش تیلری آن یا نرخ رشد مقدار مطلق تابع، پرداخت و از طریق تابع های مطلق به نظریه وسیع و کامل تابع های مرومورفی که هنوز بعد از 80 سال به نحو کامل فیصله نیافته است، رسید.
مهمترین سهم پوانکاره در هندسه جبری مقاله های 1910 تا 1911 او بود در باره منحنیهای جبری محتوی در یک سطح جبری پوانکاره یکی از شاگردان ارمیت بود و بعضی از کارهای آغازینش مربوط می شود به روش ارمیت در باره تحویل مداوم در نظریه حسابی صورتها و بخصوص قضیه متناهی بودن برای طبقه های اینگونه ضورتها که قبلاٌ ژوردان آن را اثبات کرده بود.
بررسی های پوانکاره در باره پیدایش جهان، آنالیز، نور و الکتریسیته و همچنین جبر و احتمالات بسیار مهم و دقیق است وی در فلسفه و علوم نظری صاحب نظر و محقق بود پوانکاره به کشف و حل مسائل بسیاری در ریاضیات نایل آمد که تا آن زمان به پی بردن آن ناتوان بودند کتابهای زیادی در زمینه های گوناگون علمی نوشت که بر جسه ترین آنها در ریاضیات و فلسفه عبارتند از: علم و فرض، علم و روشنی، مفروضات تکوینی، روشهای نوین در مکانیک آسمانی و ارزش علم تعداد کتابهای پوانکاره سی جلد می باشد و صاحب پانصد مقاله است که مربوط به مسائل کاملاٌ مختلف است با کشف توابع فوکس که پوانکاره به دنیای دانش تقدیم نمود برای حل معادلات دیفرانسیل که قبلاٌریاصیدان آلمانی لازار فوکس کشفیات زیبایی در مورد آنها کرده بود کلید جدیدی به کار برد و به کمک آن نه تنها مشکل معادلات دیفرانسیل را حل کرد بلکه معماری توابع بیضوی را نیزروشن ساخت اکتشافات وی در مبحثی از ریاضی که سابقاٌ آن را تحلیل تواضع می نامیدند و امروزه موسوم به توپولوژی جبری و از بزرگترین و مشکلترین مباحث ریاضی جدید است ارزش قاطع دارد همگی نظریه توابع فوکس از آغاز با اندیشه انتگرال گیری خطی معادله های دیفرانسیل با ضرایب جبری هدایت می شد اما رغبت بیشتر پوانکاره به نظریههای نور و موجهای برق مغناطیسی بود. نکته ای که وی در باره امکان ارتباط میان پرتوهای مجهول و پدیده شبتابی گفت آغازگر آزمایشهای هانری بکرل بود که وی را به کشف پرتوزایی رادیو اکتیویته کشانید از سوی دیگر پوانکاره از سال 1899 به بعد در بحثهای مربوط به نظریه الکترونی لورنتس بسیار فعال بود پوانکاره اولین کسی بود که دریافت که تبدیلهای لودنتس تشکیل گروهی می دهند که با گروهی که صورت درجه دوم را نامتغیر می کند هم ریخت است، بسیاری از فیزیکدانان بر این عقیده اند که در اختراع نظریه نسبیت خاص، پوانکاره با لورنتس و آلبرت انیشتین شریک است. انری پوانکاره در بهار 1912 مریض شد و 9 ژوئیه همان سال تحت عمل جراحی قرار گرفت و در 17 ژوئیه سال 1912 وقتی مشغول لباس پوشیدن بود در سن 68 سالگی در گذشت.
خوارزمی
خوارزمی
خوارزمی ابو جعفر محمد بن موسی از دانشمندان بزرگ ریاضی و نجوم می باشد از زندگی خوارزمی چندان ا طلاع قابل اعتمادی در دست نیست الا اینکه وی در حدود سال 780 میلادی در خوارزم(خیوه کنونی) متولد شد شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات مخصوصاٌ در رشته جبر انجام داده به طوری که هیچیک از ریاضیدانان قرون وسطی مانند وی در فکر ریاضی تاثیر نداشته اند اجداد خوارزمی احتمالاٌ اهل خوارزم بودند ولی خودش احتمالاٌ از قطر بولی ناحیه ای نزدیک بغداد بود. به هنگام خلافت ماموی عضو دارالحکمه که مجمعی از دانشمندان در بغداد به سرپرستی مامون بود، گردید خوارزمی کارهای دیونانتوس را در رشته جبر دنبال کرد و به بسط آن پرداخت خود نیز کتابی در این رشته نوشت.
الجبر و المقابله که به مامون تقدیم شده کتابی است در باره ریاضیات مقدماتی و شاید نخستین کتاب جبری باشد که به عربی نوشته شده است دانش پژوهان بر سر این که چه مقدار از محتوای کتاب از منابع یونانی و هندی و عبری گرفته شده است اختلاف نظر دارند معمولاٌ در حل معادلات دو عمل معمول است خوارزمی این دو را تنقیح و تدوین کرد و از این راه به واردساختن جبر به مرحله علمی کمک شایانی انجام داد اثر ریاضی دیگری که چندی پس از جبر نوشته شد رساله ای است مقدماتی در حساب که ارقام هندی(یا به غلط ارقام عربی) در آن به کار رفته بود و نخستین کتابی بود که نظام ارزش مکانی را(که آن نیز از هند بود) به نحوی اصولی و منظم شرح می داد اثر دیگری که به مامون تقدیم شد زیج السند هند بود مه نخستین اثر اختر شناسی عربی است که به صورت کامل بر جای مانده و شکل جداول آن از جداول بطلمیوس تاثیر پذیرفته است. کتاب صورت الارض که اثری است در زمینه جغرافیا اندک زمانی بعد از سال 195 – 196 نوشته شده است و تقریباٌ فهرست طولها و عرضهای همه شهرهای بزرگ و اماکن را شامل می شود این اثر که احتمالاٌ مبتنی بر نقشه جهان نمای مامون است(که شاید خود خوارزمی هم در تهیه آن کار کرده بوده باشد)، به نوبه خود مبتنی بر جغرافیای بطلمیوسی بود این کتاب از بهضی جهات دقیق تر از اثر بطلمیوس بود خاصه در قلمرو اسلام. تنها اثر دیگری که بر جای مانده است رساله کوتاهی است در باره تقویم یهود. خوارزمی دو کتاب نیز در باره اسطرلاب نوشت آثار علمی خوارزمی از حیث تعداد کم ولی از نفوذ بی بدیل برخوردارند زیرا که مدخلی بر علوم یونانی و هندی فراهم آورده اند بخشی از جبر دوبار در قرن ششم / دوازدهم به لاتینی ترجمه شد و نفوذی عمده بر جبر قرون وسطایی داشت رساله خوارزمی در باره ارقام هندی پس از آنکه در قرن دوازدهم به لاتینی ترجمه و منتشر شد بزرگترین تاثیر را بخشید نام خوارزمی مترادف شد با هر کتابی که در باره حساب جدید نوشته می شد(و از اینجا است اصطلاح جدید))الگوریتم)) به معنی قاعده محاسبه کتاب جبر و مقابله خوارزمی که به عنوان الجبرا به لاتینی ترجمه گردید باعث شد که همین کلمه در زبانهای اروپایی به معنای جبر به کار رود نام خوارزمی هم در ترجمه به جای الخوارزمی به صورت الگوریتمی تصنیف گردید و الفاظ آلگوریسم و نظایر آنها در زبانهای اروپایی که به معنی فن محاسبه ارقام یا علامات دیگر است مشتق از آن می باشد.
ارقام هندی که به غلط ارقام عربی نامیده می شود از طریق آثار فیبوناتچی به اروپا وارد گردید همین ارقام انقلابی در ریاپیات به وجود آورد و هر گونه اعمال محاسباتی را مقدور ساخت باری کتاب جبر خوارزمی قرنها در اروپا ماخذ و مرجع دانشمندان و محققین بوده و یوهانس هیسپالنسیس و گراردوس کرموننسیس و رابرت چستری در قرن دوازدهم هر یک از آن را به زبان لاتینی ترجمه کردند نفوذ کتاب زیج السند چندان زیاد نبود اما نخستین اثر از این گونه بود که به صورت ترجمه لاتینی به همت آدلاردباثی در قرن دوازدهم به غرب رسید جداول طلیطلی(تولدویی) یکجا قرار گرفتند و به توسط ژرار کرمونایی در اواخر قرن یازدهم به لاتینی ترجمه شدند، از مقبولیت گستره تری در غرب برخوردار شدند و دست کم یکصد سال بسیار متداول بودند از کارهای دیگر خوارزمی تهیه اطلسی از نقشه آسمان و زمین و همچنین اصلاح نقشه های جغرافیایی بطلمیوس بود جغرافیای وی تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا ناشناخته ماند، دیگر از کتب مهم خوارزمی کتاب مفاتیح العلوم است که کتاب مهم و ارزنده ای است خوارزمی در حدود سال 848 میلادی مطابق با 232 هجری قمری در گذشت.
برخی از مفاهیم ریاضی
کنج زیر مجموعه ای از فضاست که از اجتماع چند زاویه پدید می آید. چنان که آن زاویه ها راس مشترک دارند و هر یک از آنها در هر ضلع، با یک زاویه دیگر، و تنها با همان زاویه، ضلع مشترک دارد، و هیچ دو زاویه ای در کی صفحه واقع نیستند. راس مشترک زاویه ها، راس کنج؛ هر زاویه را یک زاویه کنج، ضلع مشترک هر دو زاویه مجاور، یال کنج، قسمتی از صفحه هر زاویه را که بین دو ضلع آن محصور است وجه، و فرجه بین هر دو وجه مجاور را یک فرجه کنج می نامند. کنج با تعداد وجه هایش مشخص می شود. ساده ترین کنجها، کنج سه وجهی است.
انواع کنج
کنج سه قائمه
کنج سه وجهی مستقیم
کنج کاو
کنج کوژ
کنج مستقیم
کنج قرینه
تابع مثلثاتی
مثلثات مطالعه اندازه گیری زاویه است. اما این سخن به معنی اندازه گیری مقدماتی زاویه در هندسه نیست که در آن مقدار زاویه مورد نظر هر یک نقاله خوانده می شود بلکه محاسبه با توابع خاصی است که بستگی به زوایا دارند و به علت کابردشان در مثلثات، توابع مثلثاتی نامیده می شوند.
|
تعریف روی مثلث قائم الزاویه
برای تعریف توابع مثلثاتی از یک مثلث قائم الزاویه استفاده می کنیم به عنوان مثال می خواهیم این توابع را برای زاویه A در شکل روبرو تعریف کنیم
ما برای استفاده از این مثلث نامگذاری زیر را انجام می دهیم.
وتر ضلعی است که روبروی زاویه قائم قرار دار که بلندترین ضلع مثلث نیز می باشد و آن را با h نشان داده شده است.
ضلع مقابل زاویه A که آن را با a نشان می دهیم.
ضلع مجاور زاویه قائمه که درشکل با b نشان داده شده است.
حال توابع مثلثاتی را برای زاویه A روی مثلث ABC تعریف می کنیم.
- sin: نسبت ضلع مقابل به وتر را سینوس می گویند یعنی:

- cos: نسبت ضلع مجاور به وتر را گویند یعنی داریم:

- tangent: نسبت ضلع مقابل زاویه به ضلع مجاور را گویند.

- cosecant: نسبت وتر به ضلع مقابل زاویه را گویند.

- secant: نسبت وتر به ضلع مجاور است

- cotangent: نسبت ضلع مجاور به ضلع مقابل را گویند.

تعریف روی دایره واحد
|
در یک صفحه دستگاه مختصات دکارتی، زاویه می تواند هر چهار ربع را طی کند، و مقدار آن می تواند به حسب درجه، گراد رادیان اندازه گیری شود.
ضلع متروک این زاویه، دایره با شعاع و مرکز در مبدا، دایره موسوم به دایره واحد یا یک را در نقطه قطع می کند.
زاویه در تقاطع محور ها با دایره، مقدار صفر را اختیار می کند این زاویه، طی یک دوران کامل ضلع متحرکش حول مبدا از صفحه شروع و پس از رسیدن به مکان اولیه، دارای زاویه 360 درجه می باشد.
روابط مثلثاتی که برای زوایای مختلف برقرار است. برای زوایای بزرگتر از 360 نیز، بر قرار می باشد. مثلا برای دو تابع سینوس و کسینوس خواهیم داشت:


گروه
در ریاضیات، گروه، مجموعهای است که یک عمل دوتایی ازقبیل جمع،ضرب و... روی آنها تعریف میکنند.برای مثال مجموعه اعداد صحیح یک گروه تحت عمل جمع است.
شاخهای از ریاضیات که بر روی گروهها مطالعه میکند، نظریه گروهها است.از نظر تاریخی مبدا این نظریه به کارهای اواریست گالوابرمیگردد.او همچنین در کارهای قبلی خود به طور محسوس از جایگشت استفاده کرده بود.
گروهها در خیلی از ساختارهای جبری از قبیل میدان و فضای برداری دیده میشوند و ابزار مهمی برای مطالعه تقارن است. به همین دلیل است که نظریه گروهها به عنوان یکی از مهترین مباحث در ریاضیات مدرن است.
بدون تردید یکی از جذاب ترین ویژگیهای ریاضیات جدید دوگانگی مابین موضوعات مختلف در آن است. برای مثال اگر جبر، آنالیز، توپولوژی و یا منطق ریاضی را مطالعه کنیم، مشاهده میکنیم که ایدههای خاصی در تمام این شاخهها مطرح میشوند. مفهوم گروه یکی از همین ایدههاست که همه جا ظاهر می شود.علیالخصوص درمطالعهی اشیاء توپولوژیک که پوانکاره با بوجود آوردن علم توپولوژی جبری گام بزرگی را در پیشرفت هندسه و توپولوژی برداشت. بعلاوه در رشته های دیگری از علوم، مانند شیمی، مکانیک کوانتوم و فیزیک ذرات بنیادی، که در آنها ریاضیات به عنوان ابزار به کار می رود، گروهها اهمیت بسزایی دارند.
تعریف
به توی G ) بوده و * دارای خواص زیر باشد: - عمل * شرکت پذیری باشد ،
- G تحت * دارای عضو خنثی باشد : عضوی مانند e در G وجود دارد به طوریکه به ازای هر x در G داریم: x*e=e*x=x ،
- G تحت * دارای عضو معکوس باشد : به ازای هر x عضو در G عضوی مانند y در G وجود دارد به طوریکه : x*y=y*x=e ،
در اینصورت G همراه با عمل دوتایی * گروه نامیده می شود و آنرا با (G, * ) نمایش می دهیم.
توجه کنید که از شرط دوم نتیجه میگیریم که G غیرتهی است.
عضو e در G عضو همانی نام دارد که فقط یک عضو با چنین خاصیتی وجود دارد و در نتیجه خواهیم توانست آنرا عضو همانی بنامیم. عضو y در شرط سوم معکوس x نام دارد.
هر عضوی از یک گروه مانند x فقط یک معکوس دارد، و از اینرو می توانیم آنرا معکوس x بنامیم.
عضو منحصر بفرد همانی e معادلات x*e=e*x=x را به ازای هر x در G ارضا می کند. حال آنکه Y در شرط سوم به x بستگی دارد. خواهیم دید که دو عضو متمایز G هیچوقت نمی توانند معکوس های برابری داشته باشند و در نتیجه اعضای متفاوت x, معکوس های متفاوتی همچون y خواهند داشت.
همچنین مناسب است تاکید کنیم فرض ما این نیست که * یک عمل جابجائی است. گروههایی که عمل آنها خاصیت جابجایی است گروههای آبلی نام دارند. این نامگذاری به افتخار ریاضیدان نروژی نیلز هنریک آبل (1829 ـ 1802) صورت گرفته است.گروههایی را که آبلی نیستند ، گروههای ناآبلی گویند.
مفهوم مجرد گروه زمانی شکل گرفت که مردم متوجه شدند بسیاری از موضوعاتی که مطالعه می کردند دارای مشخصه های ساختاری مشترک هستند و این فکر در آنها قوت گرفت که شاید بتوان با مطالعه مجرد این ویژگیهای مشترک (نه هر کدام بصورت تک تک و جداگانه) به نوعی صرفه جوئی در وقت و دست یافت. در تحلیل پیشرفتهای این موضوع اریک تمپل بل یادآور شده است که هرزمان گروهها خود را ظاهر می سازند و یا می توان آنها را معرفی کرد، سادگی و وضوح از لابلای دریختگی ها درخشش می یابد.
مثالهایی از گروهها
- مجموعه اعداد صحیح با عمل جمع یک گروه آبلی است.
- مجموعه اعداد حقیقی با حذف عدد صفر با عمل ضرب یک گروه آبلی است.
- مجموعه تقارنهای هر چند وجهی تشکیل یک گروه ناآبلی میدهد.
- به ازای هر عدد طبیعی n ، دستگاه کامل ماندهها به پیمانه n با جمع ، گروه است.
ماتریس
ماتریس
ماتریس عبارت است از آرایشی (آرایهای) مستطیل شکل از اعداد مختلط به طوری که عناصر این آرایه را درایه مینامیم و عنصر واقع در سطر
ام و ستون
ام را با نماد
نشان میدهیم.
ماتریسی که دارای
سطر و
ستون باشد را ماتریس از مرتبه
در
مینامیم.(
)
نکته
هرگاه
آنگاه ماتریس را مربع از مرتبه
مینامیم.
یک ماتریس
را بصورت
نمایش میدهیم.
روابط بین ماتریسها
تساوی دو ماتریس
دو ماتریس
و
مساوی اند اگر و فقط اگر
(هم مرتبه باشند) و
جمع دو ماتریس
اگر
و
آنگاه
قرینه ماتریس
اگر
آنگاه قرینه
را بصورت زیر تعریف میکنیم: 
ضرب اسکالر در ماتریس
ضرب ماتریسها
اگر
و
آنگاه ضرب دو ماتریس را با علامت
نمایش داده و بصورت زیر تعریف خواهیم کرد:

انواع ماتریس
ماتریس صفر
ماتریسی که تمام درایه های آن صفر باشد را ماتریس صفر نامیده و ماتریس صفر از مرتبه
را با نماد
نمایش میدهیم و داریم
ماتریس همانی
ماتریس مربع
از مرتبه
را همانی گوییم هرگاه
وبه ازای هر
داشته باشیم
ماتریس اسکالر
اگر
یک اسکالر و
ماتریس همانی از مرتبه
باشد آنگاه
را ماتریس اسکالر مینامیم. ماتریس وارون پذیر
ماتریس مربع
را وارون پذیر مینامیم هرگاه ماتریس مربع
یافت شود به طوری که
.دراین صورت
را وارون
مینامیم. ماتریس قطری
ماتریس مربعی
را قطری نامیم هرگاه عناصر روی قطر اصلی همگی غیر صفر باشند و عناصر غیر از قطر اصلی صفر باشند. چند خاصیت از ماتریس ها
اگر
سه ماتریس
و
دو اسکالر باشند آنگاه: 







اگر
آنگاه
اگر
آنگاه
اگر
انگاه
در حالت کلی ضرب ماتریسها خاصیت جابجایی ندارد.(حتی اگر
تعریف شده باشند و این در حالتی ممکن است که
دو مربع هم مرتبه باشند.)
حد
در ریاضیات، مفهوم حد، برای بیان رفتار یک تابع مورد استفاده قرار می گیرد و به بررسی این رفتار در نقاط روی صفحه و یا در بی نهایت می پردازد. حد در حساب دیفرانسیل و انتگرال و نیز در آنالیز ریاضی برای تعریف مشتق و نیز مفهوم پیوستگی مورد استفاده قرار می گیرد.
ریاضیدانها حتی قبل از اینکه بتوانند مفهوم دقیق حد را بیان کنند، در مورد آن بحث می کرده اند. یونانیان باستان درکی از مفهوم حد داشته اند. مثلاً ارشمیدس مقدار تقریبی را با استفاده از محیط چند ضلعیهای منتظم محاط در دایره به شعاع واحد، وقتی که تعداد اضلاع بدون کران افزایش می یابد به دست می آورد. در قرون وسطی نیز تا زمان رنسانس انواع مفاهیم حد برای بدست آوردن مساحت شکلهای مختلف به کار رفته است.
نیوتن و لایب نیتسدر قرن هفدهم، درک شهودی خوبی از حد داشته و حتی حدهای پیچیده ای را نیز محاسبه کرده اند. اما نه آنها و نه در آن قرن، دانشمندان دیگر تعریف دقیقی از حد را ارائه نکرده اند.
یک قرن پس از پیشرفت حساب دیفرانسیل و انتگرال، آلمبرت در سال 1754 عنوان کرد که پایه منطقی مباحث این رشته از دانش بشری مفهوم حداست. کوشی در اوایل قرن نوزدهم حساب دیفرانسیل و انتگرال را به شکلی شبیه آنچه در حال حاضر می خوانیم ارائه داد:
"وقتی که مقادیر متوالی به یک متغیر نسبت داده می شود، بی نهایت به عدد ثابتی نزدیک شوند، به طوری که اختلاف آنها از مقدار ثابت به هر اندازه کوچک قابل انتخاب باشد، این مقدار ثابت را حد همه مقادیر متغیر می گویند."
اگر چه تعریف او از حد باز هم دقیق نبود ولی او قدم بزرگی برای رسیدن به تعریف دقیق فعلی برداشت. تا اینکه سرانجام ویراشتراس در قرن نوزدهم تعریف دققی حد را مطرح کرد که همواره مورد استفاده ریاضیدانان است و در این کتاب نیز آورده شده است.
حد تابع در یک نقطه
اگر یک تابع و یک عدد حقیقی باشد و داشته باشیم:
آن گاه این فرمول را چنین میخوانیم << حد تابع f وقتی که x به سمت می رود برابر L است>> توجه کنید که این عبارت حتی اگر
باشد نیز می تواند درست باشد. در عوض تابع در نقطه c تعریف نشده است.حالی مثالی را ذکر می کنیم:تابع زیر را در نظر میگیریم
حال متغیر x را به عدد2 نزدیک می کنیم و خواهیم دید که مقدار تابع به 0.4 نزدیک می شود. در این مورد مشاهده می شود که
در این صورت گزینه تابع در نقطه X=C دارای
پیوستگی است. اما همیشه این مورد برقرار نیست.
|
|
|
تعریف مجرد حد:
فرض کنید f تابعی باشد روی یک بازه باز که شامل نقطه C است و فرض کنید L یک عدد حقیقی باشد در این صورت
را به صورت زیر تعریف میکنیم:
به ازای هر
وجود دارد یک
که برای هر x دلخواه اگر
آنگاه نتیجه بگیریم:
حد توابع در بی نهایت
حد یک تابع فقط در نزدیکی اعداد متناهی تعریف نمی شود بلکه ممکن است متغیر توابع وقتی که بی نهایت نزدیک می شود دارای حد باشند.
به عنوان مثال در تابع
خواهیم داشت:
- f(100) = 1.9802
- f(1000) = 1.9980
- f(10000) = 1.9998
مشاهده میشود که هر چه قدر x بزرگتر میشود ،مقدار تابع به عدد 2 نزدیکتر میشود .در واقع داریم:
حد یک دنباله
حد یک دنباله مانند 1.79, 1.799, 1.7999,... را در نظر بگیرید. مشاهده می کنیم که این دنباله به عدد 1.8 نزدیک می شود.
به طور کلی فرض می کنیم یک دنباله از اعداد حقیقی باشد. می گوییم حد این دنباله برابر L است و می نویسیم:
اگر و تنها اگر برای هر
یک عدد طبیعی مانند m باشد که برای هر n>m داشته باشیم
باید توجه کرد که ما می توانیم مقدار
. را به عنوان فاصله بین
و L در نظر بگیریم به چنین دنباله هایی که حد آنها به یک عدد متناهی میل می کند همگرا گویند و گرنه به آن واگرا گویند.
مشتق یکی از مهمترین مفاهیم ریاضی است. بوسیله مشتق میتوان برخی از مفاهیم فیزیکی (مانند سرعت و شتاب)با تعاریف ریاضی بیان نمود.
ااگر منحنی یک تابع را در فضای دو بعدی در نظر بگیریم بوسیله مشتق میتوانیم شیب خط مماس بر منحنی را در هر نقطه دلخواه بدست آوریم.همچنین با استفاده از مشتق میتوان خواص هندسی منحنی یک تابع مانند تقعر و تحدب را مشخص کرد.
البته باید به این نکته توجه کرد که هر تابعی در هر نقطه نمیتواند مشتق داشته باشد و به طور کلی مشتق پذیری یک تابع در یک نقطه شرایط خاصی میطلبد.
مشتق
مشتق گیری و مشتق پذیری
در گذشته های نه چندان دور، مشتق یک تابع را به صورت زیر نشان می دادند:
که در این فرمول
نشان دهنده میزان تغییرات یک کمیت است. ولی در حال حاضر برای محاسبه مشتق توابع،بیشتر از فرمول زیر استفاده میکنند:
معمولا از نمادهای زیر برای نشان دادن مشتق تابع f نسبت به متغیر x، استفاده میکنند:
![]() |
![]() |
![]() |
یک تابع را در نقطه ای مانند x مشتق پذیر گویند اگردر آن نقطه مشتق موجود باشد. و برای مشتق پذیری تابع در یک بازه لازم است تابع در هر نقطه دلخواه از بازه مشتق پذیر باشد.اگر تابع در نقطه ای مانند c پیوسته نباشد آنگاه در c نمیتواند مشتق پذیر باشد.البته لازم به ذکر است که پیوستگی در یک نقطه وجود مشتق را تضمین نمیکند.مشتق یک تابع مشتق پذیر میتواند خود نیز مشتق پذیر باشد،که به مشتق آن مشتق دوم تابع گویند.مشتق مراتب بالاتر نیز به همین ترتیب تعریف میشوند.
بررسی مشتق از نظر هندسی
|
از نظر هندسی مشتق یک تابع در یک نقطه دلخواه ،شیب خط مماس بر منحنی در آن نقطه است.البته پیدا کردن مستقیم شیب خط مماس در یک نقطه کار دشواری است.زیرا فقط مختصات یک نقطه از خط مماس را داریم.(برای پیدا کردن شیب یک خط از مختصات دو نقطه بر روی خط استفاده میکنیم)برای حل این مشکل از یک خط متقاطع استفاده کرده و این خط را به خط مماس نزدیک میکنیم.برای درک بهتر موضوع به شکل مقابل توجه نمایید.در این شکل خط متقاطع با رنگ بنفش و خط مماس با رنگ سبز مشخص شده است و عددی که در تصویر تغییر میکند نشان دهنده شیب خط متقاطع میباشد. حال از دیدگاه ریاضی این روش را بیان میکنیم:
از دیدگاه ریاضی بدست آوردن مشتق با حدگیری از شیب خط قاطع که به خط مماس نزدیک شده است بدست می آید.پیدا کردن شیب نزدیکترین خط متقاطع به خط مماس با استفاده از کوچکترین h در فرمول زیر حاصل میشود:
| عکس پیدا نشد |
|
|
در این فرمول h به عنوان کوچکترین تغییر متغیر x تعریف میشودو میتواند مقدار مثبت یا منفی اختیار کند. در این فرمول شیب خط با استفاده از نقاط
و
حاصل میشود.واضح است که در این روش فقط یک نقطه روی خط برای ما معلوم است و نیازی برای بدست آوردن نقطه دوم روی خط وجود ندارد.همچنین در این روش مشتق x ،حاصل حد زیر است:
ارتباط مشتق با علم فیزیک
مشتق نقش مهمی در تعریف برخی ار کمیتهای فیزیک حرکت دارد.ما با داشتن موقعیت اجسام بر حسب زمان میتوانیم سرعت و شتاب آنها را محاسبه کنیم.اگر ما از معادله مکان جسم بر حسب زمان مشتق بگیریم معادله سرعت بدست میآید و اگر از معادله سرعت مشتق گیری نماییم(مشتق دوم معادله مکان)معادله شتاب حاصل میشود.نقاط بحرانی
نقاطی از تابع که به ازای آنها مشتق تابع تعریف نشده و یا برابر صفر باشد را نقاط بحرانی مینامند.اگر مشتق دوم در یک نقطه بحرانی مثبت باشد،آن نقطه مینیمم نسبی است.و اگر منفی باشدماکزیمم نسبی است،و اگر برابر صفر باشد ممکن است ماکزیمم و مینیمم نسبی نباشد.مشتق گرفتن و بدست آوردن نقاط بحرانی،اغلب ساده ترین راه برای پیدا کردن مینیمم و ماکزیمم نسبی است.(در بهینه سازی نیز این روش بسیار مفید است.به طور کلی مینیمم و ماکزیمم نسبی فقط میتوانند جزئ نقاط بحرانی باشند.تجزیه و تحلیل نمودارها
مشتق ابزار مناسبی برای آزمودن نمودار تابع است. نقاطی از دامنه تابع که به ازای آنها مشتق اول برابر صفر شود میتوانند نقاط اکسترمم نسبی تابع باشند.البته باید توجه کرد که تمام نقاط بحرانی نقاط اکسترمم نسبی نیستند.برای مثال تابع
یک نقطه بحرانی در x=0 دارد، ولی میتوان از نمودار تابع متوجه این نکته شد که تابع در این نقطه دارای ماکزیمم یا مینیمم نسبی نیست. آزمون مشتق اول و آزمون مشتق دوم ، روش هایی را برای تشخیص نقاط ماکزیمم و مینیمم نسبی فراهم میکند.لازم به ذکر است در فضاهای چند بعدی نقاط اکسترمم را با استفاده از مشتقات جزئی بدست میآورند.
انتگرال
در حساب دیفرانسیل و انتگرال ، از انتگرال یک تابع برای عمومیت دادن به محاسبه مساحت ، حجم ، جرم یک تابع استفاده می شود. فرایند پیدا کردن جواب انتگرال را انتگرال گیری گویند.البته تعاریف متعددی برای انتگرال گیری وجود دارد ولی در هر حال جواب مشابه ای از این تعاریف بدست می آید. انتگرال یک تابع مثبت پیوسته در بازه (a,b) در واقع پیدا کردن مساحت بین خطوط x=0 , x=10 و خم منفی F است . پس انتگرال F بین a و b در واقع مساحت زیر نمودار است. اولین بار لایب نیتس نماد استانداری برای انتگرال معرفی کرد و به عنوان مثال انتگرال f بین a و b رابه صورت
نشان می دهند علامت
،انتگرال گیری از تابع f را نشان می دهند ،aو b نقاط ابتدا و انتهای بازه هستند و f تابعی انتگرال پذیر است و dx نمادی برای متغیر انتگرال گیری است.
|
|
|
از لحاظ تاریخی dx یک کمیت بی نهایت کوچک را نشان می دهد. هر چند در تئوریهای جدید، انتگرال گیری بر پایه متفاوتی
پایه گذاری شده است به عنوان مثال تابع f را بین x=0 تا x=10 در نظر بگیرید ،مساحت زیر نمودار در واقع مساحت مستطیل خواهدبود که بین x=0 ،x=10 ،y=0 ،y=3 محصور شده است یعنی دارای طول 10 و عرض 3است پس مساحت آن برابر 30 خواهد بود .
اگر تابعی دارای انتگرال باشد به آن انتگرال پذیر گویند و تابعی که از انتگرال گیری از یک تابع حاصل می شود تابع اولیه گویند . اگر انتگرال گیری از تابع در یک محدوده خاص باشند به آن انتگرال معین گویند که نتیجه آن یک عدد است ولی اگر محدوده آن مشخص نباشد به آن انتگرال نامعین گویند.
محاسبه انتگرال
اکثر روش های اساسی حل انتگرال بر پایه قضیه اساسی حساب دیفرانسیل و انتگرال بنا نهاده شده است که بر طبق آن داریم:
1.f تابعی در بازه (a,b) در نظر می گیریم .
2.پاد مشتق f را پیدا می کنیم که تابعی است مانند f که و داریم:
3.قضیه اساسی حساب دیفرانسیل و انتگرال را در نظر می گیریم:
بنابراین مقدار انتگرال ما برابر
خواهد بود.
به این نکته توجه کنید که انتگرال واقعاً پاد مشتق نیست (یک عدد است) اما قضیه اساسی به ما اجازه می دهد تا از پاد مشتق برای محاسبه مقدار انتگرال استفاده کنیم .
معمولاً پیدا کردن پاد مشتق تابع f کار ساده ای نیست و نیاز به استفاده از تکنیکهای انتگرالگیری دارد این تکنیکها عبارتند از :
- انتگرال گیری بوسیله تغییر متغیر
- انتگرال گیری جزء به جزء
- انتگرال گیری با تغییر متغیر مثلثاتی
- انتگرال گیری بوسیله تجزیه کسرها
روش هایی دیگر نیز وجود دارد که برای محاسبه انتگرالهای معین به کار می رود همچنین می توان بعضی از انتگرال ها با ترفند هایی حل کرد برای مثال می توانید به انتگرال گاوسی مراجعه کنید .
تقریب انتگرالهای معین
|
|
هر چه قدرعرض مستطیل ها کوچک میشوندمقدار دقیق تری از مقدار انتگرال بدست میآید. |
انتگرال هایی معین ممکن است با استفاده از روش های انتگرال گیری عددی ،تخمین زده شوند.یکی از عمومی ترین روش ها ،روش مستطیلی نامیده می شود در این روش ناحیه زیر نمودار تابع به یک سری مستطیل تبدیل شده و جمع مساحت آنها نشان دهنده مقدار تقریبی انتگرال است.
از دیگر روش هایی معروف برای تخمین مقدار انتگرال روش سیمپسون و روش ذوزنقه ای است. اگر چه روش های عددی مقدار دقیق انتگرال را به ما نمی دهند ولی در بعضی از مواقع که انتگرال تابعی قابل حل نیست یا حل آن مشکل است کمک زیادی به ما می کند .
تعریف های انتگرال
از مهم ترین تعاریف در انتگرال می توان از انتگرال ریمان و انتگرال لبسکی(lebesgue) است. انتگرال ریمان بوسیله برنهارد ریمان در سال 1854 ارئه شد که تعریف دقیقی را از انتگرال ارائه می داد تعریف دیگر را هنری لبسکی ارائه داد که طبق این تعریف شرایط تعویض پذیری حد و انتگرال با شرط مساوی ماندن عبارت، ارائه می کرد.
از دیگر تعاریف ارائه شده در زمینه انتگرال میتوان به انتگرال riemann-stieltjes اشاره کرد. پس به طور خلاصه سه تعریف زیر از مهمترین تعاریف انتگرال میباشند:
- انتگرال ریمان
- انتگرال لبسکی
- انتگرال riemann-stieltjes
تقسیم پذیری
مفهوم عاد کردن
گوییم عدد
عدد
را عاد میکند یا
عدد
را میشمارد و یا
مقسوم علیه
است یا
مضرب
است و یا
بر
بخشپذیر است ، هر گاه عدد صحیحی مانند
موجود باشد ، بطوریکه
. نماد
به این معنی است که
عدد
را عاد میکند.
خواص بدیهی بخشپذیری در قضیه زیر خلاصه میشود:
قضیه
و
نتیجه میدهد که
ایجاب میکند که
و
نتیجه میدهند که
- فرض میکنیم
. در اینصورت
ایجاب میکند که
.
و
نتیجه میدهد که
اثبات
به این معنی است که عدد صحیح
وجود دارد ، بطوریکه
و
به این معنی است که عدد صحیح
وجود دارد که
. بنابراین :
- از
نتیجه میشود که عدد صحیح
وجود دارد ، بطوریکه
. بنابراین:
یعنی عدد صحیح
وجود دارد که
و همچنین
نتیجه میدهد ، عدد صحیحی مانند
وجود دارد ، که
. حال به جای
در رابطه اول،رابطه دوم را قرار میدهیم و از آنجا:

یعنی عدد صحیحی مانند
وجود دارد که
. چون
، پس
. بنابراین
به این معنی است که
نتیجه میدهد که
و
نتیجه میدهد که
.اما چون
، پس طبق بند فوق
نتیجه میدهد
و از
میتوان نتیجه گرفت
. بنابراین
و درنهایت 
MAPLE
یک نرم افزار برای حل مسائل ریاضی است که اولین بار در سال 1981برای انجام مجموعه ای از محاسبات در دانشگاه waterllo طراحی شد. در سال 1988، این نرم افزار توسعه داده شد و به توسط یک کمپانی کانادایی مستقر در دانشگاه به بازار تجاری کامپیوتر عرضه شد.فروش و عرضه این نرم افزار به بازار سود زیادی را نصیب، صاحبان کمپانی کرد.
این نرم افزار ابزاری قدرتمند در انجام محاسبات ریاضی و مهندسی می باشد .
معرفی
maple یک مفسر، برای زبان برنامه نویسی پویا است، به طور معمول،عبارات جبری و عبارات منطق در حافظه کامپیوتر، ذخیره می شوند و پس از آن بوسیله این نرم افزار پردازش شده و حل میگردند. از این نرم افزار در حل مسایل مختلف ریاضی از قبیل هندسه، حساب و ... استفاده می شود.
وقتی میپل بار می شود (اجرا می گردد)فقط هسته که پایه و اساس سیستم میپل و شامل دستورات بنیادی و اولیه می باشد را به حافظه منتقل می کند. هسته از کدهایی به زبان C تشکیل شده که تقریبا 10 درصد کل سیستم میپل را در بر می گیرد. به منظور سرعت و کارایی بیشتر هسته کوچک نگه داشته شده است. نود درصد بقیه به زبان میپل نوشته شده است که در کتابخانه هایMaple قرار دارد.
نمونه ای از یک برنامه
معادله دیفرانسیل خطی زیر را در نظر بگیرید
![]() |
کد زیر این معادله را حل میکند:
(dsolve({diff(y(x),x,x)- 3*y(x)= x,y(0)=1,D(y)(0)=2},y(x))
جدیدترین نگارش این نرم افزار نگارش 6 آن میباشد که قابلیت نمایش اعداد تا 100 رقم اعشار و نیز نگهداری 8000 جمله جبری را داراست.
چند نرم افزار علمی
فیزیک شتابنده
براي اين تشخيص يا به داخل جمعيت مي رود يا در محل ايستادن خودتان از يك دوربين كمك مي گيرد. انرژي بالا نيز با وضع مشابهي به فيزيكدان يا شيميدان در كشف پديدههاي جديد كمك مي دهد. شتابدهندهها دستگاههايي هستند كه از طريق شتاب دادن ذرات در ميدانهاي الكتريكي يا مغناطيسي به منظور دادن انرژي بالا به آنها بكار مي روند. اين ماشينها در كشف ذرات ريز اتمي فيزيكدانان و در تجزيه ساختار تركيبات شيميدانان را ياري رسانده و دانشمندان طب را براي مبارزه با بيماريها مسلح مي كند.
مكانيزمهاي شتاب دادن ذرات
سازندههاي شتابدهنده به طرق گوناگوني موفق به شتاب دادن ذرات باردار شده اند. برخي از آنان از طريق اعمال ولتاژ مستقيم بين دو ترمينال براي شتاب ذرات باردار به سمت هدف استفاده كرده اند و برخي ديگر از طريق حمل بار با ابزار مكانيكي مثل تسمه و قرقره به محفظهاي كه شامل منبع يونهاي با بار همنوع بار حمل شده به اين محفظه است، به شتاب ذرات باردار پرداخته اند. بعضي توانسته اند از طريق شتاب دادن كوچك متوالي ذرات باردار به انرژي بالا دست يابند.
وجود نواقصي در روشهاي مذكور سازندهها را به استفاده از روشهاي پيشرفته براي شتاب ذرات واداشته است «شتابدهنده پيشرفته). يكي از اين روشها شتاب دادن ذرات باردار روي مسير مارپيچي دايروي به كمك ميدانهاي مغناطيسي بوده كه خود اين روش نيز در طي تكامل خود روش بهتري را سبب شده است مثلا در مسير مارپيچ دايروي براي رسيدن به ذرات با انرژي خيلي بالا لازم است كه طول اين مسير را طولاني كنند ولي استفاده از تغيير اندازه ميدان مغناطيسي و تغيير فركانس توانستهاند به جاي مسير مارپيچ دايروي ، ذرات باردار روي دايرههاي هم مركز شتاب بزرگي بدهند. علاوه براينها با استفاده از مغناطيسهاي فوق هادي به جاي مغناطيسهاي معمولي قدم ديگري برداشته و در صدد ساختن شتاب دهندههاي عظيم و كامل نهاده اند.
اجزاي شتابدهندهها
شتاب دهندهها از چهار جز درست شده اند. جز اول چشمه ذرات است كه ذرات باردار الكتريكي توليد مي كند، چرا كه بسياري از دستگاههاي شتابدهنده از ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي براي شتاب دادن استفاده مي كنند. چشمهها ممكن است يونهاي منفي ، الكترونها ، يا يونهاي مشابه توليد كنند. از بين يونهاي مثبت مخصوصا پروتونها و ذرات آلفا متداول مي باشد. يونها پس از توليد شدن بايد به داخل سيستم تزريق شوند. گاهي اين كار فرآيند ساده اي است كه در آن يونها بوسيله الكترواستاتيكهاي ساده به داخل لوله شتابدهنده جذب مي شوند. در حالتهاي ديگر تزريق كننده خود يك شتابدهندهاي است كه شتاب دهنده بزرگتري را تغذيه مي كند. طريق شتاب دادن از دستگاهي به دستگاه ديگر متفاوت است. ولي همه آنها بر اساس ميدانهاي الكترومغناطيسي براي بوجود آوردن شتاب استوار هستند. در نهايت ذرات پايدار از ماشين شتابدهنده خارج شده و به سوي هدف هدايت شوند.
انواع شتابدهندهها
شتاب دهندهها از نظر اندازه و طرح بسيار متنوع هستند، از يك مولد نوترون كاك كرافت والتن گرفته كه بوسيله يك فرد قابل حمل است تا شتابدهنده SSL كه محيط دايره آن در حدود 54 مايل مي باشد.
شتابدهندههاي كاك كرافت والتن
اين شتاب دهنده از ولتاژ مستقيم اعمال شده بين دو ترمينال براي شتاب دادن ذرات به سمت يك هدف استفاده مي كند. اين نوع شتابدهندهها اكثرا بعنوان تزريق كننده براي سيستمهاي بزرگتر شتابدهنده بكار ميروند.
شتابدهنده وان دوگراف
در اين نوع شتاب دهنده تسمه اي از جنس يك ماده غير هادي بر روي دو قرقره قرار داده شده و قرقره ها بطور پيوسته چرخانده مي شوند. در كي انتها ، يك منبع ولتاژ ، بار مثبت را به روي تسمه مي پاشد. ذرات باردار مثبت ، بوسيله تسمه به قرقره كه در داخل يك گنبد فلزي ميان تهي قرار دارد، حمل مي شوند. بارهاي مثبت بوسيله نشانه اي متصل به گنبد از تسمه جدا شده و بر روي سطح كره توزيع مي گردند.
در داخل كره ميان تهي با بار مثبت يك منبع يوني وجود دارد كه مي تواند يونهاي مثبت توليد كند. بارهاي مثبت همديگر را دفع مي كنند. يونهاي مثبت دفع شده در يك لوله شتابدهنده تا پتانسيل زمينه به سمت پاين شتاب داده شود. هدف در انتهاي اين لوله باريكه قرار دارد. شتاب دهندههاي وان دوگراف در كاربردهاي تجزيه اي جهت تجزيه بطريق فعال سازي با ذره باردار ، نشر اشعه ايكس حاصله از ذره ، تجزيه بطريق فعالسازي با نوترون سريع و اسپكترومتري پراكندگي برگشتي رادرفورد بكار مي روند.
شتابدهندههاي خطي
اولين شتاب دهنده از اين نوع شتابدهنده ليناك بوده كه هدف اصلي آن دادن شتابهاي كوچك زياد به ذرات ، به جاي يك شتاب بزرگ است. در اين شتابدهنده ذرات از ميان يك سري از لولههاي ميان تهي كه بر روي يك خط مستقيم ترتيب يافته اند شتاب داده مي شوند. يونهاي حاصله از چشمه در اولين لوله كه داراي بار مخالف است، جذب مي شوند. با رسيدن ذره به انتهاي لوله با تغيير علامت ولتاژ لوله ، ذره از اين لوله دفع شده و در لوله بعدي جذب مي گردد. تازماني كه ذرات انرژي دارند اين عمل ادامه پيدا مي كند. با عبور ذره از ميان هر لوله افزايش مي يابد. اين نوع شتابدهنده در فرآيندهاي تشعشعي صنعتي ، در تحقيقات فيزيك و براي درمان طبي تشعشعي استفاده مي شود.
سيكلوترونها
در اين نوع شتابدهنده ذره به جاي اينكه روي مسير مستقيمي شتاب داده شود در يك مدار مارپيچي نيم دايره اي شتاب داده مي شود. سيكلوترون داراي يك چشمه يوني است كه بين دو صفحه نيم دايره ميان تهي قرار گرفته است. به اين صفحه ها «دي» گفته مي شود. ذرات بر اثر اعمال يك ميدان مغناطيسي در مسيري دايروي حركت مي كند و با عوض شدن علامت ولتاژ صفحهها ذرات نسبت به مرحله قبلي در مسيري با شعاع بزرگتر قرار مي گيرند و انرژي بيشتري پيدا مي كنند.
سرانجام شعاع مسير مارپيچي ذرات كه بايد سيكلوترون آن را در حركت بعدي خود نگه دارد بسيار بزرگ شده و ذرات بصورت الكتريكي از داخل سيكلوترون به طرف هدف منحرف مي شود. سيكلوترونهاي ساده در حال حاضر بعنوان تزريق كننده براي سيستمهاي شتابدهنده بزرگتر بكار مي روند. همچنين از اين شتابدهندهها در مقاصد پزشكي استفاده ميشود.
سنيكروترونها
در اين نوع شتابدهندهها از طريق تغيير ميدان مغناطيسي و فركانس امكان حركت ذرات در مدارها با شعاع ثابت به جاي مواد مارپيچي سيكلوترون فراهم مي شود. در اين شتابدهندهها به جاي «دي» ها تنها يك لوله بسته انحنادار وجود دارد كه حاوي ذرات است. مغناطيسهاي به شكل C در تناوبهاي طول لوله جايگزين شده اند. ذرات بوسيله يك شتابدهنده كوچكتر به داخل حلقه تزريق شده و در داخل لوله بوسيله مغناطيسها نگهداري مي شوند. شتاب ذرات بوسيله حفرههاي شتاب دهنده انجام مي گيرد. اين شتابدهنده براي شتاب الكترونها و يونهاي مثبت بكار مي روند.
آکنه
| جوش یا آکنه (Acne) یک نوع بیماری پوستی است که بیشتر به صورت بثورات پاپولی و پوستولی که با نوک سیاهرنگ در پوست در محل فولیکولهای موئی - چربی بوجود میآید. آکنه انواع مختلف دارد و بیشتر در دوران بلوغ شایع است. |
اطلاعات اولیه
آکنه در 98 درصد موارد در صورت دیده میشود. به ندرت آکنه شدید در تنه دیده میشود. آکنه معمولا در دوران جوانی شروع شده و در اکثر موارد از حدود 25 سالگی خودبخود بهبود مییابد. علت بهبودی در سنین بالا مشخص نیست. این بیماری در آقایان شیوع کمتر و از نظر بالینی شدت بیشتری دارد. از آنجا که اغلب بیماران پوست چرب دارند، به نظر میرسد رابطهای میان شدت آکنه و میزان تولید چربی وجود داشته باشد. عواملی در تولید آکنه در بدن موثر هستند و انواعی از آکنهها و روشهای درمان آنها شناخته شده است که به اختصار توضیح داده میشود.اتیولوژی و پاتوژنز
علت بوجود آمدن آکنه نامعلوم است و عوامل زیر نقش مهمی در ایجاد آکنه ایفا میکنند.افزایش فعالیت غدد چربی
چربی عامل پاتوژنیک موثری در بروز آکنه میباشد. در افراد مبتلا به آکنه ، سلولهای غدد چربی مخلوط پیچیدهای از مواد چرب تولید میکنند. هورمونها بر ترشح غدد چربی موثر هستند. تستوسترون باعث افزایش اندازه و میزان متابولیزم غدد چربی شده و استروژن از ترشح غدد چربی میکاهند. اهمیت نقش چربی در ایجاد آکنه باعث شده است که بسیاری از درمانها بر پایه کاهش میزان چربی پایه ریزی شود.فلور میکروبی غیر طبیعی
بطور طبیعی سه ارگانیزم در سطح پوست و مجرای غدد چربی افراد مبتلا به آکنه یافت شده است: پروپیونی باکتریوم اکنس ، استاف اپیدرمیس و مالاسزیا فورفور . این باکتریها نقش قابل ملاحظهای در ایجاد و تشدید آکنه ایفا مینمایند. بر این اساس مصرف داروهای آنتی باکتریال در درمان آکنه موثر است. باکتریها علت اصلی التهاب آکنه میباشند.رژیم غذایی
نقش رژیم غذایی در ایجاد یا تشدید آکنه هنوز به اثبات نرسیده است. البته رژیمهای غذایی کم کالری که در ترشح چربی نقش ندارند، موقتا از بروز آکنه جلوگیری میکنند. مصرف زیاده از حد کربوهیدراتها و تماس با مواد روغنی ، ممکن است باعث تشدید آکنه شوند.شغل
در بعضی از شغلها ، آکنه ایجاد یا تشدید میشود. مشاغلی که باعث هیدراسیون لایه شاخی میشوند. از قبیل کار کردن با مواد روغنی ، نفت و هیدروکربنهای هالوژنه و تماس ماده شیمیایی با پوست ، در صورت و اندامها آکنه ایجاد میکنند. افرادی که در محیطهای گرم کار میکنند به دلیل تعریق زیاد ، دچار تشدید آکنه میشوند.داروها
بعضی از داروها و هورمونها میتوانند باعث ایجاد یا تشدید آکنه شوند. اثر هورمونها غالبا به دلیل تاثیر در فعالیت غدد چربی است. آندروژنها باعث افزایش و تشدید آکنه میشوند، استروژنها بر ترشح چربیها اثر مهاری دارند. پروژسترون در ترشح چربی نقش چندانی ندارد. بعضی داروها مانند آزاتیوپرین ، هیدانتوئین ، ویتامین B12 ، ریفامیپین ، ایزونیازید و بسیاری از داروهای دیگر میتوانند در ایجاد و تشدید آکنه موثر باشند.انواع آکنه
آکنه کونگلوباتا
فرم مزمن و شدیدا التهابی آکنه کیستیک میباشد. گروههایی از پاپول ، کیست و ندول در صورت و تنه بیمار بوجود میآید، که ممکن است به یکدیگر نقب زده و سینوسهای متعددی را ایجاد کنند. 85 درصد از بیماران به این نوع آکنه ، سیاه پوست هستند. در این نوع آکنه ، تب یا کاهش وزن وجود ندارد. در این نوع آکنه ، مفاصل محیطی نیز درگیر میشوند.آکنه وولگاریس
آکنه معمولی یا جوش جوانی بیماری شایع دوران بلوغ ، شایعترین بیماری مربوط به مو و غدد چربی است. این بیماری مناطقی مانند پوست ، صورت و سینه را که دارای غدد چربی فراوان هستند درگیر میکند. این بیماری به دلیل پایینتر بودن سن بلوغ در دخترها زودتر از پسرها بروز میکند. این بیماری در تمام نژادها دیده میشود. در ژنوتیپ xxy (سندرم کلاین فلتر) شایعتر و از شدت بالینی بیشتری برخوردار است.آکنه استروئیدی
در افراد مستعد ، شروع ناگهانی پاپولها طی 5 - 2 هفته پس از شروع مصرف کورتیکواستروئیدهای خوراکی شروع میشود. تفاوت ضایعات این آکنه با وولگاریس در اندازه یکسان و توزیع متقارن آن بر روی گردن ، سینه و پشت است. این ضایعات به رنگ صورتی مایل به قرمز بوده و درمان موضعی با بنزوئیل پراکسید و یا لوسیون سولفاستامید ، موثر است.آکنه نوزادی (acneinfanta)
در نوزادان ضایعات آکنهای شکل ، محدود به بینی و گونهها بوده و ممکن است از بدو تولد وجود داشته باشند یا در اوایل شیر خوردگی پدیدار شوند. بتدریج با کوچکترین شدن و کاهش فعالیت غدد چربی تحریک و بزرگ شده که ناشی از آندروژنهای مادری است، تعداد این ضایعات کاهش یافته و بدون درمان ناپدید میشوند.سایر آکنهها
از انواع آکنههای دیگر میتوان به آکنه فولمینانس ، فولیکولیت گرم منفی ، آکنه پیودرمافاسیال ، آکنه شغلی ، آکنه مکانیکا ، آکنه کازمتیکا ، آکنه اکسکوریت ، آکنه میلیا و درماتیت اطراف دهان ، اشاره کرد.درمان آکنه
آکنه بیماری قابل درمانی است که جلوگیری از عود و یا بهبودی کامل آن تاکنون امکان پذیر نبوده است. در حال حاضر مهمترین درمان برای آکنه ، درمانی است که تظاهرات بالینی را به حداقل برساند و عوارض جانبی داروهای مصرفی در آن کمتر باشد.آنتی بیوتیکهای موضعی
این آنتی بیوتیکها در درمانهای آکنه التهابی خفیف یا متوسط مفید هستند و باعث کاهش باکتریها در فولیکولهای چربی میشوند. این داروها به صورت محلولهای 5 - 2 درصد اریترومایسین ، کلیندامایسین ، سولفات ستامید سدیم و اسید سالسیلیک وجود دارند. مصرف این داروها ممکن است موجب بروز عوارض جانبی مانند اسهال ، درد شکم و اسهال خونی گردد.آنتی بیوتیکهای سیستمیک
مانند اریترومایسین ، تتراسایکلین ، آمپی سیلین و کوتریموکساوزل در درمان آکنه مورد استفاده قرار میگیرند، عوارض جانبی مصرف این داروها ، ناراحتی دستگاه گوارش ، افزایش فشار داخل جمجمه و اختلال در عملکرد کبد میباشد.درمان هورمونی
افزایش ترشح آندروژنها را از تخمدان میتوان با کمک داروی ضد بارداری ، سرکوب نمود. اکثر داروهای ضدبارداری خوراکی حاوی استروژن و پروستروژن هستند. از عوارض مصرف این داروها میتوان تب و افزایش وزن را نام برد. از داروهای آنتی آندروژنها میتوان اسپیرنولاکتون را نام برد که باعث کاهش ترشح چربی و کاهش ضایعات در بیماران میشود.انحراف چشم
- شرح بیماری
- علایم شایع
- علل
- عوامل افزایش دهنده خطر
- پیشگیری
- عواقب مورد انتظار
- عوارض احتمالی
- درمان
- اصول کلی
- داروها
- فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
- رژیم غذایی
- درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
شرح بیماری
انحراف چشم عبارت است از عدم هماهنگی حرکت عضلات یا توانایی تمرکز بین دو چشم که باعث میشود چشمها در جهات متفاوتی قرار بگیرند. ممکن است یک یا هر دو چشم به داخل (چشمهای ضربدری) یا خارج («چشم نهنگ») بچرخند. همراستایی چشمها در بدو تولد کاملاً تکامل نیافته است. تغییر موقعیت تکامل حقیقی چشم در 4-3 ماهگی خود را نشان میدهد ولی ممکن است در کودکی یا دیرتر رخ دهد.
علایم شایع
- ناهماهنگی حرکات چشمها. در بعضی موارد تنها در موقع نگاه کردن به جهتهای خاصی، قابل مشاهده است.
- دوبینی (گاهی)
- دید با تنها یک چشم همراه با فقدان درک عمقی
علل
حرکت چشم توسط پیامهایی کنترل میشود که از مغز به 4 عضله دور چشم میروند.
- عدم هماهنگی حرکتی از موارد زیر ناشی میگردد:
- عدم توازن عضلانی بین دو چشم
- فقدان توانایی تمرکز یکسان در چشمها. مغز نمیتواند تصاویر دارای تمرکز متفاوت را تحمل کند لذا پیامهای حاصل از یک میدان دید را در نظر نمیگیرد. سرانجام چشم ضعیفتر در اثر استفاده نامناسب، بلااستفاده میشود و یک چشم «تنبل» یا سرگردان ایجاد میگردد.
- آسیب مغزی یا آسیب به سر (نادر)
عوامل افزایش دهنده خطر
- سابقه خانوادگی انحراف چشم
- نشانگان داون
- بیماری تیرویید
- تومور چشم
- آسیب به دستگاه عصبی مرکزی جنین
- آسیب زایمانی
- استفاده نامناسب از چشم
پیشگیری
پیشگیری خاصی ندارد.
عواقب مورد انتظار
- انحراف چشم را میتوان با تشخیص و درمان زودرس، تصحیح کرد. بدون درمان فوری ممکن است کاهش بینایی در یک چشم دایمی شود.
- بسیاری افراد با دید یک چشمی سازگار میشوند و یاد میگیرند تمامی فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های خود از قبیل رانندگی را با یک چشم انجام دهید. در صورت از دست رفتن دید یک چشم، از چشم دیگر در برابر آسیب محافظت بسیاری به عمل آورید. برای ورزش و سایر فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری ها از جمله درودگری یا جوشکاری که خطر آسیب بالایی دربر دارند، از عینک محافظ استفاده کنید.
عوارض احتمالی
- از دست رفتن دید طبیعی در یک چشم
- زجر روانی حاصل از جذاب نبودن ظاهر صورت
درمان
اصول کلی
- تشخیص با توجه به شرح حال طبی و معاینه فیزیکی گذاشته میشود و ممکن است شامل آزمونهای تیزبینی، معاینه شبکیه، معاینه کامل عصبی و آزمونهای عضلانی گردد.
- درمان 3 هدف را دنبال میکند:
- به دست آوردن بهترین دید ممکن
- به دست آوردن بهترین جهت برای چشمها
- تأمین بهترین فرصت برای دید دو چشمی.
- درمان ممکن است شامل عینک یا بستن چشم قویتر برای تصحیح عدم توزان تمرکز (باعث میشوند چشم ضعیفتر به کار بیفتد)، تمرینات مربوط به عضلات چشم، سم بوتولینیوم (در حال حاضر تنها در بزرگسالان استفاده میشود) یا جراحی برای تصحیح وضعیت عضلات چشم باشد. گاهی انجام عمل جراحی دوم ضرورت مییابد.
- یک درمان جدید دیگر شامل استفاده از عینک قرار گرفته در یک منشور پلاستیکی نازک است. بیمار قبل از عمل از این عینکها استفاده میکند و به تعیین مقدار تطابق جراحی مورد نیاز برای عضلات چشم کمک میکند.
داروها
مگر در صورت پیشنهاد تزریق سم بوتولینیوم، معمولاً برای این اختلال دارویی لازم نیست. این سم از طریق یک سوزن الکترومیوگرافیک داخل یک عضله چرخاننده چشم در خارج از چشم تزریق میگردد.
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
محدودیت لازم نیست. زمانی که کودکتان در حال سازگار شدن با بستن یک چشم است، از او در مقابل سقوط یا آسیب محافظت کنید.
رژیم غذایی
رژیم غذایی خاصی ندارد.
درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
- اگر کودکتان علایم انحراف چشم را داشته باشد.
- اگر پس از جراحی چشم علایم عفونت ایجاد گردند (قرمزی، درد، تب).
آبله مرغان
| آبله مرغان یک عفونت شدیدا مسری است که علامت و مشخصه آن ضایعات پوستی (بثورات وزیکولی varicella zouster) میباشد. |
شرح بیماری
آبلهمرغان توسط ویروس واریسلا زوستر که از خانواده هرپس ویروس است، ایجاد میشود. این ویروس بعد از ایجاد آبلهمرغان ، در همه افراد به صورت نهفته ، در مسیر رشتههای عصبی که از نخاع خارج میشوند، جایگزین میشود و فعالیت مجدد آن منجر به بیماری زونا یا هرپس زوستر Herpes zoster میگردد. این ویروس از راه قطرههای ریز در هوا یا تماس با ضایعات پوستی ، از فرد بیمار انتقال مییابد.انسان تنها مخزن ویروس آبلهمرغان است. یک بیماری شدیدا مسری است بطوری که میزان ابتلای آن در افراد حساس حداقل 90 درصد میباشد. عمدتا در اواخر زمستان و اوایل بهار در نواحی معتدل بروز میکند. بیشترین گروه سنی مستعد ابتلا 9-5 ساله هستند بقیه موارد اغلب بچه های زیر 15 سال است. در حدود 10% بالای 15 سال را درگیر میکند. در نواحی معتدل معمولا 95-90% افراد ویروس واریسلا زوستر را در دوران کودکی کسب میکنند. استفاده از داروهای سرکوب کننده دستگاه ایمنی بدن خطر بروز این بیماری را افزایش میدهد.
علایم آبلهمرغان
بیماری معمولا 17-14 روز بعد از تماس (دوره کمون یا نهفته) با فرد مبتلا به آبلهمرغان یا زونا شروع میشود.علایم عمومی
این علایم که شبیه علائم آنفلوانزا هست، عبارتند از تب ، بیحالی ، بیاشتهایی ، سردرد و گاهی اوقات درد خفیف شکم که 2-1 روز قبل از بروز ضایعات پوستی رخ میدهد. این علایم بیشتر در بچههای بزرگتر دیده میشوند و تا 5-4 روز باقی میمانند.ضایعات پوستی
ضایعات پوستی که علامت اصلی بیماری هستند، ابتدا روی پوست صورت و سینه ظاهر میشوند و بعد سایر قسمتهای بدن نیز مبتلا میشوند. ضایعات اولیه شامل ماکولوپاپولهای قرمز (شبیه جوش) شدیدا خارشدار است که در نهایت به وزیکولهای حاوی مایع روشن تبدیل میشوند سپس این ضایعات دلمه بسته و بهبود مییابند. و در یک زمان انواع مختلف این ضایعات روی پوست دیده میشوند. ضایعات را میتوان روی مخاط حلق یا دستگاه تناسلی نیز پیدا کرد.انتقال یا سرایت بیماری
- محتملترین راه سرایت بیماری از طریق سیستم تنفسی و ترشحات تنفسی است. راه دیگر انتقال تماس مستقیم با ضایعات پوستی بیمار مبتلا به آبلهمرغان یا زونا است. میزان انتقال در تماسهای خانوادگی 90-80% است.
- دوره سرایت آبلهمرغان از 48-24 ساعت قبل از ظهور ضایعات پوستی شروع میشود و تا وقتی است که تمام وزیکولها ضایعات پوستی دلمه بسته و خشک شوند و ضایعات آبدار وجود نداشته باشد.
- دوره نهفته (کمون) بیماری بین 21-10 روز است اما معمولا 17-14 روز طول میکشد.
عوارض آبلهمرغان
- عفونت پوست: شایعترین عارضه عفونی آبلهمرغان ، اضافه شدن عفونت ثانویه باکتریال بر روی ضایعات پوستی است. علت این عفونت خراشیدگی آنها بدنبال خاراندن میباشد. همچنین برخی اوقات جای تاول در صورتی که تاول عفونی شود، باقی میماند.
- عفونت ریه: وخیمترین عارضه آبلهمرغان است و اغلب بالغین را گرفتار میکند. معمولا 5-2 روز بعد از شروع بیماری با علایم تنگی نفس ، سرفه و تند شدن تنفس و تب ظاهر میشود و ممکن است باعث نارسایی تنفسی شود.
- بیماری زونا: گاهی پس از طی شدن سیر بیماری آبله مرغان ، ویروس در بدن به حالت خفته باقی میماند (احتمالاً در ریشه اعصاب نزدیک نخاع ). این ویروس خفته ممکن است سالها بعد دوباره بیدار شود و بیماری زونا را ایجاد کند.این بیماری ناشی از فعال شدن دوباره ویروس واریسلا زوستر در رشته عصبی نخاعی است که با درد شدید و ضایعات پوستی مشخص میشود.
- سایر عوارض: عبارتند از عفونت مغز یا یردههای مغزی بوسیله ویروس واریسلا زوستر ، التهاب قلب ، قرنیه ، مفاصل و کبد و پانکراس.
سیر بیماری
بهبود خود به خودی کودکان معمولاً در عرض 10-7 روز بهبود مییابند، در بزرگسالان این مدت بیشتر است و احتمال بروز عوارض در آنها بیشتر است. پس از بهبود ، فرد برای تمام عمر در مقابل آبله مرغان ایمنی دارد.آبلهمرغان در حاملگی
در موارد نادر ، آبلهمرغان مادر منجر به سندرم مادرزادی آبلهمرغان میگردد که با علایم ، کوچکی سر (میکروسفالی) ، ناهنجاری در یک اندام ، نقایص چشمی و ضایعات پوستی موقع تولد مشخص میشود. زمانی که مادر در فاصله زمانی 5 روز قبل از زایمان تا 2روز بعد از زایمان مبتلا به آبلهمرغان شود، نوزاد مبتلا به آبلهمرغان پیشرونده میشود و میزان مرگ و میر بالاست.درمان
هدف درمان آبلهمرغان جلوگیری از بروز عوارض آن است. برای این منظور گرفتن ناخنها ، حمام روزانه با آب ولرم و داروهای ضد خارش توصیه میشود. درمان با آسیکلوویر نیز در بیمارانی که کمتر از 24 ساعت از بیماری آنها گذشته، توصیه میشود، بخصوص در بیماران بالای 15 سال. اگر تب وجود دارد، از استامینوفن استفاه کنید. به هیچ عنوان از آسپیرین استفاده نکنید، زیرا این دارو ممکن است در بروز سندرم رای (یک نوع آنسفالیت) در کودکانی که دچار عفونت ویروسی هستند، نقش داشته باشد.پیشگیری
- واکسن: اخیرا نوعی واکسن زنده ضعیف شده واریسلا مورد تایید قرار گرفته است. این واکسن در کودکانی که از نظر ایمنی سالم هستند، استفاده میشود.
- ایمنوگلوبولین واریسلا زوستر (VZIG): VZIG حاوی آنتیبادی ضد ویروس واریسلا است که در موارد زیر استفاده میشود (در صورتی که این افراد تماس با بیمار داشته باشند.):
- بچههای با ضعف سیستم ایمنی
- افراد طبیعی در سن بلوغ که حساس هستند (از نظر ایمنی)
- خانمهای حامله
- نوزادانی که در معرض آبلهمرغان مادر قرار گرفتند.
- نوزادان با سن کمتر از 28 هفتگی که در بیمارستان بستری شدهاند.
زگیل
شرح بیماری
زگیل یک برجستگی پوستی از نوع شاخی است که عامل آن ویروس است که با اندازههای متفاوت دیده میشود. سطح زگیل قاچ قاچ است که با اندک تحریکی شروع به خونریزی جزئی میکند. در نزد همه طبقات و افراد در هر سنی و در هر شرایطی ممکن است دیده شود. دارای سرایت خفیفی از فرد به فرد و از ناحیه به ناحیه در یک فرد هستند.علایم شایع
زگیل بدون هیچ دردی است رنگ آن خاکستری ، وضع آن گاهی منفرد و تنها و گاه به صورت پلاک و مجتمع دیده میشود. در محلهایی مانند کف دستها ، پاها ، کناره ناخن ، پشت دستها و سایر نقاط بدن دیده میشود. سیر تکاملی آن متفاوت است گاهی ماهها و گاهی سالها ثابت میماند یا زیاد یا کم میشود و گاه زودتر از این مدت خود بخود خوب میشود و از بین میرود. زگیلها با اندازه کوچک شروع و بزرگتر میشوند و سطحی خشن و حدودی کاملا واضح دارند. معمولا رنگی مشابه پوست دارند ولی گاهی تیرهتر هستند. زگیلها غالبا به صورت خوشههایی اطراف یک زگیل مادر ظاهر میشوند. زگیلها درد و خارش ندارند.انواع زگیل
زگیل معمولی
این زگیل به اندازه نخود میرسد. رنگ آن زرد خاکستری و سطح آن قاچ قاچ است و اکثرا در پشت دستها و انگشت و کنار ناخن و کف پا دیده میشود.زگیل پهن جوانان
این زگیل به بزرگی ته سنجاق تا عدس است پهن بوده و به رنگ پوست است و در صورت و دستها به تعداد زیاد ظاهر میشود.زگیل پیران
این زگیل پهن و به رنگ قهوهای تا سیاه است و از سن 50 سالگی به بعد تک تک به تعداد زیاد در پشت ، بازو و صورت پدید میآید.کندیلوم
اطراف مقعد و آلت تناسلی زگیلهایی هستند کوچک ، نوک تیز ، متصل به هم ، به رنگ گوشت و به شکل تاج خروس که دائم وسعت یافته و سطح بیشتری را فرا میگیرند. سرایت ویروس کندیلوم بوسیله مقاربت است.زگیل نرم یا مولوسکوم
این زگیل به شکل برآمدگی کوچک و سفید رنگی است که در وسط کمی فرورفتگی دارد و هنگام فشار یک ماده سفید خمیری از آن خارج میشود.علل
تهاجم ویروس پاپیلوما به لایه خارجی پوست (اپیدرم). ویروس برخی سلولها را تحریک میکند تا سریعتر از حد طبیعی رشد کنند. زگیلها بسیار شایع هستند. تا بزرگسالی ، 90 درصد افراد دارای آنتی بادی بر ضد ویروس خواهند شد که نشانگر سابقه یک بار عفونت زگیلی است.عوامل افزایشدهنده خطر
- استفاده از حمامهای عمومی
- ترومای پوست
- سرکوب ایمنی ناشی از داروها یا بیماری
پیشگیری
- برای جلوگیری از گسترش زگیلها ، آنها را نخراشید. زگیلها با برشها و خراشهای کوچک به راحتی گسترش مییابند.
- کفش هایی بپوشید که مناسب اندازه پا باشند.
درمان
سرمادرمانی (یخ زدن سلولها برای تخریب آنها). این اقدام در مطب انجام میگیرد و به بیهوشی نیاز ندارد و باعث خونریزی نمیگردد. ممکن است در حین عمل یخزدن اندکی درد و آزار ایجاد گردد و درد ممکناست پس از گرم شدن مجدد ، اندکی زیاد شود. گاهی برای تخریب زگیلها 5 - 2 بار درمان در هفته لازم است. جراحی الکتریکی (استفاده از گرما برای تخریب سلولها). این درمان میتواند در یک بار ویزیت در مطب انجام پذیرد ولی بهبودی مدت بیشتری طول میکشد و عفونتهای باکتریای ثانویه و ایجاد جوشگاه شایعتر است.در صورتی که تحت جراحی الکتریکی قرار بگیرید، در محل درمان تاولی (گاهی همراه با خون) ایجاد خواهد شد.سقف تاول بدون درمان اضافی ظرف 14 - 10 روز باز میشود. یا جوشگاه کمی باقی خواهد ماند یا اصلاً دچار جوشگاه نمیشوید. شستوشو و استفاده از مواد آرایشی یا زیبایی را مطابق معمول انجام دهید. اگر لباس تاول را تحریک میکند، آن را با یک بانداژ چسبان کوچک بپوشانید. اگر تاول باز شود، مایع ممکن است دارای ویروس فعال باشد و به سایر نواحی گسترش یابد. ناحیه را با آب داغ و صابون بشویید؛ خشک کنید و بپوشانید. در مورد زگیلهای کف پا ، پوشش یا بالشتکی در کفش قرار دهید تا راه رفتن راحت شود.
داروها
داروهای موضعی مثل اسید سالیسیلیکخفیف ممکن است برای تخریب زگیلها تجویز شوند. در این صورت از دستورالعملهای روی بستهبندی آنها پیروی کنید. ممکن است برای کمک به درمان زگیلها، ترتینوئین ، اسید رتینوئیک یا بنزوئیلپراکساید تجویز گردند.در این شرایط به پزشک خود مراجعه نمایید
- اگر خود یا کودک شما زگیل داشته باشید و بخواهید آن را بردارید.
- اگر بعد از برداشتن با جراحی سرپایی یا سوزاندن الکتریکی، علایم عفونت در محل درمان ظاهر شوند.
- اگر پس از درمان تب ایجاد گردد.
- اگر زگیلها پس از درمان کاملا از بین نروند.
- اگر پس از درمان زگیلهای دیگری ظاهر شوند.
چاق ها در معرض نارسایی کلیوی
خونریزی مغزی
- مقدمه
- خونریزی داخل مغزی
- خونریزی ساب آراکنوئید یا زیر عنکبوتیه
- خونریزی اپیدورال (بالای سختشامه)
- خونریزی سابدورال (زیر سختشامه)
| خونریزی داخل جمجمه که در اصطلاح ، خونریزی مغزی گفته میشود، بر اساس محل آن به انواع داخل مغزی ، سابآراکنوئید یا زیر عنکبوتیه ، ساب دورال و اپیدورال تقسیم میشوند. خونریزی ساب دورال و اپیدورال اغلب بدنبال ضربه سر ، خونریزی سابآراکنوئید یا زیر عنکبوتیه بدنبال پارگی خودبخودی یک آنوریسم (قسمت ضعیف شده یک رگ) یا بدشکلی شریانی ـ وریدی و بالاخره خونریزی داخل مغزی بیشتر در زمینه فشار خون بالا و درصد اندکی بدنبال ضربه ایجاد میشود. |
مقدمه
سطح خارجی مغز و نخاع بوسیله پردههایی به نام مننژ پوشیده شده است که از داخل به خارج عبارتند از:1-نرمشامه: پرده بسیار ظریفی است که بلافاصله بر روی دستگاه اعصاب مرکزی (مغز و نخاع) قرارگرفته است.
2- عنکبوتیه یا آراکنوئید: پرده ظریفی است که در داخل سختشامه قرارگرفته و از نرمشامه بوسیله فضای زیر عنکبوتیه (سابآراکنوئید) جدا میباشد که داخل این فضا مایع مغزی_نخاعی وجود دارد.
3-سختشامه یا دورا dura: پرده ضخیمی است که در خارج عنکبوتیه و داخل استخوان جمجمه قرار دارد و به داخل استخوان متصل میشود. بالای این لایه را اپیدورال و زیر آن را سابدورال میگویند.
بر اساس وجود خونریزی در هر یک از این فضاها خونریزی مغزی نام خاصی پیدا میکند.
خونریزی داخل مغزی
خونریزی داخل مغزی یعنی خونریزی در داخل بافت مغز رخ داده و بطور عمده با ایجاد فشار روی بافت اطراف سبب بروز علائم میشود. خونریزی داخل مغزی اکثرا سردردهای شدید کاهش سطح هوشیاری و نیز علائم فلج عصبی (مانند فلج یک سمت بدن و یا علامتهای عصبی دیگر) ایجاد میکند.علل خونریزی داخل مغزی
فشار خون بالا شایعترین علت زمینهای آن است.البته خونریزی داخل مغزی همچنین میتواند به علت ضربه سر ، بدشکلی رگها ، سوء مصرف آمفتامین یا کوکائین (مواد مخدر) که ناشی از افزایش حاد فشار خون یا بر اثر التهاب رگها است. ، اختلالات انعقادی یا مصرف داروهای ضد انعقاد (افزایش دوز دارو) مثل هپارین یا وارفارین اتفاق بیافتد.خونریزی ساب آراکنوئید یا زیر عنکبوتیه
خونریزی زیر عنکبوتیه عبارت است از خونریزی ناگهانی در فضای زیر عنکبوتیه که مشخصا با سردرد تظاهر میکند تا علائم فلج عصبی. این فضا به طور طبیعی با مایع مغزی ـ نخاعی پر میشود. این بیماری میتواند تمامی سنین را مبتلا کند ولی در بزرگسالان 50-25 ساله شایعتر است. این بیماری اغلب با سردرد شدید و حاد و ناگهانی غیر معمول تظاهر پیدا میکند که غالباً با از دست رفتن هوشیاری دنبال میشود. خوابآلودگی، گیجی، تشنج یا اغما ، سفتی گردن همراه با درد در هنگام حرکت و استفراغ از علایم شایع دیگر آن است.علل
خونریزی زیر عنکبوتیه بدون ارتباط با ضربه سر عموما ناشی از پارگی آنوریسم سرخرگی مغز (قسمت ضعیف شده یک شریان) یا یک بدشکلی شریانی_وریدی است. از علل نادر آن خونریزی داخل مغزی میباشد که به این فضا راه یافته است.اغلب این آنوریسمها مادرزادی هستند که از هنگام تولد وجود داشته است که گاهی با بیماری چند کیستی کلیه همراه است. عفونتهای بدن مانند آندوکاردیت عفونی نیز گاهی موجب آنوریسم میشوند.تشخیص
سیتیاسکن معمولا وقوع خونریزی را ثابت میکند. در صورت تشخیص با آن آزمایش مغزی-نخاعی (وجود خون) کمک میکند. گاهی MRI هم کمک میکند.عواقب بیماری
میزان مرگ و میر ناشی از خونریزی زیر عنکبوتیه بالاست. تشخیص و درمان زودهنگام میتواند بر عواقب تأثیر بگذارد. ممکن است در بعضی موارد فلج نسبی، ضعف یا کرختی و مشکلات گفتاری و بینایی باقی بماند. ناحیه آسیب دیده مغز نمیتواند بهبود یابد. البته غالباً نواحی آسیب ندیده مغز میتوانند کارکرد از دست رفته را یاد بگیرند. این امر معمولاً مستلزم نوتوانی شامل فیزیوتراپی، کار درمانی یا گفتار درمانی است.درمان
- درمان با هدف پیشگیری از عوارض ، مسلتزم بستری شدن در بیمارستان است.
- جراحی برای توقف خونریزی و برداشتن خون لخته شده
- داروهایی که تورم و فشار مغز را کاهش دهند و در صورت نیاز سایر علایم را کنترل کنند.
خونریزی سابدورال (زیر سختشامه) و اپیدورال (بالای سختشامه) با ایجاد یک توده (هماتوم) بافت مغز زیر خود را تحت فشار قرار میدهد. منشاء این خونریزیها اغلب ضربه سر میباشد و معمولا با سردرد یا کاهش سطح هوشیاری و خوابآلودگی بروز میکنند.
خونریزی اپیدورال (بالای سختشامه)
بطور کلاسیک ، هماتوم اپیدورال بدنبال ضربهای روی میدهد که منجر به شکستگی جمجمه و دوره کوتاهی از عدم هوشیاری باشد. در هماتوم اپیدورال بیمار بعد از ضربه دچار بیهوشی موقت میشود و بعد ممکن است در فاصلهای هیچ علامتی نداشته باشد به همین سبب لازم است در هر بیماری که بدنبال ضربه به سر دورهای از بیهوشی داشته است، سیتیاسکن انجام شود. و در صورت وجود بیماری جراحی و تخلیه اورژانسی و سریع ضرورت مییابد.خونریزی سابدورال (زیر سختشامه)
خونریزی و هماتوم سابدورال (زیر سختشامه) عبارت است از خونریزی که باعث تجمع خون و لخته (هماتوم) در زیر خارجیترین غشا از سه غشای پوشاننده مغز میگردد. دو نوع هماتوم زیرسختشامه وجود دارد. هماتوم حاد زیرسختشامه در فاصله کمی پس از آسیب شدید به سر ایجاد میگردد. هماتوم مزمن زیرسخت شامه، عارضه ایست که ممکن است هفتهها تا ماهها پس از آسیب به سر ایجاد شود. آسیب ممکن است چنان ضعیف بوده باشد که بیمار آن را به خاطر نیاورد.علایم شایع
- سردردهای راجعه که هر روز بدتر میشوند.
- خوابآلودگی، گیجی، تغییرات ذهنی یا منگی متغیر
- ضعف یا کرختی یک طرف بدن
- اختلالات بینایی
- استفراغ بدون تهوع
- مردمکهایی به اندازه متفاوت (گاهی اوقات)
- نوع مزمن بیشتر در شیرخواران و سالمندان شایعتر است و بیماری معمولا با تغییر در قوای ذهنی و فراموشی با یا بدون علائم فلج عصبی (فلج یک سمت بدن یا اختلال تکلم) تظاهر میکند.
تشخیص
سیتیاسکن بهترین روش برای مشاهده خونریزی و هماتوم است. ام آر آی هم میتواند خونریزی و زمان دقیق آنرا (کی اتفاق افتاده؟) را نشان دهد.درمان
تخلیه و برداشتن لخته از طریق جراحی راه درمان قطعی آن است. بعد از بهبود وضعیت حاد بیمار در صورتی که تکلم یا کنترل عضلات دچار آسیب شده باشد، بیماران ممکن است به فیزیوتراپی یا گفتار درمانی نیاز پیدا کنند.بیشتر بیماران غالباً در طور مرحله حاد به تغذیه داخل وریدی یا به تغذیه با لوله معدهای نیاز خواهند داشت و سپس میتوانند در حد تحمل از غذای معمولی استفاده کنند.
پیشگیری
- پس از استفاده از داروهای روانگردان و خوابآور، رانندگی نکنید.
- از سر در مقابل صدمات محافظت کنید. در اتومبیل از کمربند، در ورزشهای تماسی از محافظ سر و در هنگام دوچرخهسواری از کلاه ایمنی استفاده کنید.
- اگر دچار آسیب سر شده باشید (هرچند خفیف به نظر برسد) و هر یک از علایم خونریزی زیر سخت شامه ایجاد شود. باید به پزشک مراجعه نمود. چون یک اورژانس است!






